عجایب کابینه پیشنهادی

1-  بوی بده بستان بر سر رحمانی فضلی: بر هیچ کس پوشیده نیست که رحمانی فضلی از نیروهای بسیار نزدیک به علی لاریجانی است، در زمان صدا و سیما معاون وی بود، و در انتخابات سال 84 رئیس ستاد انتخابات صدا و سیما بود و بعد از انتصاب لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی به آنجا رفت و پس از قرار گرفتن علی لاریجانی بر صندلی ریاست مجلس شورای اسلامی به ریاست دیوان محاسبات منصوب شد. اینکه یک نیروی اصولگرا و نزدیک به رئیس مجلس کلیدی ترین وزارت را از آن خود می کند قدری بوی بده بستان را به مشام آدم می رساند، وزیر کشور در انتخاب استانداران، فرمانداران و بخش داران دخالت مستقیم دارد و بعد از رئیس جمهور و معاون اول اداره جلسات دولت به عهده وزیر کشور است. سپردن چنین وزارت خانه مهمی به یکی از نیروهای نزدیک به لاریجانی به نظر شما عجیب نیست؟! با نگاهی به برخی دیگر از وزرا مثل زنگنه و ربیعی این عجیب بودن رنگ بوی دیگری هم به خود می گیرد. جالب اینجاست که در ایام انتخابات رحمانی فضلی در برخی جلسات ستاد های قالیباف هم شرکت می کرد!!


2- علی ربیعی و تلاش برای سابقه سازی: علی ربیعی از نیروهای نزدیک به سید محمد خاتمی و حسن روحانی است، چهره ای مرموز با سابقه فعالیت های امنیتی و اطلاعاتی و دخیل در ماجرای بررسی قتل های زنجیره ای در شورای عالی امنیت ملی در زمان دبیری روحانی در این شورا، چهره ای که حضورش برای اصولگرایان دلهره آور است، به نظر من گرفتن رای اعتماد برای او کار مشکلی است اما شاید با حضور رحمانی در وزارت کشور این مسئله حل و فصل شود!! به نظر من قرار گرفتن ربیعی در وزارت کم اثر تعاون ، کار و رفاه بیشتر برای ساختن سابقه وزارت برای او به جهت سپردن وزارت خانه مهمتری در دوره بعدی است. شاید اگر قالیباف هم رئیس جمهور می شد و سید هادی ایازی معاون اول نمی شد به عنوان وزیر تعاون ، کار و رفاه اجتماعی منصوب می شد! بهر حال تعجب می کنم که چرا او مشاور رئیس جمهور نشد!

3- پیشنهاد شیخ الوزرا و راه سخت رای اعتماد: مسلما نیازی به توضیح در این باب نیست، حضور زنگنه با علم به مخالفت اصولگرایان یکی از موارد جالب کابینه پیشنهادی است به شخصه روی ترکان و نعمت زاده برای تصدی این پست بیشتر حساب می کردم. حالا شیخ الوزرای دولت خاتمی دوباره قرار است به مسند یکی از کلیدی ترین وزارت خانه های دولت برگردد یعنی به اتاق کار سابقش!

4- سلطانی فر: واقعا چه کسی فکر می کرد که سلطانی فر برای وزارت ورزش و جوانان پیشنهاد شود؟! از کجا به این گزینه رسیدند را واقعا نمی دانم فقط می دانم برای این پست خیلی گزینه های جدی تری هم می شد تراشید! سیاست است دیگر!!

5- محمد جواد ظریف و داستان گنگ آو نیویورک: قطعا اصولگرایان با این گزینه هم کم مشکل ندارند، از مدیران وزارت امور خارجه و اعضای اثر گذار حلقه نیویورکی ها، حضور او برای امریکایی ها مغتنم است اما واقعا روحانی چطور فکر کرده است که او می تواند رای اعتماد مجلس را بگیرد؟! شاید باز هم باید به سراغ وزارت کشور رحمانی فضلی رفت!!

6- علی جنتی و شیطنت های سیاسی: انتخاب علی جنتی به عنوان وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد آنقدر عجیب است که نه اصولگرایان با آن کنار آمده اند و نه اصلاح طلبان! یعنی واقعا سنخیت این آدم با این پست در چیست؟! البته باید منتظر ماند و دید ولی به نظر من این انتخاب یک انتخاب صرفا سیاسی بوده است یعنی از این به بعد کسی دیگر جرات نخواهد کرد در نماز جمعه تهران از بی بند و باری در جامعه و بخصوص در جامعه هنری و اثار هنری بگوید علی الخصوص آیت الله جنتی!! بهرحال از هر طرف که بگیری پای پسر ایشان و تربیت پدر ایشان در این ماجرا گیر است!!

7- نهاوندیان: انتخاب نهاوندیان به عنوان رئیس دفتر گمان کنم بخاطر این بود که وی تابعیت دوگانه دارد ( مطمئن نیستم) وگرنه پست بانک مرکزی و وزارت اقتصاد هم برای او محتمل بود. بهرحال نقش نهاوندیان به عنوان رئیس دفتر رئیس جمهور قطعا نقشی پررنگ بویژه در حوزه های اقتصادی خواهد بود. شاید اگر جهانگیری نبود نهاوندیان شانس معاون اولی هم داشت و البته لازم به ذکر است که نهاوندیان هم رابطه بسیار خوبی با علی لاریجانی دارد!

8- حسین خان فریدون و سندی که در بازرسی نهاد ریاست جمهوری برای برادران روسای جمهور زده اند هم از عجایب نه چندان عجیب تیم کاری رئیس جمهور است.

9- عباس آخوندی: این انتخاب عجیب نیست اما دوست دارم ببینم عملکرد اخوندی در وزارت راه و بویژه مسکن !! چه خواهد بود، عملکردی که با توجه به سابقه کاری وی چندان روشن نمی نماید، شاید ایران هیچ وقت وزیر راه و مسکنی مثل نیکزاد به خود نبیند البته شاید!

10- علی طیب نیا و انتخابی مغتنم : شاید هیچ کس روز بعد از انتخابات فکر نمی کرد که وزارت اقتصاد به دکتر طیب نیا برسد، انتخابی که گرچه نمی دانم چه پیامدی را در پی خواهد داشت اما بیش از هر انتخابی به دلم نشسته است، اصلا در کابینه پیشنهادی اگر بگویم فقط طیب نیا به دلم نشسته است گزاف نگفته ام! گزینه ای که به لحاظ اشراف نظری به علم اقتصاد واقعا قابل تحسین است. در مورد او شاید بعدا پست مجزایی بزنم. خلاصه که بدجور ندیده شیفته اش شده ایم!! ( همینجوری!)

11- محمد علی نجفی : انتخاب نجفی عجیب نبود اما به نظرم انتخاب خوبیست. اساسا در کابینه پیشنهادی بعد از طیب نیا، نجفی را پسندیده ام بقیه چنگی به دلم نمی زنند.

12- و آنانکه نبودند: لازم به ذکر نیست که قرار بود از ظرفیت بقیه نامزدها هم در کابینه استفاده شود، سوال اینجاست که جای عارف ، ولایتی ، رضایی و قالیباف در این دولت کجاست؟ حالا غرضی و حداد و جلیلی به کنار!

13- منتظرم ببینم در حلقه معاونین چه کسانی جای می گیرند، اما واقعا فروزنده برای دبیری شورای عالی امنیت ملی خوب است؟! نمی دانم چون شناخت دقیقی ندارم!!

............

و اما از در انصاف هم بگوییم:

اولا: اینکه برخی وزرا در دوره مسئولیتشان اگر نتوانسته اند موفق باشند پس الان هم نمی توانند حرف صحیحی نیست، دقیقا مثل بازیگری است که به دست یک کارگردان می سپاری و می تواند بازی خوبی از او بگیرد و دیگری این هنر را ندارد، به عنوان مثال قالیباف خوب می تواند از نیروهایش کار بگیرد ( حالا بیاید بگید باز تعریف کن!) شاید روحانی هم این ویژگی را داشته باشد، یکی از تعاریف مدیریت هنر کار گرفتن از دیگران است. پس لزوما نمی شود گفت چون فلانی در دولت خاتمی خوب نبوده پس در دولت روحانی هم خوب نیست. شاید روحانی مدیرتر از خاتمی باشد.

ثانیا: باید فرصت داد، نمی شود در بدو امر نقد کرد، من نظرم رو در مورد انتخاب گزینه ها گفتم اما در مورد عملکرد نمی توانم قضاوت کنم. باید صبور بود و فرصت داد، رهبری هم این نظر را دارد.

ثالثا: وزرا لزوما مهم نیستند!! یعنی واقعا فکر می کنید این کابینه مورد پسند روحانی است؟!!! قطعا نیست، همانطور که کابینه اول احمدی نژاد هم کابینه او نبود! باید منتظر ماند و دید قائم مقام وزرا چه کسانی خواهند بود، گاهی قائم مقام های وزرا خیلی نزدیک تر به رئیس جمهورند تا خود وزیر چون روسای جمهور نمی توانند برای آنها از مجلس به راحتی رای اعتماد بگیرند انها را قائم مقام وزیر می کنند تا وزارت خانه از زیر سایه نیروهایشان خارج نشود، پس باید منتظر حضور قائم مقام ها، جانشین ها و معاونین وزرا بود و نمی شود بر روی وزرا خیلی حساب کرد!

اضافات:

-  ارزوی توفیق برای رئیس جمهور محترم.

- ریش پروفسوری ظریف هم در مراسم تحلیف برام جالب بود!

- رجانیوز و 9 دی طوری از گرفتن گرین کارت توسط یکی از گزینه های پیشنهادی وزارت امور خارجه انتقاد می کنند که گویا یادشان رفته است که شیخ مرتضی آقا تهرانی هم که عضو فعال پایداری است گرین کارت آمریکا دارد!

- از انتخاب پورمحمدی به عنوان وزیر دادگستری خوشحال نیستم. دوست داشتم سازمان بازرسی بماند تا ببینیم در برابر تخلفات این دولت چه افشاگری هایی قادر است انجام دهد!!

- از همه بیشتر دوست دارم نعمت زاده بتواند موثر واقع شود. صنعت و تجارت ایران اصلا وضعیت خوبی ندارد! کار او از همه مشکل تر است!

- یکی از عجایب هم نبود ترکان در بین گزینه های وزرا و معاونینه، یعنی اینو باید هضم کنیم؟!

من باب گزندگی کلام...

 

یه اولاد زهرایی تو پلاس برام زده بود:


" تو دلم می مونه اگر نگم که: چرا اینقدر بچه بازی درمیاری  ارمینه؟!! باکیا گشتی اینطور شدی؟!چرا اینقدر تند و گزنده شدی؟! چی خوندی که اینطور شدی؟ چی خوردی که اینطور شدی؟!
نه هندوانه قاچ میکنم برای شما، نه ادای این دور گود نشسته هایی که هی میگویند لنگش کن، اما سعه ی صدر ارمینه ی سالهای قبل واقعا برام مثال زدنی بود. چه بلایی بر سر درک من آمده؟! چه بلایی بر سر ارمینه؟!
تو دلم می موند اگه اینها رو نمیگفتم، اما یادم نرفته که طاقت ارمینه هم کم شده این روزها...
پس بگیر و بگذر. و امیدوارم منظور کلام منو گرفته باشید و نذارید به حساب اینکه چون کسی مثل شما فکر نمیکنه پس تغییر کرده، پس گزنده شده، پس فلان و بهمان. پس برو به اونها بگو تا بیان و تاثیرحرفهای مادربزرگانه ات رو بپذیرن! "

 

یه عزیز دیگه هم کامنت خصوصی زده و در خلالش گفته:

 

 به نظرم این وسط داره به علامه مصباح ظلم میشه. بابا یه ادمی نظر خودشو اومده گفته( البته من اینجا 10 تا سوال دارم!) .هیچ وقت هم حمایت های انچنانی نداشته از این جریان (اینجا هم 5 تا سوال). گیرم یه ادمی مث مصباح اومده اشتباه کرده این نتیجه رقم خورده. من و شما هم میگیم اشتباه کرده. اما دیگه سزاوار این همه حمله نیست (این رو قطعا خواهم نوشت). این همه هجمه. اونم ادمی که در گردنه های انقلاب وقتی خیلی اقایون خواب بودن به داد این انقلاب رسیده.نمیدونم شاید واقعا ملت دوره اصلاحات رو فراموش کردن. ….

اون موقع این ادم با وجود بیماری جسمی شهر به شهر و کوه به کوه میگشت سخنرانی میکرد دانشگاه به دانشگاه. تک و تنها در مقابله همه هجمه هایی که بهش میشد و این ادم اصلن نمی ترسید. چون ایمان داشت به کارش چون اخلاص داشت. الان هم اگر کاری کرده از روی اخلاصش بوده. حالا گیریم اشتباه کرده. اعتراض انتقاد با این هجمه ها خیلی فرقشه.من و تو باید رفتارمون فرق داشته باشه….

حرفم اینه ارمینه گیر افتادی تو احساسات بعد انتخابات. بیا بیرون ازش. رفتار دیگران نمیتونه دلیلی باشه برای مقابله به مثل کردن. و گیر افتادن توی این لوپ. افتادن توی این لوپ اشتباه مسلم بچه حزب اللهی هاست. چون الان هرچی بنویسی سازنده نیست... به نظرم کلا از این فضا بیا بیرون.  "

یه چند نفر دیگه هم از سر محبت و دلسوزی به من توصیه های مشابهی داشتند. یکی میگفت تو برخوردت با معترضین سال 88 خیلی محترمانه تر، صبورانه تر، منطقی تر و آزاد منشانه تر بوده اما با هم فکر های خودت به لحاظ سیاسی اصلا اینطور برخورد نمی کنی و ... چند نفر دیگه هم یه چیز مشابه اینو بهم گفتن!

................

البته من این گفته ها رو کاملا قبول ندارم اما تا حدود زیادی قبول دارم و دلایلی هم دارم براش، خیلی حرفها رو میخاستم اینجا بزنم، در مورد تکلیف گرایی، در مورد گفتمان و گفتمان سازی، در مورد عقل سیاسی، در مورد زمان سنجی، در مورد مصلحت گرایی، در مورد توهین و افترا، در مورد قاعده بازی سیاسی، در مورد جبهه پایداری ، در مورد احمدی نژادی های متفرق شده، در مورد ناجوانمردی هایی به اسم اصولگرایی، در مورد مسئله حق و باطل، در مورد مسئله مهم قضاوت، در مورد برداشت های شخصی از صحبتهای رهبری، در مورد صلح حدیبیه ، در مورد تفکر مدرسی اواخر قرون وسطی و شباهتش با وضعیت امروز ما، در مورد برچسب زنی، در مورد سلیم و النفس بودن، در مورد گوجه فرنگی و تخم مرغ کوبیدن تو سر استراو، در مورد رطب خوردن و منع رطب کردن آقایون، در مورد هزینه کردن از دین برای دنیا، در مورد به بازی گرفتن مقوله ولایت برای رسیدن به قدرت و خیلی چیزهای دیگه... میخاستم یه قسمتهایی از تاریخ رو ورق بزنم، در مورد اطرافیان ساده اندیش آیت الله مصباح، در مورد تکنوکرات ها و تکنوکراسی و.... چقدر حرف داشتم و دارم برای گفتن. اما بنا به دلایلی یه قسمتی از این حرفها رو تو دلم نگه میدارم تا زمان مناسب تری برسه که موجب کینه و کدورت نشه و بشه تو یه فضای بهتری روش بحث کرد اما یه تعدادی از این مطالب رو هم حتما در مورد خواهم نوشت، در مورد موضوع توهین به آیت الله مصباح قطعا خواهم نوشت!

 

در مورد به قول محمد پورغلامی اسکولاستیک و به قول ما تفکر مدرسی خواهم نوشت، در مورد تکنوکراتها خواهم نوشت در مورد احمدی نژاد و خوب و بدش، در مورد دولت روحانی و عجایبش و...

شاید اگر عمری باقی بود...

اون عزیزِ ظریفِ امینِ ما توصیه کرد:

" جداً از دانشجویان عزیز و طرفداران سلایق گوناگون خواهش می کنم که اجازه ندهند «اختلاف نظر در تحلیل و برداشت و تفسیر»، به کینه و دشمنی بیانجامد.
به توصیه حضرت امام، مانند طلبه ها باشید که در هنگام مباحثه بسیار جدی هستند اما در بقیه اوقات رفیق و دوست و همراه یکدیگرند. "

سمعا و طاعتا...

اضافات:

- من نمیدونم چر اینقدر جلد دوم کتاب فلسفه سیاسی غرب نوشته عبدالرحمن عالم  رو دوست دارم اما نمیتونم تمومش کنم! ( من باب معرفی کتاب که قولش رو داده بودم!)

- یعنی واقعا شبهای قدر مشهدی نیستید هیچی از عمرتون نمی فهمید!

- من موتور سواری بلد نیستم! کلا هم دوس ندارم  موتور سوار شم ، دو گروه رو هم هیچ وقت درک نمی کنم: یکی اینایی که سوار موتور میشن و گاز میدن و احساس قدرت میکن تو اون حال!! و دوم این مردایی که موهای سینه شون از تو یقشون زده بیرون!

- حالا خلاصه میخام بگم شب 21 ماه مبارک یه هیئتی بود نزدیک حرم نمیشد با ماشین رفت سه تا ادم گنده سوار یه موتور دانشجویی شدیم اقا چه حالی داد!! یعنی لذتی داشت واس خودش فقط کل شهرو دور زدیم نتونستیم یه قلیون بکشیم تا فیضمون کامل شه! خدایا این قلیون رو از ما نگیر من زن بگیرم اگه قلیون نکشم ظرف 6 ماه سکته میکنم!

- محمد حسن روزی طلب یه جمله تقطیع شده از صحبتهای اخیر رهبری رو تو پلاس گذاشت منم بهش متذکر شدم و جمله کاملش رو از رجانیوز براش کپی پیست کردم، هیچی دیگه بلاک شدم! ( یعنی من عاشق این پایداری چی هام! خودشون خودشونو منزوی میکنن!)

- بعضیا که قائل به جملات و پاراگراف های سخنان رهبری نیستن و واسه این صحبتهای چند خطی شان نزول میتراشن گاهی و فقط گاهی قائل به یه کلمه از سخنان ایشون میشن کاری هم به اصل جمله، پاراگراف و شان نزولش ندارن من باب مثال کلمه " تکنوکرات" حالا انتقاد رهبری به کی بود و اینکه امروز همونا به قدرت رسیدن و غیره کاری نداریم! ما قائل به برداشت خودمونیم، بهرحال آدم باید تو زندگی خاص باشه، باید یه فرقی با بقیه داشته باشه!! :دی

- این تحلیل ( +) دو ماه پیش از سخنان اخیر رهبری در مورد عمل به تکلیف نوشته شده اما الان جا داره ادم یه بار دیگه بخونتش.

موضوع امتحان : « گفتمان »


1- گفتمان را تعریف کنید. (18 نمره!)

2- آیا نداشتن یک « گفتمان » از داشتن یک « گفتمان غلط» خطرناک تر است؟ توضیح دهید ( 2 نمره)

3- آیا تفاوت عرفان سلمان و ابوذر تفاوت در « گفتمان عرفانی » ایشان است؟ شرح دهید (3 نمره)

4- به نظر شما کثرت استفاده از واژه « گفتمان » در مباحثات برای فرد استفاده کننده حقانیت در ادعا می آورد؟ با ذکر مثال توضیح دهید ( 1/5 نمره)

5- غیر از گفتمان انقلاب اسلامی 2 گفتمان معاصر دیگر در دنیا را نام برده و به اختصار تشریح کنید (1 نمره)

6 – آیا معتقدان به یک « گفتمان » حق دارند از بشریت انتظار داشته باشند مثل آنها فکر کنند؟ ( 0 نمره!)

7- آیا در اعتقاد به یک « گفتمان » تکلیف مقدم بر عقل است یا بالعکس؟ مفصلا توضیح دهید (13 نمره)

8-  چرا در اسلام برای تکلیف 5 شرط در نظر گرفته شده که یکی از این 5 شرط « عقل » است؟ (3 نمره)

9- آیا تقابل دو « گفتمان » لزوما به معنای حق بودن یکی و باطل بودن دیگریست؟ (1 نمره)

10-  شاخص تعیین حقانیت یک « گفتمان » چیست؟ ( 9 نمره)

11- به نظر شما « گفتمانی » که بر حق است و خود را منطقا قوی می داند اهل فریاد است، اهل سکوت است و یا بستگی دارد؟! ( 0/5 نمره)

12-  فرض کنید آقای کاشفی معتقد است که باید با پنبه سر برید و آقای معزی معتقد است که باید با شمشیر این کار را کرد. به نظر شما این دو نفر از دو « گفتمان » متفاوتند و یا از یک « گفتمان » مشترک با رویکرد های متفاوت؟!

 13- شاخص های اصلی ساخت یک « گفتمان » را تبیین نمایید ( ممتحَن های محترم دقت کنند که این شاخص ها باید طوری تبیین شوند که تمام گفتمان های بشری را در بر بگیرند و لزوما شامل یک گفتمان خاص نباشند. 4 نمره)

14- توضیح دهید که اگر اعتقاد و بکارگیری یک « گفتمان » در یک زمان و در یک جامعه صحیح باشد بکار گیری همین « گفتمان » در زمان و در جوامع دیگر هم لزوما صحیح است؟ (بدون نمره)

15- آیا صرف اعتقاد به یک « گفتمان » حقانیت می آورد؟ و یا نتیجه و کارکرد گفتمان در سطح اجتماع باید ملاک حقانیت یک گفتمان و معتقدانش قرار گیرد؟ ( 1 نمره)

16- تفاوت اختلاف « گفتمانی» با اختلاف « درون گفتمانی » را تشریح کنید. (0/25)

17- به نظر شما معتقدان به یک « گفتمان » تا چه اندازه حق دارند پایبند به اصول فکری خود باشند؟ ( با فرض اینکه ممکن است این پایبندی به نفع گفتمان مقابل تمام شود. 5 نمره)

18- گفتمان را رسم کنید و اجزاء آن را در شکل ترسیمی مشخص کنید ( 14 نمره رسم 2 نمره مشخص کردن اجزاء)

19- ایا بین ضرب المثل « با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمی شود» و جمله « با گفتمان گفتمان کردن مملکت آباد نمی شود » رابطه معناداری وجود دارد؟ توضیح دهید. ( 2 نمره)

20- آیا فرضیه رای به یک  شخص  « رای گفتمانی » و رای به غیر آن شخص « رای غیر گفتمانی» و مشخصا « رای معیشتی» است فرضیه ای عقلایی است؟ اگر عقلایی است با کدام عقل سازگار است؟ (7 نمره)

21- فرض کنید اقای « جیم » خود را کاندیدای « گفتمان انقلاب اسلامی» بداند و حامیانش نیز این موضوع را تایید کنند، حال به سوال های زیر پاسخ دهید: ( 97 نمره)

الف- از کجا معلوم؟!

ب- شخص ثالثی وجود دارد که معتقد به « گفتمان انقلاب اسلامی است» اما چنین نظری را در مورد اقای « جیم » ندارد آیا این شخص ثالث و رای او خارج از « گفتمان انقلاب اسلامی » است؟ اگر نیست پس چیست؟!

ج - آیا رای این شخص ثالث به شخصی غیر از اقای « جیم » رای « غیر گفتمانی » است؟ اگر هست چه کسی مشخص کرده است؟

د- آیا می شود یک « گفتمان » را متوقف در یک نفر کرد؟! اگر می شود چه کسی مرجع تشخیص آن یک نفر است؟!

ه - آیا در آن واحد چند نفر می توانند خود را نماینده « گفتمان انقلاب اسلامی » بدانند ؟ اگر می توانند پس چرا باید آن را متوقف در یک نفر کرد؟ اگر نمی توانند پس چه؟!

و-  اگر شخص رابعی پیدا شود که در مقابل اقای جیم قرار بگیرد چه کسی مشخص کرده است که وی خارج از « گفتمان انقلاب اسلامی» است؟ از کجا وی چنین حقی دارد؟! که گفته است که این شخص این حق را دارد؟! چرا ان شخص گفته است که این شخص چنین حقی دارد؟! و...

ق- آیا رای دادن به شخصی غیر از آقای جیم رای « غیر گفتمانی » است؟! چه کسی مشخص کرده است؟ به چه حقی مشخص کرده است؟!

ک- آیا رای دادن به شخصی غیر از آقای جیم رای « معیشتی » است؟ اگر هست به کدام دلیل؟ اگر نیست پس چرا یامین پور معتقد است که هست؟ چه کسی به یامین پور حق داده است که رای به کاندیدایی غیر از کاندیدای مورد نظر خود را « رای معیشتی» بنامد؟ کدام مرجع صالحه مشخص کرده است که این رای « معیشتی » بوده است؟! اگر رای به غیر از آقای جیم  « رای معیشتی » بوده است رای به آقای الف در دوره های قبلی رای به چه چیز بوده است؟!

ی- اگر مردم در دوره های قبلی به کاندیدای مورد نظر اقای یامین پور رای داده باشند چگونه است که رای آنها « گفتمانی » می شود و اگر همین مردم دراین دوره به کاندیدایی غیر از کاندیدای مورد نظر آقای یامین پور رای داده باشند رای آنها « معیشتی» ؟ اگر این فرض را قبول کنیم نمی توانیم این نتیجه را بگیریم که گفتمان اقای یامین پور منتج به تنزل سطح فکری جامعه شده است؟! با این حساب چرا باید مجددا به « گفتمان » مورد نظر اقای یامین پور اعتماد کرد؟!

ر- اگر یک نفر خود را متعلق به یک « گفتمان » بداند به معنای صحیح بودن تمام افعال و افکار آن شخص است؟ اگر نیست پس چرا برخی از نقد بزرگان گفتمانشان در هراسند؟ اگر هست پس چرا برای اقای ه.ر و سایرین نیست؟

 

اضافات:

-    -  سوالات زیاد بود ولی باقی بماند برای بعد...

   - قبل از ماه مبارک میخاستم در مورد انتقادات شهید بهشتی از شاگردان علامه مصباح بنویسم گفتم باشد بعد ماه مبارک. اوایل ماه مبارک دیدم که امید حسینی اهستان دقیقا همان موارد را از همان منبع اورده است! ( + )

    -  هنوز سوالات و حرفهای بسیاری مانده... صبور باید بود...

    -  چرا واقعا بعضی ها فکر میکنن که فقط حق با اوناس و بقیه یا مفسدن، یا غرض ورز، یا فاسق، یا دزد، یا منافق ، یا غافل، یا مرتجع، یا مادی ... چه کسی به اینها چنین حقی داده کافه بهم بریزند و عربده بکشند؟

    -   راستی این ماجرای قرائت گزارش حوادث قم هم داستانی شده برای خودش!

    -  ضمنا « امتحان گفتمانی» با « گفتمان امتحانی» خیلی توفیر داره... باشد که تامل کنیم!