قالیباف ولایتمداری ضدانقلاب است!!

 در تشییع مراسم شهدا حاج حسین الله کرم از فرماندهان جنگ تحمیلی طی سخنانی به انتقاد از شهردار تهران دیگر فرمانده جنگ می پردازد، الله کرم در این اعتراض در مورد جمع آوری تبلیغات مربوط به فاطمیه توسط شهرداری خطاب به قالیباف می گوید:" اگر دستور شما بوده است كه جلوي تبليغات عاشوراي فاطمي را بگيرند؛ كه واي بر شما. اگر دستور شما نبوده است پس سريع برگرديد والا جاي شما همان فرانسه خواهد بود."

سخنان الله کرم البته قسمتهای تند و تیز تری هم دارد:" به صحنه بياييد و از جلوگيري‌ها دست برداريد و الا همان گفته زيباي استاد عزيز ما(منصور ارضي) كه شما را به عمر سعد تشبيه كرد و گفت كه عمر سعد به در و ديوار مي‌زد تا اگر به گندم ري نرسيد حداقل به جوي آن برسد، در مورد شما صدق خواهد كرد. ولي بدانيد اين راهي كه مي رويد راهي نيست كه حتي جوي شهر ري هم به شما برسد.(تكبير حضار)"

به این تکبیر حضار البته شعار مرگ بر قالیباف را هم که بعضی سر می دهند اضافه کنید! اینکه انتقاد الله کرم در مورد کم رنگ بودن تبلیغات فاطمیه و جمع آوری برند های تبلیغاتی هیئت های مذهبی بجا بوده است را منکر نمی شوم اما آیا علت این صحبتها فقط همین بوده است؟! هیچ آدم منصفی نمیتواند این موضوع را باور کند. قطعا گرایشات سیاسی و هم خط نبودن قالیباف با رئیس جمهور و برخی مواضع قالیباف در طی این سالها که به مزاق قشر انقلابی چندان خوش نیامده است هم در ایراد این سخنان بی تاثیر نبوده است. به شخصه نه تنها هیچ علاقه ای به قالیباف ندارم بلکه هیچ علاقه ای به مخفی کردن این واقعیت هم ندارم اما سوالی که این روزها برای خیلی ها در مورد محمد باقر قالیباف مطرح است اینست که او فردی ولایی است یا با مواضع دو پهلو فقط بدنبال منافع خودش است ؟!

قالیباف مدیر سازمانی خوبی است، نشان داده است وقتی سازمانی را به او می سپارند قادر است تحول ایجاد کند، اما او آنچنان که باید نمی تواند یا نمی خواهد که مواضع انقلابی یا شدیدا انقلابی بگیرد، موضوعی که چندیست بدنبال رفع آن بر آمده است و با حضور در مناطق جنگی و سخن از مدیریت بسیجی سعی کرده است که خود را هنوز فرماندهی انقلابی نشان دهد.

 با این حال باید به دو مورد اعتراف کنم، اول آنکه محمد باقر قالیباف از فقدان عقبه جوانان حزب اللهی که خودجوش و مخلص برایش کار کنند به شدت رنج می برد. این رنج در آینده بیشتر هم خواهد شد اما او به این خاطر هیچ کس را نباید سرزنش کند مگر خود را! حلقه مدیران و هواداران قالیباف معطوف شده است به چند هم رزم و هم ولایتی او که بیشترشان هم در شهرداری مشغول به کارند. به علاوه چند نفر از سرداران سپاه که از قضا روزگاری را در لشگر 5 نصر خراسان گذرانیده اند که میانگین سنی مجموع این هواداران هم بالای 40 سال است! بیشتر این 40 ساله ها هم روزگار جوانی خود را در پشت خاکریز و در فضای پادگانها گذرانده اند و با هم عکسهای یادگاری زیادی هم گرفته اند. جوانانی که امروز در میانسالی شاید به آرمان جوانیشان می اندیشند. رسانه های قالیباف هم معمولا با بودجه او و تعدادی مشاوران میان سال و جوانانی که حقوق خبرنگاریشان را تمام و کمال می گیرند می گذرد او در میان وبلاگنویسان هم حامیان چندانی ندارد و این نشان از همین فقدان جوانان پرشور انقلابی در اطراف اوست. بر عکس احمدی نژاد که میانگین سنی گردانندگان سایتهای حامی او کمتر از 30 سال است و بسیاری از آنها هم بدون چشم داشت می نویسند. حداقل این امر در مورد خیل عظیم وبلاگنویسان حامی او صادق است!

اما اعتراف دیگری هم باید بکنم آن هم اینکه با شناختی که از محمد باقر قالیباف دارم نمیتوانم او را فردی ولایی ندانم! شاید بعضی موضع او را بعد از انتخابات و در تلویزیون نپسندیدند و گفتند که هم به نعل و هم به میخ کوبید اما برای من همان قسمتی که گفت:" از همه مهمتر مقام معظم رهبری، ایشان که دیگر دروغ نمی گوید، آخرت خودش را خراب نمی کند..." کافیست که او را هنوز هم فردی ولایی بدانم. خیلی ها عدم حضور قالیباف در انتخابات را نظر مشاوران وی می دانند اما بعضی می گویند که صرفا این موضوع نبوده است. نمی توانم باور کنم که او با همه ی مواضع روشنفکری و ژستهای مدیریتی اش که گاهی بیش از اندازه غیر قابل تحمل هم می شود ولایی نباشد.

بعضی او را بخاطر بکار گیری برخی افراد در مجموعه مدیریتش غیر ولایی می دانند اما سوال اینجاست مگر احمدی نژادی را که مشایی را به هیچ قیمت کنار نگذاشت ولایی نمی دانیم؟! مگر رهبری در مورد اقدامات مشایی من جمله مسئله دوستی با مردم اسرائیل و سازمان حج و زیارت و معاون اولی رسما مخالفت صریح خودش را با این فرد نشان نداد؟! آیا احمدی نژاد بخاطر بکارگیری فردی که رهبری بارها مخالفتش را با مواضع و عملکردش نشان داده است هم غیر ولایی است؟!

............................................................

یادم نمی رود که حاج حسین الله کرم در محفلی می گفت هیچ کس به اندازه من سخنان رهبری را به دقت نمیخواند و نکات مهمش را استخراج نمی کند، نمی دانم آیا حاج حسین عزیز سخنان رهبری مبنی بر جذب حداکثری و دفع حداقلی را هم با همان دقت خوانده است که در مورد مواضع دو پهلوی خواص؟ فقط می دانم که یک قالیباف ولایی بیشتر از یک قالیباف ضد انقلاب بدرد این انقلاب می خورد! این را هر دو طرف هم باید بدانند!

اضافات:

- لابد الان متهم می شوم به قالیبافی بودن! البته برایم مهم نیست که اغیار چه می گویند! که موضع ما در قبال او اظهر من الشمس است.

- من نمیدانم چرا قالیباف با مواضعش چند پیرمرد به ظاهر روشنفکر و رخوت زده را به خیل جوانان پرشور و انقلابی ترجیح می دهد فقط می دانم که او به شخصه هیچ وقت سیاستمدار خوبی نبوده است!

- جالب است که شهرداری تبلیغات هیات های مذهبی را در شهر جمع آوری کند اما تبلیغات هیئت آل یاسین که منتسب به قالیباف است را جمع آوری نکند!

- رپرتاژ قالیباف در نمایشگاه کتاب هم کلی ما را خنداند در حد عکس بنر هاشمی و امام پشت سر جاسبی! اعتماد به نفس آدمها همیشه سوژه خوبی برای تحویل حال است!

غائله 23 آبان 76 / پرده ی آخر

واکنش آیت الله خامنه ای در جمع بسیجیان

رهبر انقلاب دو هفته بعد همزمان با سالروز تشکیل بسیج مستضعفان در نشستی با بسیجیان گذری هم به حوادث آن روز زد، پیش از وی تشکل های مختلف اعلام کرده بودند که همزمان با بعثت رسول اکرم(ص) راهپیمایی را در حمایت از آیت الله خامنه ای و ولایت فقیه برگزار خواهند کرد اما آیت الله خامنه ای در سخنان خودش رد جمع بسیجیان بعد از تبیین حوادث اتفاق افتاده از همه خواست تا به اعتراضات و راهپیمایی ها پایان دهند. قسمتی از سخنان ایت الله خامنه ای در آن رز به شرح زیر است:

" عزيزان من! كسى گمان نكند كه توطئه دشمن، با گذشت هجده سال از پيروزى انقلاب، تمام شد؛ نه! دشمن، از مقابله با نظامى كه منافع نامشروع استكبار را در منطقه، از او گرفته است، آشتى نخواهد كرد. البته به زبان، چيزهايى اظهار مى‏كنند، ولى باطن، چيز ديگرى است!... من به شما عرض كنم كه توطئه دشمن، در گذشته يك تفاوت با امروز داشت. در گذشته، توطئه دشمن از روى بى‏تجربگى بود. يعنى امريكا، استكبار جهانى، كمپانى‏داران بزرگِ صهيونيست و امثال آنها كه مى‏خواستند با ملت و انقلاب ايران مبارزه كنند، از روشهاى ساده‏ترى استفاده مى‏كردند كه براى همه، قابل افشا بود. مثلاً تحريك به حمله نظامى و راه انداختن جنگ، توطئه بود؛ اما همه، اين را مى‏شناختند. توطئه روشن مى‏شد؛ مردم به پا مى‏خاستند و مقابله مى‏كردند. يا مثل حمله امريكاييها به صحراى طبس و از اين قبيل، آنچه كه انجام دادند - محاصره اقتصادى، حملات تبليغى و غيره - كارهايى آشكار بود. به مرور فهميدند كه نمى‏شود ملت ايران و انقلاب اسلامى را با اين توطئه‏ها و كارها شكست داد. اين تجربه، موجب شده است كه روشهاى خودشان را پيچيده‏تر كنند. به همان نسبتى كه آنها روشها را پيچيده‏تر مى‏كنند، ملت ايران هم بايستى هوشياريش را بيشتر كند. جوانان بايستى آمادگيشان را بيشتر كنند. نه آمادگى جنگى؛ چون امروز بحث جنگِ نظامى نيست. البته آمادگى رزمى هم براى روز مبادا ضرورى است؛ اما آن چيزى كه براى همه لازم است، آمادگى معنوى؛ يعنى آمادگى فكرى، آمادگى روحى، آمادگى سياسى و حفظ وحدت، اتّصال و ارتباط نيروها با يكديگر، ارتباط مستحكم و دوستانه ملت و دولت و شناختن چهره دشمن در هر لباسى است. دشمن با شكلهاى مختلفى خود را به مقابله با انقلاب مى‏كشاند. هميشه با لباس نظامىِ وابسته به فلان دولتِ بيگانه، جلو نمى‏آيد.... چندى قبل، در يكى از اجتماعاتى كه درباره انقلاب و خطرات انقلاب براى استكبار، در يكى از كشورهاى بيگانه تشكيل شده بود، بعضى از كسانى كه در آن‏جا سخنرانى كردند، گفته بودند كه انقلاب اسلامى، به وسيله روحانيت و به پشتيبانى جوانان حوزه و دانشگاه پيش رفت و به طور كلّى با تكيه به نسل جوان ادامه يافت. براى زدن و كوبيدن انقلاب هم بايد از همين وسيله استفاده كنيم! بايد سراغ حوزه علميه، سراغ يك معمّم و سراغ حوزه و دانشگاه برويم؛ بلكه از آن طريق بتوانيم اين انقلاب را ضربه بزنيم! غافل از اين‏كه حوزه ما بيدار است، دانشگاه ما بيدار است، بزرگان ما بيدارند. كسانى كه توطئه مى‏كنند، ملت ايران را بد شناخته‏اند! در اين توطئه‏اى كه اخيراً نشانه‏هاى آن را مشاهده كرديد - كه من مايل نيستم در جزئيات اين‏گونه چيزها وارد شوم - دلم نمى‏خواهد از كسانى اسم بياورم؛ اما اصل قضيه را ملت ايران، بايد درست توجّه كند و اعماق توطئه را بداند.

عزيزان من! ما در شناختن دشمن، دچار اشتباه نخواهيم شد؛ اين را دشمن بداند! خيال نكند كه اگر آمدند و چند نفر آدم ساده‏لوح و معمّم را وادار كردند كه حرفى بزنند، ما اشتباه مى‏كنيم و خيال مى‏كنيم كه دشمن ما اينها هستند! اينها كسى نيستند! دشمن، خود را پشت پرده پنهان مى‏كند. دشمن كه جلو نمى‏آيد و خود را نشان نمى‏دهد. دشمن سعى مى‏كند شناخته نشود! آن كسى كه سينه سپر مى‏كند و به خيال خود جلو مى‏آيد، يك عامل است؛ ممكن است خودش هم نداند عامل است!

بايد هوشيار بود. من اميدوارم كه ملت ايران در شناخت دشمن، اشتباه نكند و دشمن را بشناسد. دشمن، استكبار جهانى و امريكاست. دشمن، صهيونيستها هستند. دشمن براى مبارزه با انقلاب، انواع و اقسام روشها را تجربه كرده است. اين دفعه به خيال خود خواستند روش مؤثّرترى را تجربه كنند و آن، هدف گرفتن رهبرى است! يقيناً بعد از مطالعه زياد و با اطلاع از اوضاع و احوال گوناگونى - و البته خبرهاى راست و دروغى - توانسته‏اند به اين نتيجه برسند كه بايد رهبرى را هدف قرار داد! چرا؟ به خاطر اين‏كه مى‏دانند در كشور، اگر يك رهبرى مقتدر وجود داشته باشد، همه توطئه‏هاى آنها نقش بر آب خواهد شد؛ والّا اينها با شخص، طرف نيستند! شخص، براى اينها مهم نيست؛ هر كس باشد. مگر همين كسانى كه امروز به اين زبان خشن حرف مى‏زنند و اين‏طور ناجوانمردانه سيل تهمت و افترا روانه مى‏كنند، با امام، طرف نشدند؟! همين افراد با امام هم طرف شدند؛ دل امام را پر از خون كردند، كه امام در آن نامه، به آن اشاره فرمود! همين كارها را با رهبرى مى‏كنند؛ چون مى‏دانند رهبرى در جامعه اسلامى و ايران اسلامى، گره‏گشاست.

اوّل كسى كه در مقابل اين حرفها در اين چند روز - اين يكى دو هفته - وارد ميدان شد و حرف زد، رئيس‏جمهور عزيزمان جناب آقاى خاتمى بود. در مصاحبه خود به شكل بسيار دقيق و هوشمندانه، آنچه را كه مى‏خواستند در ذهن مردم القا كنند، ايشان از ذهن مردم، پاك كرد، رفت و در مقابل اين توطئه قرار گرفت؛ آنها هم خيلى عصبانى شدند.

بيچاره‏ها! نه ملت ايران را شناختيد، نه انقلاب را شناختيد، نه روحانيت را شناختيد، نه مسؤولان را شناختيد! با همين جهل و بى‏خبرى بود كه در انقلاب، شكست خورديد! با همين جهل و تحليل غلط بود كه هجده سال است شكست مى‏خوريد! به فضل الهى، با همين اشتباهى كه مى‏كنيد، در اين دفعه هم به دست مردم شكست خورديد و تا آخر، هميشه شكست خواهيد خورد!

. عزيزان من! اين‏جا مسأله شخص نيست. من هم مثل يكى از شما، از نظام اسلامى، از رهبرى اسلامى و از ولايت فقيه به عنوان ستون فقرات اين نظام، بايد دفاع كنم. وظيفه من است. تكليف شرعى است؛ مسأله شخصى نيست. به خاطر مسؤوليت سنگينى كه من دارم، از همه كسانى كه در اين برهه، قدم در ميدان گذاشتند تا حرف دشمن را در گلوى او خفه كنند و مشت به دهان دشمن بكوبند، صميمانه تشكّر مى‏كنم.

همين‏جا مى‏خواهم از همه خواهش كنم كه ديگر اين راهپيماييها را متوقّف كنيد؛ بس است. وقت براى حضور در صحنه و در ميدان، در راهپيمايى براى مسائل و قضايايى كه هميشه اين ملت با آن مواجه است، بسيار است؛ لزومى ندارد كه اين راهپيماييها ادامه پيدا كند. در هر جاى كشور، من خواهش مى‏كنم ديگر راهپيمايى نكنند. البته گويندگان و نويسندگان، بايد ذهنها را روشن كنند. تكليف هدايت مردم، يك تكليف الهى است.

من خواهش مى‏كنم هيچ كار و هيچ حركت غيرقانونى نشود. هيچ‏كس از آحاد مردم درصدد برنيايد كه خودش برود و به خيال خود، كسى را مجازات كند؛ نه، به‏عهده قانون است. البته به هيچ‏وجه نبايد انتقام‏گيرى كرد؛ انتقام‏گيرى چيزى نيست كه جايش اين‏جا باشد. انتقام را از دشمنان مستكبر، در جاى خود بايد گرفت. كسانى كه از روى نادانى، نفهمى، هواى نفسِ زودگذر، هواهاى بشرى ناشى از خصال زشت و بد و حسد و غيره، اقدامى مى‏كنند، شايسته اين نيستند كه كسى به فكر انتقام‏گيرى از آنها بيفتد؛ ليكن قانون بايد اجرا شود..." ( متن کامل سخنان آیت الله خامنه ای درجمع بسیجیان)

پایان ماجرا و یک ابهام

بالاخره با تمام واکنش های صورت گرفته به سخنان آیت الله منتظری در بین مردم ، روحانیون، مسئولین و شخصیتها و تشکل های سیاسی پس از سخنان آیت الله خامنه ای و درخواست وی برای پایان دادن به اعتراضات و راهپیمایی ها از التهابات سیاسی در آن روز کاسته شد، آیت الله منتظری حبس خانگی شد و در این سالها آیت الله خامنه ای اشخاصی را برای شنیدن سخنان و درخواستهای وی به بیت آیت الله می فرستاد و بعد از چند سال با درخواست دولت و موافقت رهبر انقلاب حصر خانگی آیت الله منتظری شکسته می شود در این بین اما یک سوال باقی می ماند!

آیت الله منتظری در سخنانش به دخالت رهبری در انتخاب وزرا اشاره کرده بود در حالی که بعدها گفته شد رهبری انقلاب فقط در مورد انتخاب وزیر اطلاعات اظهار نظر کرده بود و سید محمد خاتمی برای این پست حجت الاسلام درّی نجف ابادی را بر گزید، اما یک سال بعد با وقوع قتلهای زنجیره ای و متهم شدن عوامل وزارت اطلاعات توسط اصلاح طلبان در رسانه های زنجیره ای و کمیته تحقیق سید محمد خاتمی  دری نجف ابادی مجبور به استعفا شد و سید محمد خاتمی علی یونسی را برای این سمت بر گزید. ایا بین وقوع قتلهای زنجیره ای و استعفای اجباری وزیر اطلاعات وقت رابطه ای وجود دارد؟! آیا این قتلها برای امتیاز گیری از رهبر انقلاب و برکناری وزیر اطلاعات ترتیب داده شد و یا ادعای اصلاح طلبان تندرو همچون اکبر گجی و عمادالدین باقی صحت داشت؟ این سوالی است پاسخ ان هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد!

 اضافات:

- غائله 23 آبان 76 / پرده ي اول

- غائله 23 آبان76/ پرده ي دوم

- غائله 23 آبان 76 / پرده ی سوم

غائله 23 آبان 76 / پرده ی سوم

واکنش آیت الله امینی

آیت الله امینی جزو کسانی است که رابطه حسنه ای با آیت الله منتظری داشت، او حتی از برخی کج خلقی ها در برخورد با آیت الله منتظری انتقاد کرد.آیت الله امینی همچنین همان کسی است که به نمایندگی از آیت الله خامنه ای دیداری هم با آیت الله منتظری برای شنیدن سخنان وی  در زمان حصر خانگی وی داشت. اما با این حال بعد از سخنان آیت الله منتظری وی نسبت به این سخنان واکنش تندی نشان داد:

«اگر خبرگان اشتباه کرده اند، چرا زمانی که شما را به قائم مقامی انتخاب کردند، آن موقع نگفتید اشتباه کرده اند؟ اگر اعلمیت در فقه را برای رهبری لازم می دانید چرا آن زمان که شما را به عنوان قائم مقام رهبری انتخاب کردند و آیات عظام بزرگواری همچون مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی، مرعشی نجفی و دیگران وجود داشتند، نگفتید این آقایان از نظر فقهی بر من ارجحیت دارند و آنان را انتخاب کنید؟»( نمازجمعه قم ،07/09/1376)

واکنش آیت الله فاضل لنکرانی

همچنین آیت الله فاضل لنکرانی نیز در جلسه درس خارج خود لب به سخن گشوده در مورد اعلمیت و سخنان آیت الله منتظری اینگونه موضع گیری می کند:

 «اعلم واجب است، اما اینجا ولایت فقیه است، نه ولایت افقه که اعلمیت هم در ولایت شرط باشد...خود قانون اساسی را که مطالعه می کردیم، بیشتر از یک لفظ مجتهد، عارف، مدیر، مدبر، بصیر و خبیر ندارد. لکن برای اینکه توضیح بیشتری در این رابطه داده شود، شورای بازنگری را به وجود آوردند که یک قسمتش مصادف با حیات امام شد و یک قسمت هم بعد از وفات امام تحقق پیدا کرد یعنی همان روزهای اولیه مقارن با فوت امام در آن شورای بازنگری به صراحت گفتند: در ولایت فقیهی که می گوییم، بیش از اجتهاد مطلق شرطیت ندارد، اعلمیت در آن نیست، این را هم به این لحاظ گفتند که چون این احتمال داده می شد که در آینده نظام، آنهایی که اعلم هستند، رهبریت را نپذیرند و آنهایی که رهبریت را می پذیرند، لعل(شاید) بعضی اعلم نباشد، لذا ملازمه را قطع کردند و گفتند: در ولایت فقیه لازم نیست توأم با اعلمیت باشد، اگر اعلم هم شد چه بهتر، اگر هم نشد، ضربه ای به ولایت فقیه و مشروعیت نظام و حاکمیت اسلام نمی‌خورد.»( محمد فاضل لنکرانی،سخنرانی در جلسه ی درس خارج فقه،1/9/۷۶)

واکنش آیت الله مشکینی

آیت الله مشکینی نیز یک هفته بعد در مدرسه فیضیه سخنرانی کوتاهی را انجام داد و با اشاره به سابقه آیت الله منتظری در مخالفت با امام(ره) نسبت به سخنان اخیر وی واکنش نشان داد، قسمتی از سخنان آیت الله مشکینی در آن روز به شرح زیر است:

" ... رئیس جمهور را به این نحو تحریک کردن علیه رهبری، که بیست میلیون، بیست و دو میلیون رای دادند شما بیایید بگویید که آقا من اینقدر در مقابل شما رای دارم، تو نمی گذاری من کار کنم، این شما و این ریاست جمهوری و این هم وزرا نمی گذارید وزرای من کار کنند خداحافظ مردم!... این کار تحریک بزرگی است ، این انقلاب را ضایع کردن است، این خراب کردن انقلاب است، این صحیح نیست ولله این مفسده در مملکت است، آقایان خیال می کنید که رهبر عوض کردن شوخی است؟... این آقا را تحریک کند علیه رهبر که بگو من مستقلا و بی ارتباط با تو می خواهم کار کنم اگر نمی گذاری خداحافظ! این تحریک بدی است... از آن طرف می گوید که این همه بیست و دو میلیون رای داده اند به ریاست جمهوری من آقای رئیس جمهور به رهبر بگو اینها به تو گفتند نه، بیست میلیون انسان به تو گفتند نه، صحیح است آدم اینجوری بگوید؟... به هر حال نتیجه این حرکت که ما راضی نبودیم ایشان چنین چیزی بگوید و خودش را اینطوری ساقط کند، به این علت بود که امام نوشته بود بنشین در حوزه کارت را بکن. این همه ضرر به خودش بزند، این همه ضرر به انقلاب بزند..."

آیت الله مشکینی همچنین در خطبه های نماز جمعه قم با اشاره به سخنان آیت الله منتظری  انتقادات دیگری را متوجه وی می کند:

" کسانی که در رابطه با  ولایت فقیه شبهه افکنی می کنند یا نا آگاه هستند که که موضوع را به خوبی درک نکرده اند و باید آنرا مطرح و اشکال خود را برطرف کنند یا مغرضانه طرح اشکال می کنند که منصفانه نیست.... اظهاراتی که از یک نفر در روز ولادت حضرت علی(ع) بیان شد خیلی بد و برخلاف صلاح آن شخص و انقلاب بود و در تعبیرات، نزاکت رعایت نشده بود و نسبت هایی به مقامات عالیه نظام داده شده بود که دلهای مسلمانان را آزرده می کرد، در این حرفها هیچ صلاحی نبود و توهین های بزرگی به ارکان نظام شده بود، به علاوه در این سخنرانی، نهاد عظیمی مثل ریاست جمهوری و دولت علیه یک نهاد بالاتر تحریک شده بود و این دعوت به مخالفت کردن، از مصادیق روشن دعوت به افساد است زیرا اگر بنا باشد دولت علیه نهاد بالاتر، دعوت به ایستادگی شود مسئله مهمی است که طرح آن باعث تعجب شد... مطالب عنوان شده در این سخنرانی در مورد مقام معظم رهبری قابل قبول نیست و ما معتقدیم حضرت آیت الله خامنه ای واجد تمامی شرایط لازم برای رهبری است..."

وی اما در پایان خطبه در مورد رفتارهای صورت گرفته توسط معترضان نیز اشاره کرده و از این برخورد گلایه می کند:" متاسفانه قاعده این بود که بعد از پایان راهپیمایی و سخنرانی در مسجد اعظم و نمایش وفاداری به جهانیان، راهپیمایان پراکنده می شدند، اما متاسفانه به دنبال آن کاری که انجام شد که به این همایش شکوهمند دفاع از اصول نظام و مقام معظم رهبری و به این حرکت آبرومند صدمه زد، زیرا ریختن به یک محل و خرابکاری کردن، مطابق قانون نبود و نمیدانم متولیان قانون در آن زمان چه می کردند. به هر حال ما از این حرکت ها ناراحت هستیم نباید این طور باشد، باید امنیت همواره بر قرار باشد..." (همشهری 1/9/76)

اضافات:

- غائله 23 آبان 76 / پرده ي اول / غائله 23 آبان76/ پرده ي دوم

- پشت زمین شکست، خدا گریه‌اش گرفت/ وقتی علی دو دست به زانو گرفته بود...

غائله 23 آبان76/ پرده ي دوم

این مطلب در قالب چند پست منتشر خواهد شد.

واکنش هاشمی رفسنجانی به سخنان آیت الله

هاشمی رفسنجانی چند روز پس از اظهارات جسینعلی منتظری در مصاحبه ای  با ایرنا پیرامون مسائل مهم داخلی و خارجی گریزی هم به موضوع مورد بحث در آن روزها که همان سخنان آیت الله منتظری بود می زند. در این مصاحبه وی نظرش را پیرامون وقایع اتفاق افتاده اینگونه ابراز می کند:

" تهدید جدی علیه نظام وجود ندارد، اما می شود گفت که مزاحمتهایی هست. در بعد داخلی مزاحمتها همین اختلاف های بی خودی است که نمونه اش را هفته گذشته دیدیم. حرفها و اقدام های کور، نامناسب و نسنجیده همانند آواز خروس های بی محل! وحدت ملی برای ما مهمترین پشتوانه است... اگر این وحدتی که محورش ولایت فقیه است آسیب ببیند، کشور آسیب خواهد دید. چنانچه وحدت را در کشور حفظ کنیم آسیبی به کشور نخواهد رسید.( 4/9/76 همشهری)

روزنامه جمهوری اسلامی ارگان هاشمی رفسنجانی نیز در تاریخ 4 آذرماه سخنان وی را در مورد ولایت فقیه منتشر می کند:" دست های نا پاک دشمنان در توطئه علیه ولایت فقیه نمایان است... این که مثلا در دانشگاه گروهی بیایند و علیه مقدسات ما حرف بزنند، معلوم است که مردم ما تحمل نخواهند کرد." ( هاشمی رفسنجانی 4/9/76 جمهوری اسلامی)

اما چند روز بعد از سخنان آیت الله منتظری هاشمی رفسنجانی در خطبه دوم نماز جمعه به تبیین بیشتر اتفاقات اخیر و نحوه ی انتخاب آیت الله خامنه ای به رهبری پرداخت:

" من شهادت می دهم که رهبر عزیزمان آیت الله خامنه ای در این راه رای خودشان یک قدم هم برنداشتند ... در یکی از این جلسات که رفت و آمد هایی شده بود و مکاتباتی شده بود، امام ناراحت بودند از جانشین آن زمان خودشان، یک جمله فرمودند و یک مطلبی فرمودند که بسیار برای ما تلخ بود و شوک برای ما شد. ما احساس کردیم که ایشان نظر تندی دارند خوب بحث ها که شد وقتی که می خواستیم بیرون بیائیم رهبر امروز انقلاب به امام عرض کردند که آقا شما نهی کنید ما پنج نفر را که این حرف شما را بیرون نقل بکنیم، بر ما حرام کنید چون اگر این حرف از بین ما پنج نفر بیرون برود بسیار مشکل افرین می شود و ما مشکل سیاسی پیدا می کنیم امام فکری کردند و فرمودند خیلی خوب من نهی کردم که شما این حرف را بزنیدو این حرف ماند... اصلا تدبیر کرده بودیم که دشمنان ما بدانند که خلا نیست مسئله دوم این بود که کسی را نداشتیم یکی از بحث ها همانجا همین بود که در آن جلسه اولی که گفتم امام نهی کردند، همین شد که ما گفتیم که خب چه کسی؟ شما که می فرمائید ما که اقایان را می شناسیم ما که علما را می شناسیم. ما که همکارانمان را می شناسیم چنین چیزی نمی شود. در ان جلسه بود که ایشان فرمودند که همین آقای خامنه ای. به هر حال اولین بار امام فرمودند ما اصلا چنین تصوری نداشتیم برای ما که غیر منتظره بود برای شخص رهبری هم اصلا شوک آور بود."( سلام 8/9/76 و همشهری 8/9/76)

هاشمی رفسنجانی در خطبه ی دوم نماز جمعه بصورت مفصل مسائلی را پیرامون آیت الله خامنه ای و نحوه انتخاب وی به رهبری ایراد می کند که خواندن متن کامل این سخنان خالی از لطف نیست. ( متن کامل خطبه دوم هاشمی در نماز جمعه و ناگفته های انتخاب رهبری)

واکنش آیت الله جوادی آملی

چند روز پس از سخنان آیت الله منتظری طلاب، روحانیون و جمعی دیگر از مردم در حرم حضرت معصومه و مسجد اعظم قم تجمع می کنند، در این تجمع آیت الله جوادی آملی سخنرانی مفصلی را پیرامون مبانی فقهی و قانونی ولایت فقیه و حوادث آن روز ایراد می کند. وی در ابتدای  سخنانش خطاب به تجمع کنندگان اینگونه می گوید:

" آن چه از درون و بیرون مسجد اعظم امروز به گوش و چشم می رسد و می خورد، فرق ممتاز بین ظهیر انقلاب و ظِهرِیِّ انقلاب است، فرق ممتاز بین ظهیر ولایت فقیه و ظِهریِّ ولایت فقیه است. قرآن کریم مردم موحد را و پرهیزگار را ظهیر دین و دین را ظهیر خود می داند. مردم منحرف و آلوده ظِهریِّ دینند و دین را ظهریِّ خود می پندارند، آنکه پشتوانه انقلاب است، پشتیبان ولایت فقیه است، حامی دین و مقام شامخ رهبری است(ظهیر دین است) آنکه از پشت خنجر می زند ظهریِّ دین و ولایت فقیه است... مطلب مهم ان است که برخی در جریان ولایت فقیه، شبهه ی علمی دارند، برخی شهوت عملی...در جریان ولایت فقیه چون طفره مستحیل بود، اول ولایت فقیه را به عنوان وکالت فقیه تنزل دادند، در بخش بعدی، وکالت فقیه را به نظارت فقیه تنزل می دهند و از این به بعد چه بخواهند خدا می داند... گفتند ولایت برای محجور و قُیّم و قصّر است، مردم نیازمند به قیّم نیستند، چون مردم محجور نیستند، محتاج به قیّم نیستند، نیازمند به ولی نیستند..."

بعد از این آیت الله جوادی آملی با آوردن آیات و روایاتی پیرامون تنزل ولایت فقیه به وکالت فقیه و تنزل مجدد آن به نظارت فقیه مباحثی فقهی را مطرح می کند و بعد از طرح مباحثش سخنانش را اینگونه ادامه می دهد:

" جوانان عزیز دانشجویان گرانقدر شما اگر دلیرید در قبال دین خاضعید، این مغالطه است که شما را فریفته اند. جوانان عزیز دانشگاه مستحضر باشید ولایت فقیهی که در دین آمده است و بنیانگذار جمهوری اسلامی معمار چنین ولایتی بود، بعد به شاگردان خود آموخت، که ازین سنخ اصلا نیست، نه ولایت بر مرده است و نه ولایت بر کسانی که به منزله ی مرده هستند، تا کسی بگوید ما که محجور نیستیم پس قیم لازم نداریم... ولایت در « انما ولیکم الله» خطاب به عقلا و فرزانگان جامعه و به افراد عاقل بالغ، مکلف هوشیار بیدار است. می گوید: ای عقلا ولی شما بالذات خداست، از طرف خدا، پیامبر، بعد از پیامبر جانشین معصوم او، بعد از جانشین معصوم، نائب خاص او، بعد از نائب خاص او، نائب عام او، نظیر مقام معظم رهبری..."

بعد از آن آیت الله جوادی املی بحث پیرامون  ولایت  فقیه را در کلام شیخ انصاری و صاحب جواهر و قانون اساسی ادامه می دهد، وی همچنین راجع به قلمرو ولایت و وکالت توضیحاتی را ارائه می کند و در قسمت پایانی سخنانش دوباره نقبی صریح تر به حوادث اخیر می زند:

" ... پس وقتی قرآن را می نگرید، مسئله ی ولایت است، نه وکالت، نه نظارت. وقتی قانون اساسی را می نگرید، مسئله ی ولایت است، نه وکالت، نه نظارت. در مصاحبه ریاست محترم جمهور دیدید که ایشان گفت: حمایت از قانون اساسی در سایه ی خضوع در برابر مقام معظم رهبری است،پشتیبانی ولایت، حمایت از ولایت، مهمترین راهکار تقویت قانون اساسی و عمل به قانون اساسی و حرمت به قانون اساسی است...مطلبی که باید در پایان به حضور شما علماء فضلاء، بزرگان و دانشگاهیان و حوزویان و سراسر ایران اسلامی برسانم، این است که ما به سمت صد در صد اسلامی شدن داریم حرکت می کنیم، کسی نگفت در دستگاه ما اشکالی نیست، کسی نگفت تخلف نداریم، کسی نگفت همه اینها کسانی هستند که مانند زمان ولی عصر(عج) عهده دار « بهم یملا الله الارض قسطا و عدلا» هستند، ما نمی گوییم این نظام را با نظام آخرین امام حساب کنید، می گوییم این نظام را با نظام اولین امام حساب کنید...الان دشمن داخل و خارج صف بسته است که خدای ناکرده نظام را از درون بپوساند، ما بیش از هر چیزی وظیفه داریم، ظهیر ولایت باشیم نه ظهریّ. البته برادران بزرگوار حوزه و دانشگاه، جوانهای دبیرستانی و اقشار مختلف کمال نظم را رعایت خواهند کرد، بهانه ای به دست هیچ کسی نخواهند داد، امنیت را حفظ خواهند کرد، ولی بالاخره این کشور حسابی دارد یا نه؟ قانون اساسی باید اجرا شود یا نه؟ ولایت فقیه پشتیبانی دارد یا نه؟ چیز مهمی در مملکت رخ نداد تا بیگانه خیال کند و دورخیز بردارد. شبهه و شهوتی است. شبهه ی علمی را به عنوان رایزنی فرهنگی همگان جواب داده و می دهند و اگر شهوت عملی از گلوی کسی برخواست، ان را هم خفه می کنند..."

واکنش خانم زهرا مصطفوی دختر امام (ره)

 زهرا مصطفوی دختر امام یکی از کسانی بود که پس از اظهارات آیت الله منتظری در پیامی نسبت به این سخنان موضعی تند اتخاذ می کند و به دفاع از ولایت فقیه و صلاحیت آیت الله خامنه ای برای احراز پست رهبری می پردازد. قسمتی از پیامی که آن روز زهرا مصطفوی خطاب به مردم منتشر کرد به شرح زیر است:

"ملت ما خمینی(ره) را امین خدا یافت او برای ملت اعلم بود و هنوز نیز ملت شریف ایران بر فتاوای او تکیه دارد و امام اعلمیت را برای ولی فقیه شرط نمی داند. امام به حکومت به عنوان حق فقیه نمی نگرد تا هر که خود را اعلم دانست حکومت را حق خویش بپندارد و به این بهانه بر دیگران برتری احساس کرده یا به تحریک لیبرالهای سودجو بر فقها زبان به طعنه بگشاید.... ولی فقیه زعیم مذهب است نه مرجع تقلید و میان شرایط آنان تفاوت است، زعیم مذهب باید فقیه شجاع، مدیر، مدبر و آگاه به زمان و حوادث واقع در آن باشد، توطئه ها را شناخته، فریب نخورده و ساده لوح نباشد. به یاد داریم که امام عزیز قریب به دو سال در پیامها و نامه های خویش به افشای توطئه های زیرکانه  منافقانه لیبرالها و منافقین پرداخت تا قائم مقام رهبری را از خطر حضور و تحریک ها و تحلیلهای بی محتوای آنان آگاه کند و چنان شد که با دلی پر خون وی را از صحنه سیاسی نظام مقدس جمهوری اسلامی کنار گذاشت.  من مدتها قبل از برکناری قائم مقام رهبری شخصا از محضر امام در باری رهبری پرسیدم. ایشان از آیت الله خامنه ای نام بردند. حضرت امام مرجعیت و اعلمیت را در رهبری شرط نمی دانستند و صریحا می فرمودند که آیت الله خامنه ای اجتهادی را که برای ولی فقیه لازم است دارا هستند..." ( جمهوری اسلامی 2/9/76 و همشهری 4/9/76)

واکنش تند مجید انصاری

در همان روزها مجید انصاری از اعضاء مجمع روحانیون مبارز و رئیس وقت مجمع حزب الله مجلس نسبت به وقایعی که نقش ولایت فقیه را در جامعه تضعیف می کند هشدار می دهد وی اظهار می کند که مخالفت و توطئه علیه ولایت فقیه در راس همه توطئه های دشمنان انقلاب، اسلام و روحانیت قرار دارد. گزیده ای از سخنان مجید انصاری پیرامون مواضع آیت الله منتظری به شرح زیر است:

"همزمانی و همسویی این تحرکات با برگزاری اجلاس سران سازمان کنفرانس اسلامی و جنگ روانی، تبلیغات گسترده آمریکا علیه ایران به هیچ وجه نمی تواند اتفاقی و ساده باشد... با وجودی که اظهارات و مسائلی که در یکی دو هفته اخیر در خصوص ولایت فقیه صورت گرفته از زبان افراد ساده لوحی بوده است اما دانسته و ندانسته در جهت منافع آمریکا و صهیونیزم است...ایشان( آیت الله منتظری) بر خلاف اصول متعدد قانون اساسی که میثاق ملی و مظهر اراده و رای قاطبه ملت ایران است به تفسیر غلط و نادرست از ولایت فقیه و شرایط و اختیارات ولی فقیه پرداخته و به گونه ای تحریک آمیز مخاطبان خود را علیه جایگاه رفیع ولایت فقیه مورد خطاب قرار داده است.منتظری بر خلاف مبانی روشن و آشکار فقهی حضرت امام(ره) و نیز بر خلاف نظریات فقهی و نوشته ها و گفته ها و سابقه عملکرد خودشان در دوران قائم مقامی رهبری، ولایت فقیه را در حد ناظر فاقد اختیار معرفی کرده است. سخنان منتظری در جهت تضعیف دولت آقای خاتمی است، وی همچنین با تاثیرپذیری از اطرافیان ناصالح خود به مشکل تراشی علیه نظام پرداخته و در قالب نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر به زشت ترین منکرات که تضعیف نظام مقدس جمهوری اسلامی است پرداخته است... ولایت فقیه هرگز به معنای واگذاری تمام امور به یک فرد و عدم مداخله مردم در امور نیست..."(همشهری 2/9/76 و روزنامه کارگر،02/09/1376)

اضافات:

- غائله ۲۳ ابان ۷۶/ پرده ی اول

- دوست عزیزم عمار رو جدیدا کشف کردم. به دلمان نشسته است.

- خواندن آرشیو این وبلاگ هم جدا خیلی برام جالب بود .

غائله 23 آبان 76 / پرده ي اول

این مطلب در قالب چند پست منتشر خواهد شد.

در 23 آبان سال 76 چند ماه بعد از انتخاب سيد محمد خاتمي و مصادف با 13 رجب آيت الله منتظري طي سخناني به انتقاد از مسئولان عالي رتبه كشور و بويژه آيت الله خامنه اي مي پردازد، وي ضمن طرح مباحثي پيرامون ولايت فقيه، مرجعيت و اعلمیت در فقه به دخالت رهبري در انتخاب كابينه سيد محمد خاتمي اشاره كرده از رئيس جمهور منتخب مي خواهد به پشتوانه راي 20 ميليوني خود( البته آيت الله منتظري در سخنانش آراي سيد محمد خاتمي را چندين بار به اشتباه 22 ميليون مي خواند) در برابر رهبري بايستد و زير بار فشارها نرود، بعدها اما گفته شد آيت الله خامنه اي تنها نسبت به انتخاب وزير اطلاعات صحبتهايي با سيد محمد خاتمي داشته و اظهار نظر كرده بود و در مورد ديگر وزيران هيچ مخالفت يا نظر خاصي را بيان نكرده بود و بعد هم تمامي وزراي معرفي شده به مجلس با راي اعتماد نمايندگان در كابينه سيد محمد خاتمي مشغول به كار شدند. حتي وزرايي كه بحث هايي در مورد ايشان مطرح بود من جمله عطاء الله مهاجراني.

این سخنان در حالی ایراد شد که در ماه بعد یعنی در آذر ماه همان سال نشست سران کشور های اسلامی قرار بود با حضور مهمانان زیادی از کشورهای مسلمان در تهران برگزار شود. بعد از انتشار سخنان آيت الله منتظري بسياري از طلاب و روحانيون و طيف هاي مذهبي در سراسر كشور دست به اعتراض زده راهپيمايي عظيمي هم 5 روز بعد از ايراد اين سخنان در قم و در حرم حضرت معصومه (س) و خيابان هاي اطراف حرم توسط طلاب و روحانيون و ساير مردم صورت مي گيرد، آيت الله جوادي آملي در مسجد اعظم قم و در ميان معترضين به سخنراني مي پردازد و از مباني فقهي و قانوني ولايت فقيه دفاع مي كند، بعد از سخنراني وي عده ي زيادي از معترضين به طرف حسينيه شهدا و بيت آيت الله منتظري حركت كرده و آنجا را تسخير مي كنند، بخشي ديگر از شركت كنندگان در تظاهرات نيز به طرف دفتر آذري قمي رفته آنجا را اشغال مي كنند و سپس به طرف بيت تعطيل شده ي آيت الله منتظري برگشته و نماز جماعت ظهر و عصر را در مقابل دفتر وي اقامه كرده بيانيه اي معروف به بيانيه شماره 5 را خطاب به مسئولان منتشر مي كنند. پس از اقامه نماز تعدادي از معترضين همانجا مانده و سايرين نيز پراكنده مي شوند، اين ماجرا به حصر خانگي آيت الله منتظري منجر و اين حصر تا سال 81 ادامه داشت. نكته جالب اينكه شايعاتي نيز در آن روز بر سر زبان ها مي افتد من جمله شايعه خروج آيت الله منتظري از قم در ساعت 4 صبح همان روز كه البته بعدا مشخص شد که عمده اين شايعات فاقد صحت بود. همچنین در تهران در روز ۳ آذر بازار تهران تعطیل و صدها تن از بازاریان و اصناف تهران با تعطیل کردن واحدهای صنفی خود و اجتماع در مسجد امام خمینی(ره) حمایت خود را از آیت الله خامنه ای اعلام کردند. طلاب و روحیانیون نیز یک روز بعد در اعتراض به این سخنان در مدرسه عالی شهید مطهری اجتماع کردند که آیت الله امامی کاشانی در این اجتماع در حمایت از ولایت فقیه و جایگاه ایت الله خامنه ای به ایراد سخنرانی پرداخت.

تعداد كثيري از چهره هاي شناخته شده سياسي و  مذهبي نيز بطور مستقيم و بعضا تلويحي به انتقاد از سخنان آيت الله منتظري در روز 23 آبان و دفاع از آيت الله خامنه اي در برابر اين سخنان مي پردازند، چهره هايي همچون سيد محمد خاتمي، آيت الله مشكيني، هاشمي رفسنجاني، آيت الله جوادي آملي، آيت الله اميني، آیت الله فاضل لنکرانی، عطاء الله مهاجراني، مجید انصاری، زهرا مصطفوی، علي اكبر ناطق نوري، آيت الله سبحاني، هاشمي شاهرودي، محمدي ري شهري،مجيد انصاري،محسن رضايي، روح الله حسينيان، محي الدين حائري شيرازي ، علي اكبر ولايتي و... همچنين بسياري از تشكل ها و نهادهاي سياسي از جمله جامعه روحانيت مبارز، مجمع روحانيون مبارز، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، هيأت دولت، شوراي عالي انقلاب فرهنگي، دفتر تحكيم وحدت، جامعه اسلامي دانشجويان، جمعيت مؤتلفه و... نيز با انتشار بيانيه در محكوميت اين سخنان اعلام موضع مي كنند.

ضمن اینکه این اشخاص، تشکل ها و گروها در اطلاعیه هایی جداگانه اعلام می کنند که در روز 7 آذر مصادف با عید مبعث در حمایت از آیت الله خامنه ای در راهپیمایی شرکت می کنند اما این راهپیمایی با صدور اطلاعیه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی لغو می شود علت صدور این اطلاعیه هم صحبتهای آیت الله خامنه ای در جمع بسیجیان بود که در ان گفته بود راهپیمایی مجدد جهت بیعت با رهبری ضرورتی ندارد.( در ادامه گوشه هایی از سخنان آیت الله خامنه ای پیرامون این وقایع منتشر می شود)

آيت الله منتظري چه گفت؟

سخنان آيت الله منتظري در 23 آبان 76 شامل مسائل مختلفي بود اما بيشتر حول محور ولايت فقيه و شخص رهبري نظام بود، قسمتهايي از سخنان وي در آن روز به شرح زير است:

« ... آقایان تا چیزی میشود به ما میگویند “ضد ولایت فقیه ” ضد ولایت فقیه ! خدا پدرت را بیامرزد، اصلا ولایت فقیه را ما گفتیم، ما علم کردیم، ما کتاب درباره اش نوشتیم، حالا ما شدیم ضد ولایت فقیه ؟! یک عده بچه که اصلا وقتی که ما بودیم و این کارها را میکردیم اصلا نطفه شان هم منعقد نشده بود، حالا راه میافتند: ضد ولایت فقیه ! خجالت بکشید; این چه کارهایی است ؟! !... من یکی از اشکالاتم به آقای رئیس جمهور آقای خاتمی واقعا این است، من پیغام هم دادم نمی دانم به ایشان گفته اند یا نه، البته ایشان با من ارتباطی ندارند، اما من اول که انتخاب شدند برایشان پیام دادم، بعد هم به ایشان پیام (شفاهی) دادم که این طور که پیش میروید نمی توانید کار کنید; یک نفر رئیس دولت اگر وزرایش، استاندارهایش، با او هماهنگ نباشند یک قدم نمی تواند بردارد; من پیغام دادم که من اگر جای شما بودم میرفتم پیش رهبر میگفتم : شما مقامت محفوظ، احترامت محفوظ، ولی 22 میلیون مردم به من رای دادند، به من هم که رای دادند این 22 میلیون همه میدانستند که رهبر کشور به کسی دیگر نظر دارد. دفترشان و خودشان و همه شخص دیگری را تایید میکردند; 22 میلیون آمدند به ایشان رای دادند; معنایش این است که ما آن تشکیلات را قبول نداریم . رای این 22 میلیون معنایش این است که ما آن را که شما میگویید قبول نداریم، ایشان قاعده اش این بود میرفت پیش مقام رهبری میگفت شما احترامت محفوظ، 22 میلیون به من رای دادند، از من انتظارات دارند و اگر بنا بشود که بخواهید در وزرای من، در استاندارهای من دخالت بکنید، افرادی را به من تحمیل کنید من نمی توانم کار بکنم ; بنابر این من ضمن تشکر از مردم استعفا میدهم، به مردم میگویم : ایها الناس میخواهند در کار من دخالت کنند. قاعده این بود که به این صورت عمل نماید....آقای رئیس جمهور به عقیده من قاعده اش این بود یک قدری محکمتر میآمد. مقام رهبری هم بایستی که همان رهبریش را میکرد. معنای رهبری این است که نظارت کند که در کشور کارهای خلاف شرع انجام نشود. اگر یک وقت رئیس جمهوری، وزیری خواست کار خلاف بکند، از مقررات شرع منحرف شود او جلویش را بگیرد; نه اینکه یک تشکیلات و یک گارد سلطنتی درست کند از پادشاهان دنیا زیادتر; و کسی هم دسترسی نداشته باشد و در وزارتخانه دخالت کنند، در استاندار دخالت کنند، در همه جا دخالت کنند; خود ایشان، اینهایی که اطراف ایشان هستند، این غلط است . این طور کشور پیش نمی رود; کشوری که چند ارگان حکمفرما داشته باشد، دولت جدا، مجمع تشخیص مصلحت جدا و دفتر رهبری جدا، هر کدام بخواهند اعمال قدرت کنند، اینجور کشور اداره نمی شود; و حکومت مطلقه به این صورت که تکلیف کشور را دوسه نفر معین کنند و مردم هیچ کاره باشند این در دنیای امروز مواجه با شکست میشود.گاهی از اوقات هم میگویند این حرفهایی که میزنید تضعیف نظام است ; آقای هاشمی شنیدم گفته : میترسیم ایران هم افغانستان شود; خوب اشتباه کرده، “نظام ” که شخص نیست، نظام یعنی نظام اسلامی ; والله همین مردم اگر ببینند نظام اسلامی -یعنی اسلام – بخواهد زیر پا برود قیام میکنند.این مردم روی علاقه به اسلام آمدند قیام کردند; زورگویی های مامورین و مسئولین است که مردم را از آخوند زده میکند! اینجور مرتب ولایت فقیه گفتن، این بیشتر زدگی دارد. ما آنچه از آقای دری در این مدت که وزیر شده دیدیم هرجا رسیده -در خطبه جمعه شهر ری و هرجای دیگر- مرتب میگوید ولایت مطلقه، ولایت مطلقه ! باباجان یک چیز را اگر خیلی تعریف کردی، این بد تعریف کردن است . اصلا مردم میگویند ولایت فقیه چیست ؟ اما اگر به او بفهمانی که دولت را مردم انتخاب میکنند، حکومت حکومت مردم باید باشد، مردم خودشان کشور را اداره کنند." ولی فقیه ” هم به شرط اینکه اعلم باشد، مجتهد اعلم مدیر مدبر باید نظارت کند که بر خلاف شرع و قانون کاری انجام نشود....حالا صرف نظر از مساله رهبری، مرجعیت را چرا دیگر؟ شما که در شان و حد مرجعیت نیستید. من قبلا به ایشان تذکر دادم، در شرف فوت مرحوم آیت الله اراکی بود، من به وسیله آیت الله مومن راجع به چند چیز برای ایشان پیام دادم . این صورت متن پیام است ; به دست ایشان هم رسیده است، بند هفتم آن را من میخوانم ; به ایشان پیام دادم : ” مرجعیت شیعه همواره قدرت معنوی مستقلی بوده ; بجاست این استقلال به دست شما شکسته نشود و حوزه های علمیه جیره خوار حکومت نشوند که برای آینده اسلام و تشیع مضر است ; و هرچند ایادی شما تلاش کنند جنابعالی اثباتا موقعیت علمی مرحوم امام (ره) را پیدا نمی کنید; نگذارید قداست و معنویت حوزه ها با کارهای دیپلماسی ارگانها مخلوط شود. -تیپ فلان چه حقی دارد بیاید در قم یک عده بچه راه بیندازد و حوزه را به هم بزند؟!- به مصلحت اسلام و حوزه ها و جنابعالی است که دفتر شما رسما اعلام کند: چون ایشان کارشان زیاد است و وظیفه اداره کشور را به دوش دارند از جواب دادن مسائل شرعی معذورند و از حال به بعد جواب مسائل شرعی داده نمی شود و رسما مراجعات علمی و دینی و حتی وجوه شرعیه جزئیه را کمافی السابق به حوزه ها ارجاع دهید”، این پیام تاریخش 73/8/12 است وقتی که تازه آقای اراکی را برده بودند بیمارستان ; و خود آیت الله مومن به من گفت یکی از این آقایان که میرود در دفتر ایشان در قم مینشیند و مسائل را مطابق نظر آقای خامنه ای جواب میدهد به ایشان گفتم که ایشان که رساله ندارد، شما چگونه فتاوا را بر طبق نظر ایشان جواب میدهید؟ گفت ما روی تحریر امام جواب میدهیم ! گفتم مردم آخر مساله ایشان را میخواهند، گفت : میگویند ایشان فتوایش مثل فتوای امام است، ما روی تحریر امام جواب میدهیم !
خوب این معنایش مبتذل کردن مرجعیت شیعه نیست ؟ اینکه آمدند در شب بعد از فوت آیت الله اراکی، عده ای بچه راه انداختند در خیابان جلوی جامعه مدرسین، مثل همین الان که راه میاندازند; بعد هم سه چهارنفر از تهران آمدند و اصلا (کسانی که ایشان را میگفتند) هفت هشت نفر بیشتر نبودند و به زور هفت نفر را به عنوان مرجع گفتند که ایشان را هم جزو کنند، در صورتی که ایشان در حد فتوا و مرجعیت نیست . بنابر این مرجعیت شیعه را مبتذل کردند، بچه گانه کردند، با یک عده بچه اطلاعاتی که راه انداختند! اینها مصیبتهایی است که ما در این کشور میبینیم ....»

واكنش سيد محمد خاتمي

آيت الله منتظري بعد از انتخاب سيد محمد خاتمي پيام تبريكي را خطاب به وي منتشر كرد و انتخاب وي را به اين سمت اينگونه تحليل كرد:« انتخاب جنابعالي در شرايط فعلي ايران يك انتخاب عادي نبود بلكه يك انقلاب مردمي بود در برابر وضع موجود»( نامه به سيد محمد خاتمي، مورخ 5/3/76)

سيد محمد خاتمي اما بعد از انتخابات در اولين پيام به مردم نظر خودش را اينگونه عنوان كرد:« همه همدل باشيم و با محوريت و هدايت مقام معظم رهبري به سوي اقتدار و افتخار بيشتر گام برداريم»( روزنامه كيهان 5/3/76)

سيد محمد خاتمي 3 روز بعد از انتخابات و در اولين كنفرانس خبري اش نيز اينگونه مواضعش را تكميل كرد: « مردم در درجه اول به آرمانهاي ديني، نظام جمهوري اسلامي و استقلال كشورمان راي دادند... اين راي به رهبري و نظام و نشانه هوشياري مردم بود... قواي سه گانه در چارچوب قانون و زير نظر مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي است...» ( كيهان 6/3/76)

اما سيد محمد خاتمي جزو اولين نفراتي بود كه نسبت به سخنان آيت الله منتظري واكنش نشان داد، وي در مصاحبه تلويزيوني خود تنها چند روز بعد از سخنراني آيت الله منتظري در گزارشي به مردم در مورد روند انتخاب وزرا و فعاليتهاي دولت و مسئله ولايت فقيه مطالب مهمي را عنوان كرد:

« در راس ديدارها، هفته اي يك بار در خدمت مقام معظم رهبري ديدار داريم كه از آرا و نظرات ايشان بهره مي گيريم و اگر مطالبي باشد خدمتشان عرض مي كنيم... نظارت عاليه و اشراف عاليه با رهبري است كه همه قواي سه گانه زير نظر ايشان كار مي كنند و اين خودش يك امر هماهنگي خوبي را ايجاد مي كند و اصلاح راهكارها، ثانيا استقلال قوا و تفكيك قوا يك چيزي است، اين كه همه قوا بايد در چارچوب اختيارات و وظايف قانوني خود عمل بكنند، چيز ديگري است... با كسي كه نظام را قبول ندارد و در فكر براندازي است با زبان امنيتي و تنبيهي بايد برخورد كرد البته حتی الامکان تنبیهی به معنای لغوی کلمه و برخوردهای امنیتی هم در جای خودش است  اصلا دستگاه امنیتی برای این است که امینت را در جامعه حفظ کند... اگر پيرو امامند و ولايت فقيه را قبول دارند كه خب اكثريت دارند، اين قانون اساسي ما ولايت فقيه را به عنوان يكي از اصول نظام در آورده و ديگر نظريه فقهي نيست. اصل نظام است و در قانون اساسي ما هم آمده و مخالفت با آن مخالفت با نظام است...»( روزنامه ايران 27/8/76 و روزنامه كيهان 27/8/76 و همشهری 2۷/8/76)

همچنین در جلسه هیئت دولت که به ریاست سید محمد خاتمی و در بعد از ظهر روز پنجم آذر تشکیل می شود هیئت دولت به دفاع از مبانی ولایت فقیه پرداخته و هرگونه تضعیف این اصل را به زیان جامعه و انقلاب و مردود اعلام کرده آن را محکوم می کند در این جلسه سرتیپ افشار فرمانده نیروی مقاومت بسیج وقت نیز حضور می یابد.( کیهان 6/9/76 همشهری 6/9/76)

دیگران را خرد آموخت مرا مجنون کرد!

                

علت فاجعه: سیاهی ما
مرکز زلزله: حوالی قم
درد از سقف چکه‌چکه چکید
بر کف سرد «مسجد خانم»

              خیسِ اشکند گوشه قفسه            
چند قرآن کوچک جیبی
خبر از ماتم بدی دارد
چهره زرد «گنبد بی‌بی»

          دو سه ماهی است حسرت و اندوه         
جزو اعمال واجبم شده است
لب به چیزی نمی‌زنم جز اشک
خون دل قوت غالبم شده است

دو سه ماهی است بر نمی‌خیزد
«گذر خان به» احترام کسی
نخل ها، سروها... همه رفتند
«چون نگه می‌کنم نمانده بسی»

طعم خوب کلوچه‌ها شد تلخ
در نبودش به «فومن» و «ماسال»
             او که ذکر خدا نمی‌شد محو            
از لبش «بالغُدوّ وَ الآصال»

حرف‌هایش نگفتنی بودند
کوه فریاد در سکوتش بود
از نمازش فرشته می‌بارید
صورت دوست در قنوتش بود

یاس‌ها را به گریه می‌انداخت
مُهر «العبد» بر رساله او
شاپرک‌‌ها مقلّدش بودند
می‌نشستند بر کلاله او

پیرمردی که انحنای تنش
شیب رنگین‌کمان عرفان بود
راستش آخرش نفهمیدیم
او ملَک بود یا که انسان بود

پیرِ ما کوچ کرد و راحت شد
راحت از این زمانه هرزه
ما ـ امام زمان! ـ بگو چه کنیم
با خسارات این زمین‌لرزه

ای بهارِ بدون لاله! برو
رفت از سفره دلم برکت
یک سبد غم برایم آوردی
آه، اردی‌بهشتِ بی‌بهجت!

«کاشکی پیش‌مان بماند» ... نه
نشد این ضجّه مستجاب شود
گرچه او موت اختیاری داشت
خواست با مرگ بی‌حساب شود

عباس احمدی

اضافات:

- سر به قبرت گذاشته بودم.... نگاه نافذت دلم را می لرزاند.... قرار ما این نبود ناخدا!

- با بغض، مردی آمد از این کوچه ها گذشت/ می رفت تا برای ظهورش دعا کند...

- این پست برای دل خودم بود، کامنتدونی رو قفل زدم! به احترام دلم!

از اوج عدالت تا مردی در تبعید ابدی

عدالت را نمی دانم اما اوج عدالت آنست که اگر موافقین هم از قضا مطلبی انتقادی نوشتند فیلتر شوند! وبلاگ مدرسه ما بخاطر انتقاد از تغییر نام مدرسه عالی شهید مطهری فیلتر شد، دانشطلب هم بعد از فیلتر شدن وبلاگش با کلی ژست بی تفاوتی پست خداحافظی نوشت، و چه جالب که گفت برای رهبری گرد و خاک کردیم فیلتر نشدیم برای شورای عالی انتحار فرهنگی گرد خاک کردیم فیلترمان کردند! گویا این جوان خام نمی داند که انتقاد از آیت الله امامی کاشانی یعنی انتقاد از علمای اسلام  و کسی هم که به ساحت یک عالم ربانی اسائه ی ادب کند سزایش مر اینست چوب تری را! وبلاگ مدرسه ما کاندیدای جایزه 8 ما نبرد سایبری بود!( اوج عدالت!)

...................................................................

این روزها دوباره شروع کرده ام به خواندن مردی در تبعید ابدی، با گوشت و پوست و استخوانم می خوانم این اثر را! تمام موهای بدنم سیخ می شود با خواندنش، لبخند از لبم محو نمی شود و بغض از گلویم، من شخصیت این محمد صدرای چموش را از هر شخصیتی دوست تر دارم، اصلا گویا نادر ابراهیمی همان شخصیت آرمانی ذهن مرا تصویر کرده است، لجاجتش را دوست دارم، حاضر زبانیش را، منطقش را، شوخ طبعی و لطافتش را، مرا سر حال می آورد، سر ذوق، بیچاره ام کرده است این محمد صدرای شیرازی با آن زبان سرخ و سر سبزش، اصلا من از بچگی بیابان را دوست داشتم، بیشتر از دریا، بیشتر از جنگل، برهوت را می پسندم با همه ی برهوت بودنش، همیشه در مخیله ام در گرمای بیابان ساعتها پیاده گز کرده ام تا به دره ای سرسبز رسیده ام، محمد صدرا نیز، در بیابان های تبعید این گامهای محمد صدرای شیرازی نیست این گامهای ذهن من است، اینگونه متین، اینگونه استوار...

- سلام ملّا

- سلام بانو!

ملّا دمی نگاهش به چهره ی مهتابگون فاطمه افتاد: تبارک الله!

- برادر من در محضر شما درس می خواند.

- کاش که همشیره برادرت در محضر بنده درس می خواند!

- خجالت دارد ملّا بگذار باب آشنایی باز شود آنگاه شوخ طبعی کن!

- امروز که خریدار دارد باید فروخت. فردا دیگر چه کسی می داند که کالای شیرین زبانی ام مشتری دارد یا ندارد.

.

.

.

بانو طاقت نیاورد و گفت: پدرجان تو شوهر مرا در این برهوت از کدامین نشانی شناختی؟!

پیرمرد خندید: اگر سوال حق بود که خودش می پرسید!

...........................................................................

روح مرا زنده می کند این محمد صدرا، مثل لیموی تازه که وقتی می بویمش تازه می شوم، روحم به غلیان در می آید، نفس می کشم، نفسسسسسسسسس!

...........................................................................

- میروم زیرا در میانه میدان ماندن، از هفتاد سو به تیر بلای ابلهان گرفتار آمدن است...اگر چیزی باشم در کناره می توانم اثبات کنم نه در میانه... می رویم تا بساط آوارگی مان را جای دیگری بگسترانیم!

اضافات:

- من این محمدصدرای چموش را دوست تر دارم!

- من این محمدصدرای چموش را دوست تر دارم!

- من این محمدصدرای چموش را دوست تر دارم!

سند لیبرال بودن احمد توکلی!!

سایت الف طی چند هفته گذشته در چند مقاله با تشریح همسو بودن نظر بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در مورد حذف یکباره یارانه ها و شوک درمانی در اجرای این طرح با نظرات احمدی نژاد نتیجه گرفته بود که احمدی نژاد یک لیبرال تمام عیار است!(عکس یادگاری احمدی نژاد با پسران شیکاگو) البته احمد توکلی و سایت الف به این موضوع اشاره ای نکردند که بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در مورد اصل 44 هم نظر مثبتی دارند پس احتمالا با این محاسبات رهبر انقلاب هم باید لیبرال باشد!

خلاصه کلام اینکه اخیرا خبری خواندم که نشان میدهد طبق فرمول سایت الف، احمد توکلی هم لیبرال است! (هشدار بانک جهانی نسبت به هدفمندسازی شتاب زده یارانه ها)

اینکه مطابق بودن نظر توکلی و بانک جهانی در یک یا چند مورد خاص گواه لیبرال بودن توکلی باشد مسخره تر از آن است که قابل اعتنا باشد، با این حساب باید پرسید چگونه سایت الف از این شیوه برای دیگران استفاده می کند؟!

استدلال های دوستان در مجلس به اندازه کافی قابل اعتنا بود، به اندازه ای که لازم نبود برای به کرسی نشاندن آن حتما طرف مقابل را لیبرال کنیم! چرا که همیشه ممکن است مشابهت هایی بین آموزه های اسلامی با برخی مکاتب باشد.

اضافات:

- می خواستم تیتر این پست رو بذارم عکس یادگاری توکلی با پسران شیکاگو!

- نکته جالب دیگه اینکه اگه بنا باشه در مورد سیاستهای اقتصادی با این نگاه اظهار نظر کنیم هیچ سیاستی خارج از دایره لیبرالیستی – سوسیالیستی نخواهد بود و آیا طرح تثبیت قیمت ها که توسط همین دوستان در مجلس تصویب شد منطبق با آموزه های سوسیالیستی نبود؟! به نظر می رسد این شیوه برخورد بیشتر به درد همان سالهای اول انقلاب می خورد!

- این پست را من باب تذکر و تلنگر گذاشتم اما خوشحالم که بالاخره تفاهمی بین دو طرف حاصل شد.

- نقشه های شوم ما مراحل نهایی رو طی می کنه بزودی خبر خوشی به گوش مبارکتان خواهد رسید.

- باشد که رستگار شویم.

یک مدیر خوب، یک مدیر جوان و کم حاشیه است؟!

شاید اگر بخواهیم در بین مدیران احمدی نژاد مدیر جوان و کم حاشیه و نسبتا موفقی پیدا کنیم به سه گزینه بیشتر نرسیم. کامران باقری لنکرانی، ابوالحسن فقیه و علی صالح آبادی. تکلیف باقری لنکرانی که معلوم است اما در مورد دو گزینه دیگر علی الخصوص صالح آبادی شاید لازم باشد به رسم تقدیر چند خطی سیاه کنیم.

ابوالحسن خان فقیه

ابوالحسن فقیه که در روزهای نخستین مسئولیتش اهتمام ویژه ای در دیدار حضوری با افراد تحت پوشش این سازمان داشت در دوره  مسئولیتش البته چندان هم بی حاشیه نبود، ماجرای داغ کردن 3 کودک در بهزیستی زنجان یکی از همین حاشیه ها بود. با این حال در دوره مدیریت او حدود 40 هزار نفر از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار گرفتند، فعالیت های رسانه ای این سازمان هم در بهبود روابط مردم و افراد تحت پوشش این سازمان هم یکی دیگر از نقاط قوت این مدیر جوان به حساب می آید. البته دولت احمدی نژاد هم توجه ویژه ای به این سازمان داشته و فقیه توانسته است از این فرصت استفاده کرده و بودجه این سازمان را تا 4 برابر در دوره مسئولیت خودش افزایش و به حدود 850 میلیارد تومان برساند. با این حال این مبلغ با بودجه آرمانی این سازمان هنوز فاصله زیادی دارد. البته عملکرد سازمان بهزیستی در دوره فقیه عملکردی بی نقص نیست اما نسبتا موفق به نظر می رسد که با توجه به جوان بودن وی می توان نمره قابل قبولی به وی داد. ابوالحسن فقیه در انتخابات سال 84 قائم مقام ستاد انتخاباتی احمدی نژاد بود. و پیش از این تنها سابقه مدیرکلی روابط عمومی پزشکی قانونی را در کارنامه خود داشت. شاید اگر او از حواشی دوری کند سالها بعد به مدیری کاملا توانمند از نسل سوم بدل شود.

و اما علی صالح آبادی

روزهای تلخ سال 84 بورس شاید هنوز هم از یادها نرفته باشد، ترکیدن حباب بورس که منجر به استعفای حسین عبده تبریزی دبیرکل این سازمان شد مصادف با انتخاب محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری بود. در روزهای پر التهاب بورس اما هیئت مدیره این سازمان خبر انتصاب مدیری را منتشر کرد که قوت قلبی برای اهالی بازار سرمایه بود. محمد نهاوندیان چهره مقبولی در بین اقتصادیون به حساب می آمد و بسیاری معتقد بودند او بهترین گزینه ممکن است اما وی در نامه ای خطاب به رئیس هیئت مدیره بورس اوراق بهادار این مسئولیت را نپذیرفت تا آب سردی به روی همه ریخته باشد!

بعد از وی اما هیئت مدیره بورس نام علی صالح ابادی را به عنوان دبیرکل این سازمان مطرح و وی را به این سمت منصوب کرد، انتصابی که موجب شگفتی همگان شد، شرایط سخت بورس و مدیری کم تجربه و جوان ریسک بالایی بود و تقریبا هیچ کس نسبت به این انتصاب خوش بین نبود و عده ای هم معتقد بودند او بعد از مدت کوتاهی جای خودش را به شخص دیگری خواهد داد، با همه این حرف و حدیثها اما مدیر جوان توانست رونق نسبی را به بورس برگرداند، او سازمان بورس و شورای عالی بورس را تشکیل داد و قوانین را اصلاح کرد، مجموعه اقداماتی که بهرحال ثبات را به بورس برگرداند و بورس ایران را نه تنها رونق بخشید که سه سال بعد یعنی در سال 87 در چهل و هشتمین مجمع عمومی و اجلاس جهانی بورس ها، بورس تهران به لحاظ رشد ارزش بازار در رده سوم جهان و از لحاظ تغییر ارزش معاملات و شاخص بازار رتبه اول جهان را به خود اختصاص داد. چهل و هشتمین مجمع عمومی و اجلاس جهانی بورس ها به میزبانی بورس ایتالیا در شهر میلان با حضور روسا، مدیران عامل و نمایندگان 56 بورس بزرگ دنیا برگزار شده بود.

با آمدن سال 89 هم روند رو به رشد بورس تا جایی پیش رفت که رکورد 43 ساله بورس هم با گذشتن شاخص از 14000 واحد شکسته شد و طی هفته اخیر آنچنان که شاخص بورس بلومبرگ گزارش داد بورس تهران در هفته گذشته بیشترین بازدهی در میان بورس‌های منطقه اروپا و خاورمیانه را نصیب خود کرد تا علی صالح ابادی جوان در ۴ سال مسئولیتش کارنامه قابل قبولی برای خود بجا گذارد!

باید اعتراف کرد که احمدی نژاد شاید شیرینی اعتماد به هیچ مدیری را به اندازه اعتماد به صالح ابادی جوان نچشیده باشد. مدیری که تمام سعی خود را برای دوری از چالش های سیاسی و تمرکز بر مسئولیتش به کار گرفته است.

اضافات:

- مدیران ما یا جوان نیستند، یا کم حاشیه و یا موفق! بنابراین پیدا کردن مدیر جوان کم حاشیه و موفق کار اسانی نیست!

- این نوشته را هم از سایت بورس نیوز در وصف صالح ابادی جوان بخوانید البته قدری اغراق آمیز به نظر می رسد اما غیر منصفانه نیست!

- خوشم میاد اینجا خبری از مهرداد بذرپاش نیست!