اخیرا جناب هاشمی با حملات خود به دولت نهم و تبرئه دولت خود از هر گونه اتهام موجبات ناراحتی دلسوزان را فراهم کرده اند ایشان در دوران خود با عملکرد تامل برانگیز خود و کارگزارانشان در گذشته موجبات این ناراحتی را فراهم نموده بودند برای نمونه سخنان حاج احمد آقا در رابطه با دولتمردان و شخص جناب هاشمی را برای پاسخ به صحبت های آقای هاشمی انتخاب کردم و خود از هرگونه اظهار نظر اجتناب می کنم و ایشان را به حاج احمد آقا ارجاع می دهم باشد که اثر بخشد:
"با شروع جنگ كشورمان يكپارچه شور و احساس شد. شعارها قوت بيشتري گرفت. مرگ بر آمريكا، مرگ بر اسرائيل، مرگ بر شوروي، جنگ با صدام، مبارزه با متحجرين خليج فارس مبارزه با سرمايه داران زالو صفت، همه و همه موجب مي شد كه مردم شور و حال بيشتري در استمرار راه خود پيدا كنند. امام (ره) راه را مشخص كرده بودند: «يا رهايي و يا شهادت».
فشار، سختي، شهادت و ايثار، ازبين رفتن اموال وانفس براي مردم توجيه بسيار منطقي داشت. مردم همه مشكلات را پذيرفتند و راه سخت مبارزه را انتخاب كردند فقر بر رفاه برتري پيدا كرد، چرا كه امام فرموده بود يك موي كوخ نشين ها بر همه كاخ نشين ها برتري دارد. بودند افراد بسياري كه فرزندان خود را به رزمگاه بردند و براي شهادت ساير فرزندان خود از امام طلب دعا داشتند چه بسيار نوجوانان پر شوري كه سن شناسنامه اي خود را زياد كرده تا بتوانند در جبهه هاي نبرد با دشمن حاضر شوند. روحانيان مجاهد بعداز پيروزي انقلاب جذب نظام شدند و هر كدام در گوشه اي جذب نظام شدند و هر كدام در گوشه اي مشغول كار شدند و زحمات زيادي كشيدند و مي كشند.
ضد انقلاب با كمك استكبار دست به ترور روحانيون بزرگوار زد. انفجار حزب جمهوري اسلامي، نخست وزيري و ترور شخصيت هاي سياسي و مذهبي و ترور ائمه جمعه از موارد قابل اشاره است. ناچار روحانيون مسئول به محافظ پناه بردند و حفاظت خود را به آنها سپردند نطفه جدايي از مردم بسته شد. ديگر محافظين اجازه نمي دادند شخصيتهاي روحاني ميان مردم بروند.
بزرگترين ضرر ترورهاجدا كردن مسئولين روحاني از مردم بود. اين جدايي كم كم كار خود را انجام داد و مسئولين روحاني براحتي نمي توانستند حرف دل مردم را بشنوند. از طرف ديگر پاسدار و حفاظت داشتن از خود ژستي شد و تشريفات خلق و خوي خلقي بودن روحانيان مبارز را تغيير داد. ديگر روحانيون مسئول مانند مردم جنوب شهر در صف اتوبوس نمي ايستند. منازلشان با منازل پا برهنه ها همخواني ندارد. خورد و خوراك آنها مثل مردم نيست. مسافرت ها، وضع زن و بچه بكلي تغيير كرده است و بالاخره تجمل جاي درويشي را گرفت. فرياد امام و رهبر انقلاب بلند شد. بعضي ها ظاهر قضيه را كمي تغيير مي دهند تا آب از آسياب بيفتد. خيال مي كنند تشريفات فقط ماشين بنز است كه در آن مي نشيند در حالي كه تشريفات تنها اين نيست. تشريفات در تفكر ما رسوخ كرده است.
اگر برخي از روحانياني كه قبل از انقلاب در غم و شادي مردم شريك بودند، همانها كه سخنگوي انقلاب بودند، اگر زود به فكر علاج نيفتند خطري كه احساس مي شود ممكن است جدي گردد. اين كه روحاني وقتي حرف از مستضعف مي زند، مي گويند شعار مي دهي، به علت اين است خود عمل نمي كند، و الا اگر كه خود عمل مي كرد او شعار بي محتوي نمي دانست اگز چه به حرف او گوش ندهند.
به نظر من يكي از علل دلسردي حزب الله عزيز در مقابل مفاسد اجتماعي همين است. اين مسئله در غير روحاني هم هست ولي چون يك طلبه هستم قسمت روحاني اش را گفتم و يك غير روحاني وكيل ياوزير قسمت هاي ديگرش را بگويد. اين اساس است ديروز سختي هاي مبارزه با مردم تقسيم مي شد و مردم گرم مبارزه بي امان مي شدند ولي امروز امتيازهاي حكومت با مردم تقسيم نمي شود. لذا حزب الله حساسيت و دلگرمي سابق را ندارد البته بحث بر سر حزب اللهي اي كه اعتقادش محكم نيست كه او با خدايش و امامش پيمان بسته است كه تا هميشه در مقابل سختي ها و فريب ها بايستد و هرگز قدمي كوتاه نيايد.
از طرف ديگر حرفهاي ملايم بعضي از مسئولين نظام در برابر غرب بخصوص آمريكا و سرمايه داران زالوصفت زمينه را براي مؤمنيني كه در فراز و نشيب انقلاب دنبال امام و نظام بودند مهيا مي سازد تا مورد طمع دشمن قرار گيرند. راديو هاي بيگانه با بزرگ كردن ملايمت ها جو حاكم بر نظام را به گونه اي ترسيم مي كنند كه گويي نظام و فرزندان امام از خط و روش امام جدا شده اند و راه ديگري را مي پيمايند. پرخاش روزنامه هابه يكديگر، افشا گري بدون تحقيق، حمله به مسئولين مورد اعتماد مردم به جو عدم اعتماد مردم دامن مي زند.
اعمال برخي از مسئولين از قبيل نشستن با سرمايه داران فراري درآمريكا كه با اين سخن امام كه روحانيت متعهد به خون سرمايه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنها سر آشتي نداشته و نخواهد داشت و دفاع تبليغي سراسري از اين حركت نادرست از حمله چيزهايي است كه حزب اللهي را دلسرد مي كند. عدم هماهنگي با بعضي از مواضع رهبري كه در زمان امام هم اتفاق مي افتاد و عدم مبارزه تبليغي سراسري و يا حتي موردي موجب مي شود كه عده اي از فرزندان انقلاب در حوزه ها و دانشگاهها و محافل سياسي معتقد شوند كه اين عدم هماهنگي خود سياست مورد قبولي است كه به امام در زمان امام صدمه مي زد و به رهبري معظم در اين زمان. اينها همه و همه مورد سؤال حزب الله است و اين كم خطري نيست.
اثرهاي اين موضع گيري ها و رفت و آمد هاي بي حساب در دانشگاهها و حوزه ها كارخانه ها و كوچه و بازار بخصوص محافل سياسي بازتاب گسترده اي دارد كه ممكن است در دراز مدت زيانهاي غير قابل جبران به دنبال داشته باشد. بايد كاملاً توجه داشت كه براي رسيدن به رفاه اقتصادي شكست سياسي و اعتقادي نخوريم كه در مقايسه با آن رفاه، در ساير زمينه ها ضرر بيشتري عايدمان شود .من صرفاً به يكي دو مورد روشن اشاره كردم و خواستم بگويم همه چيز را به گردن آمريكا انداختن و همه ضعف ها را به پاي فاكتور خارجي نوشتن و درزير چتر اين اين شعارها از عيوب خود غافل بودن ساده لوحانه است.
امروز همه ما موظفيم سياستهاي اقتصادي دولت را پشتيباني بكنيم و دفاع از دولت وظيفه اصلي شرعي همه است ولي صرف اين كه طرحي از طرف چند اقتصاددان تهيه شده و تني چند از كساني كه مسائل اقتصادي را مي فهمند آنرا تأييد كرده اند، نبايد موجب شود تا آخر بر آن پافشاري كنيم. ما بايد از جنگ و طرح هاي كارشناسان جنگي و نتيجه جنگ اين تجربه و درس را بياموزيم كه بايد كارشناسان دولت حتماً براي طرح هاي خود زمان درنظر بگيرند و با شجاعت و صراحت با مردم حرف بزنند و بگويند كه تا فلان زمان نتيجه اين سياست اقتصادي چيست كه در صورت عدم موفقيت فوراً فكر اصلاحي كرد والا كار به جايي مي رسد كه يك مرتبه متوجه مي شويم كه هيچ راهي جز تسليم در برابر مشكلات نداريم. نتيجه اين كه با وضع اقتصادي مردم و تجمل گرايي روحانيان مبارزه و عدم كار فرهنگي درست و موضع گيري هاي بعضي از مسئولين ملايمت هاي بي مورد ديگر نبايد توقع داشته باشيم همان شور و حال اول انقلاب باقي باشد و مردم درمقابل تنش هاي سياسي و فرهنگي سر از پا نشناسند و وارد عرصه كار زار مبارزه با مفاسد اجتماعي و ميادين مبارزاتي شوند."
منبع : مبارزین
این ابوی ما تا حالا چند بار پاپی شده که بیا برو یه حج عمره حیفه! اما داداشتون (اخوی) حاضر به پذیرش این درخواست قانونی و مشروع نشده. هر چی با خودم کلنجار رفتم که پسر پاشو یاعلی بگو برو اما تو کتم نرفت که نرفت وقتی به دور و بر خودم نگاه می کنم و می بینم که این همه جوون ، این همه آدمایی که شاید براشون 400 ، 500 هزار تومن خیلی باشه دلم نمیاد برم حج آخه برای چی لا اقل این پول قسط یکی دو ماه یه جوونه چرا باید برم حج مگه از همینجا نمیشه زیارت کعبه رو بجا آورد ، مگه نمی شه طواف کعبه کرد و لبیک ، الهم لبیک گفت و مگه نگفت انا اقرب من حبل الورید و مگه ...
اما از حق نگذریم باید پذیرفت که حج برای بسیاری ضروری است اما با چه شرایطی، راستش یه بار یه بهونه جالب انگیزناک برای ابوی گرام آوردیم که پدرجان میرم چشم قربونت اما به وقتش، گفت پسر جان حج تو جوونی مزه داره تاثیر داره و...
گفتم چشم پدر جان تو جوونی میرم ایشالله مزوج که شدیم ( منزل گرفتیم) با منزلمون مشرف می شیم برا ماه عسل خوبه...!!!!!!!!!!!!!!!
با خودم فکر کردم الان دیگه هیچی نمی گه خب حرف کاملا چیز بود منطقی!!!
اما ابوی گرام یک جمله کاملا قصار و واقعا چیز ( دلچسب) فرمودند که بد جوری ما رو قلقلک داد کلی حال کردم و ...
گفت پسر جان حج رفتن با زن جماعت فایده نداره (هههههه) الان خوبه بعدا اگه خواستی دست خانم(منزل) رو بگیر با هم برید حج چه باک...
منو میگی موندم حیرون ولی به هر حال هنوز نتونستم با خودم کنار بیام شاید خیلی از شما ها رفته باشید و کلی حال کرده باشید اما با این حال ... نمی دونم آره قربونش...
مسکن قلبی ما هم فقط همین یه بیته:
برو طواف دلی کن که کعبه ی مخفی است
که آن خلیل بنا کرد و این خدا خود ساخت
ربنا اننا سمعنا منادیا ینادی للایمان اَّن امنو بربکم فامنا
ربنا فاغفر لنا ذنوبنا و کفر عنا سیئاتنا و توفنا مع الابرار
ربنا و اتنا ما وعدتنا علی رسلک و لا تخزنا یوم القیامه
انک لاتخلف المیعاد.
فاستجاب لهم ربهم انی لااضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی بعضکم من بعض...
پس خدا دعاهای ایشان را اجابت کرد و فرمود: " من عمل هیچ کس از مرد و زن که برخی از بعضی دیگر هستند بی مزد نگذارم..."
اضافات:
شهرام خان هم که به سلامتی رفت و انشاالله به سلامت به مقصدش برسه و دیگه اثری ازش پیدا نشه ( این آرزوی قلبی بعضی از آقایان و آقازاده هاست) به هر حال شهرام خان برای برخی سبب خشنودی شد . دعای آقایان و آقازاده ها پس از فرار ایشان: آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش. از همه جالب تر موضع گیری منتجب نیا بود که گفته بود شهرام جزایری رو علم کردن که کروبی رو بد نام کنند!!!
دویم اینکه ظاهرا رئیس مجمع تشخیص بدجوری دنبال برکنار کردن دبیر مجمع است علی رقم نقد زیادی که به سایت بازتاب دارم و یک چند نقد از شخص محسن رضایی بخصوص در مورد موضع گیری آخر وی به هر حال شک ندارم که کنار زدن وی یک اقدام کاملا سیاسی و تلافی جویانه است و احتمالا مربوط به ماجرای نامه محرمانه است البته در ان قضیه کسی که به مصلحت نظام عمل نکرد رئیس مجمع بود نه دبیر آن!
ماجرای سئوالات آزمون ضمن خدمت فرهنگیان هم سوژه این روزهاست البته و صد البته باید با عامل یا عوامل اصلی برخورد قاطع شود اما موضع گیری ها کاملا منطقی بوده و اقدامات لازم هم تا حدودی همینطور همینکه از پخش این سئوالات در جلسه آزمون جلوگیری شده و مسئول طراحی سئوالات برکنار شده و رئیس آموزش پرورش استان تهران و وزیر آموزش و پرورش هم عذر خواهی کرده اند این خودش نشان می دهد که اقدامات بد نبوده است اما باید با ریشه یابی جدی جلو این رفتارها گرفته شود و مسئول مربوطه مواخذه شود فقط یادمان بماند برخی دارند از اب گل آلود ماهی می گیرند.