سیاسی نوشت

- آیت الله لاریجانی در واکنش به نارضایتی احمدی نژاد از شلاق زدن پیمان عارف یه استدلالی کرد که من هرچی تلاش میکنم تو کتم نمیره! ایشون فرمودند:" قوه‌قضائيه بر حسب قانون با توهين‌کنندگان به مسوولان نظام به عنوان يک جرم داراي جنبه عمومي برخورد خواهد کرد و به نظر مي‌رسد(!!!!) نيازي به شکايت مسوولان نظام از اشخاص توهين‌کننده نيست."

یادمه سال 84 وقتی در جلسه سخنرانی هاشمی یه سری از طلبه ها پا شدن و به حرفهای ایشون اعتراض کردن و بعد بازداشت شدن و بعد به مکان نامعلوم منتقل شدن و بعد به حبس و نفی بلد و شلاق محکوم شدن، وقتی برادر هاشمی طی یک حرکت نمادین رضایت دادند این عزیزان به آغوش خانواده هاشون برگشتن اون زمان اما کسی نگفت که توهین به مقامات جرم است و باید طبق قانون عمل شود و دخلی به شکایت آن مقام ندارد و ...! برای خراب کردن احمدی نژاد نیازی به این کارها نیست کافیه به خودش زمان بدیم به راحتی این کار رو برامون میکنه!

- برادر لاریجانی از برادر میثم نیلی شکایت کردند و بعد برادران محترم قوه قضائیه حکم بازداشت برادر میثم نیلی رو امضا کردند و بعد برادر توکلی طی یک حرکت نمادین با رئیس محترم مجلس تماس حاصل نمودند و برادر لاریجانی با اعلام بی خبری از این موضوع(!) و ابراز ناراحتی از بازداشت برادر نیلی اعلام فرمودند پیگیر این موضوع خواهند بود. ضمنا به استحضار می رساند شکایت از رسانه ها در شان رئیس اخیرا منورالفکر مجلس نبوده و برای ایشان نقطه ضعفی در قاموس احترام به حرف مخالف محسوب می شود حتی اگر شکایت از سایت دگم پرور رجانیوز باشد!!

- و اما حاج شیخ محمود کبیر ( رفع الله درجات رئیس دفتره) فرمودند خداوند اجری به مشایی دهد که همگان از صغیر و کبیر مبهوت شوند. محتمل است دوستان ما در مجموعه خدوم دفتر ریاست جمهوری پیگیر موضوع شهادت برادر مشایی از برادران دلسوز و متعهد دولت مکتبی باشند. به امید توفیقات روز افزون برای ایشان و مجموعه زحمتکش تحت امرشان.

 و اما بعد...

- سید مهدی شجاعی طی سخنان جالب توجهی که حقا من بسیاری از حرفهای ایشون رو میپسندم و قبول دارم یه سری صحبتهایی هم کردند که من گمانم اینه که بیشتر از سر سوء تفاهم بوده. به عقیده من هم احمدی نژاد در تاریخ کشور یک سوء تفاهم ناخواسته بود(!) اما فکر میکنم جناب شجاعی بیش  از اندازه دچار سوء تفاهم شدن. یادم نرفته کتاب "سری که درد میکند" ایشون رو که میخوندم بعضی داستانهای انتقادی ایشون مستقیما به دولت احمدی نژاد بر می گشت به عقیده من یه نویسنده اگر حرفی داره باید از همین شیوه استفاده کنه نه اینکه وارد موضوعات سخیف سیاسی بشه. این نقد رو به رضا امیرخانی هم داشتم. اصولا وقتی کسی وارد مباحث نازل میشه هر چقدر هم سطح بالا حرف بزنه از اونجایی که سطح بحثی که بهش ورود کرده به شدت پایینه بنابراین از صحبتهاش طرفی نمی بنده و نبستند!

 لازم به ذکر است "سری که در می کند" از دولت احمدی نژاد و مجموعه ای که انتقاد مستقیما به آنها بر می گشت مجوز انتشار گرفت!( احتمالا چون سید مهدی شجاعی نویسنده این اثر بود)

اضافات:

- بعد مدتها گفتیم یه قدری سیاسی هم بنویسیم. اما خیلی متن مشوش بود. نوشته فوری و فوتی همین میشه.

- از هفته آینده انشالله تغییرات در اینجا عملی میشه. برنامه های جدید داریم. انشاالله.

-  تو این دنیا فقط پوله که حرف اول رو میزنه حتی اگه خلافش ثابت بشه

بازم دم همراه اول و گراد گرم که صبح اول صبحی ولادت با سعادتمون رو تبریک گفتن! همراه اول یه ماه هم اینترنت رایگان مرحمت فرمود!

به قول شاعر(پروانه بهزادی آزاد):

عکس گل و شمع و کیک و میخک نفرست

پیغام تولدت مبارک نفرست

مشتاق صدای مهربانت هستم

اینقدر برای من پیامک نفرست!

 

اضافات:

- سوء برداشت ممنوع!

 

علی ایحال...

 

- قرار بر این بود که پستی در باب مهریه بنویسم اما منصرف شدم.

- از اونجایی که دو پست قبلی سبب سوءتفاهم های زیادی شده بود در بین دوستان و برخی گمان به عاشق شدن ما بردند و برخی گمان به زن لازم شدن ما و برخی اعلام مساعدت کردند و برخی پشت سر ما گفتند که فلانی هم در شرف ازدواج است و خلاصه هر آنچه نبود از دید دوستان بود شد. به قول یه بنده خدایی فلذاست که...

- من هنوز اینقدرها بیکار نشدم که فکر ازدواج به سرم بزنه.(شما حمل بر خودشیفتگی کنید!)

-علی ایحال ما در باب کتاب بنویسیم و تاریخ مرجح است.

- سیاست هم که این روزها درگیر و دار حب و بغض های افراطی است. چقدر دنیای بعضی ها کوچک است! حیف از این ساعتها و ثانیه ها.

اضافات:

- کتاب اخلاق ناصری خواجه نصیر را که خریده بودم(و هنوز هم جز فصلهایی از آن را نخوانده ام) پیشگفتاری داشت به گمانم که در آن پیشگفتار شخصی مدعی شده بود که مرحوم مجتبی مینوی مترجم و مولف نامی در سالهای آخر عمرش به این عقیده رسیده بود که اگر حضرت خواجه حاضر به همکاری با هلاکو شد به این خاطر بود که فهمیده بود اگر میخواهد علمش را فراگیر کند و در مراغه رصدخانه احداث کند و از تمام دانشمندان جهان دعوت کند نیاز به پشتیبانی و حمایت یک قدرت فائقه دارد. کسی که به لحاظ مادی و موقعیت سیاسی ان زمان از تمکن کافی برخوردار باشد. در غیر این صورت باید تمام علومش رو با خودش مدفون کند.(نقل به مضمون) با فرض درستی این ادعا شاید این نتیجه سالها عزلت اجباری در قلعه الموت بود.

- من فرض بالا را لزوما نادرست نمی دانم. بالتجربه البته!

- خارج از موضوع ازدواج کامنت مرحمت بفرمائید لطفا.

- اگر می دانستید که تکنولوژی چقدر مسیر رسیدن به وضعیت ایده آل تولید و رفاه را کوتاه می کند برای سالها فحش و فضیحت نثار حضرات می کردید که به زور طرح های پرهزینه و کم اثر بدنبال رفع رجوع مسائلند!

- ایکاش در فرهنگ ما همانقدری که علم را گرامی می داشتند کاربردی کردن علم را هم گرامی می داشتند. در تعریف است که تکنولوژی یعنی علم کاربردی شده. و البته امثال خواجه و شیخ بها در این باب کوشیدند اما...