ترور بزرگان در دستور کار گروهک فرقان جدید!

سایت بی باک یه مطلبی رو منتشر کرده که من بدون هیچ اظهار نظری فراز هایی از اون رو برای شما اینجا میذارم. علتش هم اینه که مطلب قدری مطوله اما لینک اصلی مطلب رو براتون میذارم تا در صورت حوصله مطالعه بفرمایید( +)

.................................................

و اما فراز هایی از مطلب منتشره با عنوان:« ترور بزرگان در دستور کار گروهک فرقان جدید/ ای مصباح تو مجرمی؟!/ ای مصباح تو محکوم به حبسی؟» در سایت بی باک و در حمایت از آیت الله مصباح:

 

بار دیگر در آستانه انتخابات فحاشی و ناسزا گویی به عمارهای انقلاب و ملت شریف ایران در دستور کار جیره خواران رسانه ای داخلی و خارجی قرار گرفته است و این جماعت دیکتاتور مسلک و مفتخر به منش تکنوکراتی خود همچنان با سوء استفاده از تسامح نهادهای قانونی از نام دانشگاه و حوزه برای اهداف شوم سیاسی خود بهره می برند و به سبک گروهک فرقان در ترور شخصیتی بزرگان کشور اقدام می کنند. البته این جماعت با تخلفات مکرر و بداخلاقی و بی منطقی های خود نشان داده اند که اگر قدرتش را پیدا کنند در آینده به ترورهای فیزیکی نیز روی خواهند آورد.

به گزارش سرویس سیاسی بی باک، دیکتاتوری یعنی اینکه مردم حق اظهار نظر نداشته باشند و فردی که هیچ جایگاه حقوقی و الهی ندارد به جای همه ملت تصمیم بگیرد. حالا می خواهد نامش سردار باشد یا دکتر یا مهندس یا خلبان یا هر چیز دیگری.

دیکتاتوری یعنی  اینکه هر گاه حرفی برای گفتن و لباسی برای پوشاندن مفاسد و عملکرد واپسگرایانه خود نداشتی، فحشنامه ات را از جیب بیرون آوری و با بهره گیری از نام دیگران، خشم و غضب و عقده های نهفته درونی ات از عمارهای ولایت و ملت را به نمایش بگذاری.

کسانی که در انتخابات های گذشته بویژه مجلس شورای اسلامی با بودجه های میلیاردی و سوء استفاده از بیت المال و تبلیغات پر زرق و برقشان نتوانستند ملت بصیر ایران را فریب دهند، تنها راه برون رفت از باتلاق گرفتار شده خود را همچون منافقین صدر اسلام و بعد از انقلاب در تخریب و ترور شخصیتی و فیزیکی عمارهای انقلاب می بینند.

عماری که اهل فتنه و انحراف و تکنوکرات های صدر اسلام(!!!) از آن بیزارند.

.....

حال همانگونه که تاریخ تکرار می شود، عده ای بر خود واجب دانسته اند که علامه مصباح یزدی بعنوان مطهری زمان و عمار ولایت را تخریب و ترور شخصیتی کنند.

این جماعت همان جماعت تکنوکراتی است که همه چیز را به پای رسیدن به قدرت ذبح می کنند و از سیلی های مکرر الهی و مردم مومن ایران درس نمی گیرد. این جماعت تخصصشان در نامه های بدون نام و نشان و انتشار آن به نام دیگران می باشد. روزی از نام دانشجو سوء استفاده می کنند و روزی از نام طلاب و روحانیون، و انگار هیچ قانونی هم برای مهار و مجازات این گروه فرقانی نوین وجود ندارد و این گروهک برای رسیدن به قدرت و تحقق آرمانهای خوارجی شان  همه ابزار و وسایل را برای خود توجیه می کند.

 اما گزارشات حاکی است؛ در حوزه های علمیه طوماری در دفاع از عمار ولایت و محکوم کردن هتک حرمت های شبکه ای و سوء استفاده از نام حوزه توسط عوامل مثلث فتنه، انحراف و تکنوکراسی در حال امضاء می باشد که...

.

اضافات:

- اینکه واقعا شخصی که این مطلب رو می نوشته دقیقا با خودش چه فکری میکرده و تو چه فضای ذهنی قرار داشته رو نمیدونم ولی همینقدر میدونم که آدم عاقل از این نوشته انتقاد نمی کنه چون عواقبش احتمالا سنگینه! حتما حق با ایشونه و ما از ایشون بخاطر این مطلب روشنگرانه کمال تشکر رو داریم. امیدواریم که در سایر عرصه ها شاهد حضور پر رنگ این دوست عزیزمون و دوستان دیگرشون باشیم.

- یکی از تفریحات سالم من همیشه تماشای فیلمهای هندی بوده. جالب اینجاست که من با جدیت تمام این فیلم ها رو تماشا می کنم. اوایل اینجا همه فکر می کردن ماجرا شوخیه اما بعدا فهمیدن نه؛ کاملا هم جدیه. یکی رفت برام حتی یه سی دی پر از فیلم هندی گرفت! اینکه من حاضرم وقت بذارم و 2 تا 3 ساعت بشینم فیلم هندی نگاه کنم و حتی گاهی تکرارش رو هم ببینم برای خیلی از اطرافیانم معماست. اما همیشه نگاه کردن فیلمهای هندی برام جذاب بوده، جذاب تر از اون این بوده که بدونم نویسنده و کارگران  وقتی داشتن این صحنه رو (به عنوان مثال) مینوشتن یا میساختن دقیقا تو فکرشون چی بوده! ینی دوست دارم بدونم دقیقا داشتن تو اون لحظه به چی فکر میکردن!

رخوت سزای ماست!

 

مغرور، ولی دست به دامان رقیبان... رسوا شدم و طعنه شنیدم، تو چه کردی؟!

اضافات:

- خونمان را کثیف نکنیم٬ این نیز بگذرد!

- بیچاره کسی است که آخرت خود را به دنیای دیگران بفروشد!

روایتی از دعوت نشدن شهردار تهران به جلسات هیئت دولت

بعد از انتخاب احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران حکم وی با کش و قوس های زیادی توسط وزیر کشور وقت امضا شد که در آن روز با سر و صدای بسیار جریان اصولگرا در انتقاد از دولت اصلاحات همراه بود. اما چندی نگذشت که خبر دیگری باعث شد تا ماجرای احمدی نژاد و دولت اصلاحات وارد فاز جدیدتری بشود؛ جلوگیری از ورود شهردار تهران به جلسات هیئت دولت.

با اینکه در گذشته رسم بر این بود که شهردار تهران در جلسات هیئت دولت حضور پیدا کند و این امر برای شهرداران گذشته تهران مسبوق به سابقه بود بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد هیئت دولت اصلاحات تصمیم گرفت که شهردار تهران را از حضور در جلسات هیئت دولت منع کند که واکنش های زیادی را بین اصولگرایان من جمله شخص احمدی نژاد به همراه داشت.

ماجرا گذشت و تقدیر بر آن شد که شهرداری که از ورودش به هیئت دولت جلوگیری شد به عنوان رئیس دولت بعدی انتخاب شود. بعد از انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری بسیاری از اصولگرایان وی را به بازگشت به رسم سابق فراخواندند و از وی خواستند که شهردار تهران را همچون گذشته به جلسات هیئت دولت فراخواند.

این اتفاق اما هیچ وقت میسر نشد شاید چون علت اصلی آن تکیه زدن محمد باقر قالیباف به صندلی شهرداری تهران بود. در این بین موج انتقادات از احمدی نژاد سبب شد که وی مهدی چمران را به نیابت از شهرداری و شورای شهر تهران به جلسات هیئت دولت فراخواند. اتفاقی که تا مدتی برقرار بود اما بعد از گذشت مدتی باز هم حضور نماینده شهر تهران در جلسات هئیت دولت ابتر ماند!

چندی قبل حجت الاسلام ثمری رئیس سابق شورای عالی گزینش کشور در مسجد العلی مشهد به سخنرانی پرداخت. وی که پیش تر رابطه حسنه ای با رئیس جمهور داشت بعد از انتقاد از حلقه یاران احمدی نژاد از سمت خود کنار رفت و مجبور به ترک نهاد ریاست جمهوری شد. حجت الاسلام ثمری در سخنرانی خود در مسجد العلی ماجرایی را از دستور رهبر انقلاب به محمود احمدی نژاد مبنی بر دعوت شهردار تهران به جلسات هیئت دولت نقل می کند:

" من اطلاع دارم در جلسه ای که یکی از اعضای اصلی شورای شهر تهران بودند که به تبع آن ریاست شورای عالی استانها را هم دارد حضرت آقا چند بار بر شانه آقای احمدی نژاد می زند و می گوید آقای قالیباف باید بیاید در جلسه هیئت دولت [اقای احمدی نژآد] به ایشان هم می گوید چشم از پیش آقا که می رود کار خودش را می کند."

به نظر می رسد صحت این ماجرا را باید از مهدی چمران همان شخصی که یکی از اعضای اصلی شورای شهر تهران و به تبع آن ریاست شورای عالی استانها را دارد پرسید. اما در صورت حقیقت داشتن این ماجرا باید در انتخابهای احساسی خود قدری درنگ کنیم!(گرچه رابطه چمران و قالیباف چندان حسنه نیست!)

علی ثمری پیش نماز مسجدی بود که پدر محمود احمدی نژاد هر روز نمازش را در آنجا می گذارد. بعدها وی پیش نماز نهاد ریاست جمهوری شد اما بخاطر انتقاد از برخی عملکرد ها مجبور به ترک نهاد شد و جای وی را عباس امیری فر چهره منتسب به مشایی گرفت.

اضافات:

- برادر باقر درسته که میخای با انتقادات تند از هاشمی فضا رو به نفع خودت دو قطبی کنی تا دیگران به نفع خودشون دو قطبی نکنند اما بدان و آگاه باش که هاشمی شاید در آینده بهترین حامی تو نباشه اما بهترین مشاور تو خواهد بود اگر امروز تازیانه خود را در برابر یک پیرمرد 80 ساله غلاف کنی!

- هنوز هم معتقدم هاشمی برنامه و تیم بهتری از دیگران داره اما ما برای رای ندادن به او دلایل دیگری داریم!

- اصلاحات ساختار اقتصاد ایران 20 سال زمان نیاز داره. فکر میکنم که ما به یه رئیس جمهور 20 ساله نیاز داریم. کسی که حداقل بدونیم بطور طبیعی تا 20 سال دیگه زنده اس و میتونه برنامه هاش رو در قالب دولت خودش و دولت بعد از خودش جلو ببره! و البته یه سری هم تو مدیریت داشته باشه!( بهرحال دانشجوی مدیریتیم باس یه تبلیغی واس رشتمون بکنیم!)

- شاید باورتون نشه اما من بعد از چند سال چند هزار ایمیل رو که فرت و فرت از طرف گروههای کشککی میومد تو اینباکسم پاک کردم. همه اسپم ها را هم! یه همچین اراده ای داریم ما! احساس سبکی می کنم الان!

- این پدربزرگمون هرزگاهی راه میره و میگه « آهوان در مرغزاری می چرند! » با خودم فکر کردم دیدم این میتونه شعار انتخاباتی خوبی برای محمد پورغلامی باشه، اعضای پیشنهادی کابینه نظرشون رو بگن!

- شاعر میفرماد: دلبسته یاران خراسانی خویشم...!

اضافات ویژه:

- چند روز پیش لینکی رو در پیوندهای روزانه یه وبلاگ دیدم که خیلی برام آشنا بود. بازش کردم دیدم نوشته ای از وبلاگ خودمه، چنان با لذت تا تهش خوندم که انگار نه انگار خودم نوشتمش، واقعا خوب نوشته بودم! تعریف از خود هم بود که بود واقعا خوب و دلپذیر نوشته بودم. با ولع تا تهش خواندم انگار نو بود و جدید با اینکه همه اش را حفظ بودم! بخوانید علامه مظلوم را حتی دوباره! (+)

جناب علامه؛ بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش!

 آیت الله مصباح: من در پیشگاه الهی شهادت می دهم در بین کسانی که در یازدهمین دوره ریاست جمهوری کاندیدا شده اند جناب اقای دکتر لنکرانی ‏اصلح هستند و امیدوارم که این شهادت برگ زرینی درنامه 80 ساله من باشد.برخی از افرادی که کاندیدا شدند من به آنها ارادت دارم و آنها نور چشم من محسوب می شوند اما برای این کار مناسب نیستند ولی ‏بینی وبین الله شهادت می دهم که روی زمین و زیر این آسمان کسی اصلح از آقای لنکرانی نمی شناسم.

..................................

جناب علامه من از دوستداران سابق شما و از ارادتمندان فعلی شما هستم اما با کدام شاخص آنها مناسب نیستند و لنکرانی مناسب است؟! بر چه اساس؟! با کدام منطق؟ با کدام دلیل؟! شما در رای خود مختارید اما چرا بعد از ۸۰ سال حکمت خوانی حاصل عمرتان را به پای جوانی میریزید که معلوم نیست در آینده چه عملکردی خواهد داشت؟! چرا ترس از آبرو ندارید؟! اگر کاندیدای اصلح شما رد صلاحیت شد چه کسی پاسخ این شهادت شما را خواهد داد؟!

بر چه اساسی در روی زمین و زیر آسمان کسی اصلح از آقای لنکرانی وجود ندارد؟! کشف و شهود کرده اید؟! در زمان احمدی نژاد یک بار آبرو و اعتبار خودتان را خرج کسانی کردید که مشخص نبود آیا ارزش این خرج کردن را دارند یانه؛ کافی نبود؟! واقعا شما بعد از ۶ سال فکر کردن به لنکرانی رسیدید؟!

آدم خوب بودن شرط لازم برای مسئولیت اجرایی است اما شرط کافی هم هست؟! اباذر آدم خوبی نبود؟!

چرا امام مخالف حضور روحانیون در مناصب اجرایی بودند؟! آیا روحانیون خوب نیستند؟! مناسب بودن برای یک شغل صرفا با شاخص متدین بودن کافی است؟! چرا نظرات خود را طوری بیان می کنید که بر دوستدارانتان حجت شود؟!

منتظر باشید جناب علامه؛ منتظر آن روزی که مقام ولایت شاخص هایش بر اصلح شما تطبیق نکند و بر کسی تطبیق کند که از نظر شما هیچ صلاحیتی برای اداره کشور ندارد! ولایت مداری ما در آن روز عیار قضاوت است!

اضافات:

روح الله حسینیان: آلوده کردن ساحت علما به مسائل جناحی بدعتی نادرست است!(در انتقاد از حمایت دو مرجع تقلید از هاشمی که بعدا تکذیب شد!)

جناب علامه این آقای حسینیان یا شما را در زمره علما به حساب نیاورده است یا نمی داند که چه  می گوید در هر دو حالت فرقی نمی کند چون برای ما پیروی از نظر چنین آدمهایی جز خسران نخواهد داشت.

- خواهید دید که مغبون ترین جریان سیاسی کشور نه جریان فتنه که جریان پایداری خواهد بود. ۸ سال صبر کردید ۸ سال دیگر هم صبر کنید!

- وقتی سخنرانی های مسئولین را با احساس تکلیف هایتان بهم می زدید و تشر رهبری هم جز بر لجاجتتان نیفزود باید منتظر بود تا تشر های بعدی را بر تنتان دید!

أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ

خدا آدمها را با ادعاهایشان امتحان می کند با نقاط قوتشان. شیطان صفت نیست که دست بر نقطه ضعفت بگذارد. هراس دارم از دوستان با ایمان و خوش نیتم. عدالت را عدالتخواهان به تباهی کشیدند و سازندگی را سازندگی خواهان!

- کاش بجای احساسی عمل کردن از نوع تکلیف یا غیر تکلیفش یه قدری با تعقل عمل می کردیم!

و این بار هاشمی در رقابت با کاریزمای مشهدی!

خوشحالی خودم رو از کاندیداتوری هاشمی نمیتونم کتمان کنم. قطعا در بین گزینه های ممکن و موجود هیچ کدام نه برنامه هاشمی را برای اداره کشور داشته و دارند و نه اشراف وی را بر مسائل کشور و نه هیچ کدام تیم هماهنگ و کارکشته ای برای اداره کشور آنچنان که هاشمی دارد.

من به هاشمی رای نخواهم داد اما آمدن او سیاست داخلی ایران را که شاخص سنجش آن انتخابات است به پویایی مجدد می رساند. انتخابات را از حالت فرمایشی و تک قطبی خارج می کند و برنده این بازی فارغ از نتیجه حاصله نظام خواهد بود.

در این میان دو رقیب اصلی برای هاشمی متصورم. اول محمد باقر قالیباف و دوم سعید جلیلی که هر دو از یک کاریزمای نسبی (آن هم از نوع مشهدی!) برای جذب نظر طیف هایی از جامعه برخوردارند.

     

به نظر می رسد هاشمی این بار رقابت سختی با این کاریزمای مشهدی خواهد داشت گرچه او برای باختن به میدان نیامده است و نظام هم البته با سخنان وزیر اطلاعات در هفته قبل و انتشار خبر رد صلاحیت محسن هاشمی در ظهر آخرین روز ثبت نام روی خوشی به آمدن او نشان نداده بود اما او برای باختن نیامده است ولی کاریزمای مشهدی کار او را مشکل خواهد ساخت. از همین الان باید رقابت یک مشهدی را در دور دوم با هاشمی متصور بود.

اضافات:

-  سعید جلیلی با آمدن یک امت حزب الله را از سردرگمی در آورد!

-  اما چرا جلیلی حاضر نشد کاندیدای جبهه پایداری بشود؟! (این سوال مهمیه البته!)

-  باید ببینیم برنده این رقابت باقر و سعید امت خواهند بود یا اکبر امت.

-  البته اگر مشایی بیاید قدری ممکن است آرایشات سیاسی بهم بخورد.

-  دوست ندارم این حرف رو بزنم اما هم باقر امت استعداد هاشمی شدن دارد و هم سعید امت استعداد احمدی نژاد شدن!

- به همه اونایی که این سالها برداشتن گفتن این ارمینه فیکه! باید بگم عمتون فیکه!

و این بار نبرد بین سردار پیر و سردار جوان است؟!

هاشمی خواهد آمد چرا که این آخرین فرصت و بهترین فرصت برای اوست، برای اویی که اعاده حیثیت کند و آمال و آرزوهای ناتمام دولت سازندگی اش را تحقق بخشد.

حرف های فرزندانش و صحبتها و مواضع خودش در ۶ ماه اخیر همه خبر از آمدنش می دهند مگر اینکه اتفاق خاصی بیفتد!

برای هاشمی البته روحانی بهتر از خاتمی است چرا که اگر روحانی رئیس جمهور شود در واقع هاشمی رئیس جمهور است اما هاشمی خواهد آمد!

و اصولگرایان چاره ای ندارند جز اینکه از قالیباف در برابر او حمایت کنند با همه نقدهایشان بر سردار بهشت نشین! برای اصولگرایان قالیباف خیلی بهتر از هاشمی و خاتمی است هم از حیث گفتمانی و هم ارتباط با رهبری و خارج نشدن قدرت از مدار اصولگرایان. و اینجاست که نبرد نهایی را باید به نظاره نشست و چه دیدنی نبردی است!

اضافات:

وقتی حداد عادل می گوید که شهرداری خیابانی است که به پاستور منتهی میشود و ایت الله مصباح می گوید:"اگر در انتخابات امر دایر شد بر اصولگرا و اصلاح‌طلب، همه باید بر روی اصولگرا اتفاق کنند و نظرات دیگر خود را کنار بگذارند و بر روی شخصی اجماع کنند که در مقابل آنها رأی داشته باشد."تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

 

احساس تنهایی!

بالاترین احساس تنهایی رو آدم زمانی میتونه تجربه کنه که ببینه دور و برش همه دوستش دارن!

 

اضافات:

وقتی که همه واقعا دوستت دارن اما تو دنبال یه جایی بدون همه میگردی!