و خانه کتاب آشایی که خالی از سکنه شد!
وقتی جناب همزاد فیلتر شده مان( فتح الله وبلاگها!) خبر از تعطیلی سایت خانه کتاب اشا داد به هیچ وجه باور نکردم، شاید چون دوست نداشتم که باورش کنم. آدمیزاد اساسا چیزهایی را باور می کند که دوست دارد باور کند! خانه کتاب آشا را از زمانی که وبلاگ بود می خواندم. بعدها ایمان(حسام الدین) مطهری منش اراکی الاصل دست به کار بزرگی زد و سایت خانه کتاب اشا را راه اندازی کرد. البته در این میان از کمک برخی دوستان نیز بی بهره نماند اما بیشتر بار این کار را خود به تنهایی به دوش کشید.
![]()
عرصه فرهنگ آنقدر غریب و تهی از اهلش شده است که مجامع فرهنگی هم در آن احساس تنهایی می کنند چه برسد به یکی دو جوان دغدغه مند و آرمان خواه که بخواهند در این مسیر گامهای بزرگی بردارند. ایمان مطهری منش علت تعطیلی سایت را مشکلات مالی اعلام کرد(+) اما وقتی مصاحبه او با مهر را می خوانی تازه می فهمی که درد خیلی عمیق تر از این حرفهاست. سرخوردگی احساس چرتی است و هم احساس چرکی، اما چه می شود کرد زمانی که در میان ولوله های سیاسی و هلهله های سیاسی و زلزله های سیاسی جایی برای دغدغه فرهنگی نمی ماند؟!
کاش حضرات سیاسیون همانقدری که برای سیاست هزینه می کردند و بودجه های کلان مصروف می داشتند گوشه چشمی هم به عرصه فرهنگ داشتند. البته این روزها برخی گوشه چشمی به عرصه فرهنگ دارند اما کاش فرهنگ فقط سینما و عکاسی و نقاشی نبود و کتاب هم سهمی کوچک در این میان داشت!
اضافات:
- خانه کتاب اشا را دوست خواهم داشت. به امید روزی که بازگردد و دوباره عرصه غریب فرهنگ را برای اهلش منور کند. آن خانه رفیق شفیق این خانه بود، هست و خواهد بود. انشالله...
- خععععععععلی بی مرامید به مولا! آشا بر خواهد گشت،خواهیم دید...



ارمينه صرفا يك اسم خياليست و ربطي به نويسنده و جنسيتش ندارد و بر خلاف ظاهر اسم، نويسنده با كمال افتخار از جماعت ذکور است!