ازدواج آنقدرها هم وحشتناک نیست!
تو پست قبل خیلی سعی کردم بازتابی از شرایط موجود و نوع نگاه بعضی ازجوونها نسبت به ازدواج رو فارغ از منطقی بودن یا نبودن استدلالات بنویسم. اما شاید لازم بود که به موضوع ازدواج از یه بعد دیگه هم نگاه کنیم.
خدا در همه جا جاریست
بسیاری از افرادی که ازدواج موفق داشتند فارغ از شرایط مالی خوب یا بد این موفقیت رو مدیون توکل به خدا میدونن.حتی بعضی از این افراد هنوز هم شرایط مالی ایده آلی ندارند اما باز هم از اینکه ازدواج کردند راضی و شاید سرخوشند! مسئله توکل یکی از مسائل جدی تو ازدواجه حتی اگر به خدا ایمان هم نداشته باشی باز هم بر اساس آموزه های روانشناسی امید به رفع مشکلات اثر مثبت در رفع این مشکلات داره چون از خودش انرژی مثبت به محیط پیرامون ساطع میکنه! اما با اینحال معتقدم یه حداقل شرایط مادی میتونه آرامش خیال بیشتری برای زوجین به ارمغان بیاره که با یه قدری توجه بزرگترها این مسئله کاملا یا تاحد زیادی قابل رفع شدنه.
قحط النساء نیست!
با همه این حرفهایی که در مورد فساد و توقع های گزاف و عدم همراهی زن ها بامردها گفته میشه باز هم بسیاری از خانواده ها هستند که دختران خوب و نرمالی رو میشه تو این خانواده ها دید. لااقل بهتره با این دید جلو رفت!
بهار ازدواج و خزان اشتغال
اینکه شرایط کسب و کار در کشور شرایط مطلوبی نیست واقعیت غیر قابل انکاریست حتی خیلی از افرادی که شغل هم دارند باز می بینیم که درآمد حاصل از اون شغل درآمد مکفی برای تشکیل یه زندگی نیست مگر اینکه با صبر و تلاش افزون تری همراه باشه که معمولا هم نیست! دختر خانم ها باید شرایط رو درک کنند و اگر جوون خوب و با استعداد و با جربزه ای دیدند بخاطر شرایط مالی زود تصمیم گیری نکنند. البته این چیزی از اهمیت مسائل مالی کم نمی کنه اما زنها میتونن برای بهتر شدن شرایط مالی همسرشون نقش موثری داشته باشند کما اینکه من نمونه هایی از این دست رو میشناسم. و اصولا لذت زندگی در اینه که دو نفر با هم بسازنش. واقعیت اینه که هیچ پولی نمیتونه جبران لذت ازدواج در سنین مناسب برای اینکار رو بکنه. ما بعدها ممکنه پول بدست بیاریم اما بواسطه بالا رفتن سن، ذوق ازدواج در ما کمتر میشه، هیچ سرمایه و ثروتی نمیتونه جای اون لذت رو پر کنه. ازدواج در سنینی که آدمها بی ریاتر همدیگه رو دوست دارند.
شرایط سخت دختر بودن و شرایط سخت تر پسر بودن
بسیاری از دخترها معتقدند که دختر بودن خیلی سخته اما شاید دلیلش این باشه که دختر ها پسر بودن رو تجربه نکردند! منتظر یه خواستگار خوب نشستن تو جامعه ای که موارد از هر حیث مناسب به ندرت یافت میشه سخته. اما سخت تر رفتن به خدمت و درآوردن پول و کسب همون شرایط ایده آل برای رفتن به خواستگاریه تا بتونی یه زندگی رو بدون دغدغه های دیوانه کننده اش تشکیل بدی. مگر اینکه یه پدر پولدار و لرد داشته باشی، اونوقته که دختر بودن خیلی سخت تره حتی اگر دختر یه آدم پولدار باشی!
باید همدیگه رو درک کنیم. حس تنوع طلبی آقایان و بد پسند بودن پسرها بواسطه دیدن مدلهای مختلف بین المللی(!) از عربی و ترکی و اروپایی گرفته تا نمونه های رنگ و لعاب دار ایرانی شرایط رو سخت تر کرده. کم نیستند پسرهایی که امروز به خواهر و مادرشان اولا مشخصات ظاهری دختر رو گوشزد میکنند. لاغر نباشه، چاق هم نباشه، صورتش گرد نباشه، قدش بین 165 تا 170 باشه، حتی جزئیات بعضا شرم آور(!) دیگه ای! از اون طرف کافیه یه دخترخانمی 1 شوهر خوب و پولدار گیرش بیاد و این دختر خانم بدون توجه به همسن و سالهای خودش نمایش بی بدیلی از تجملات رو به رخ بکشه و این خودش کافیه تا به همه نقص های فرهنگی دامن زده بشه. دخترها هم حق دارند جشن عروسی درخور شانی رو تجربه کنند اما من حتی دیدم دختری رو که بواسطه دوست داشتن همسرش قید گرفتن جشن عروسی رو زده حتی در ساده ترین شکلش! و این اصلا خوب نیست!
رفتار زننده پدرخانم ها و مادر شوهر ها!
یکی از مشکلات موجود فعلی رفتار پدرخانمها در خواسته های کم و زیاد از آقا پسرها و رفتار مادر شوهرها با عروس خانم هاست. علت هم مشخص نیست اما غالبا این روزها مادر خانمها دامادهاشون رو خیلی تحویل می گیرند و پدر شوهر ها هم محبتشون رو از عروسشون دریغ نمی کنند. شاید هم من اینجوری فکر میکنم!
احترام، احترام، احترام
خیلی از مواقع 2 نفر به هم علاقه دارند، اما خانواده ها موافق این ازدواج نیستند. یا حتی علاقه هم ندارند با این حال رفتار احترام آمیز در قبال خانواده مقابل و در قبال پدر و مادرها قطعا باید به یک سنت در بین ما تبدیل بشه. بی احترامی به خانواده ها و یا بی احترامی به پدر و مادرها حتی در صورت سنگ اندازی کار صحیحی نیست. مطمئن باشیم که رفتار سرشار از احترام همیشه عاقبت بهتری داره حتی اگر میخواهیم به حرفهای کسی عمل نکنیم و با قاطعیت کار خودمون رو بکنیم باز هم باید با این قاطعیت همراه با احترام باشه. اینجوری هیچ وقت بدهکار کسی نمیشیم.
و خدا همچنان جاریست...
شخصا معتقدم هر آدمی یه روزی مقرری داره، دخترها تا در خانواده خودشون زندگی میکنند روزی اونها به پدرهاشون حواله میشه و وقتی ازدواج میکنند این روزی به شوهرهاشون حواله میشه این وعده همون خداییه که گفت ما شیر رو قبل از دنیا امدن بچه در سینه مادرش قرار میدیم. کافیه ایمان داشته باشیم و کافیه که صرفا بواسطه این ایمان در کسب روزی تعلل نکنیم. ازدواج سخته اما اگر همسر آدم همراه باشه این سختی شیرینه. یه بار به یه نفر گفتم آدم اگر هیچ چیز نداشته باشه و فقط یه زن خوب داشته باشه همه چی داره و البته عکس این موضوع هم صادقه. نمیدونید چه جوری تایید می کرد!
کاش زنها باور میکردند که یکی از لذت بخش ترین کارها برای مردان پول درآوردن برای زن و بچه است. کاش...
اضافات:
- خیلی منبری بود. ببخشید.
- در مورد مهریه ننوشتم چون با قیمت سکه یه پست مجزا می طلبید از جنس پست قبل نه این پست! انشالله پست بعد...
- اینجا رو هک کردند! نفهمیدیم چرا ولی شکر خدا بر طرف شد!
- این رباعی ها هم خوندنش خالی از لطف نیست!
اینم درد دل خیلی از جوونها
:
امسال مگر مجال دارم بانو؟
نه پول و پله نه حال دارم بانو!!!
اینقدر نگو منتظرم…منتظرم
من مشکل اشتغال دارم بانو
ارمينه صرفا يك اسم خياليست و ربطي به نويسنده و جنسيتش ندارد و بر خلاف ظاهر اسم، نويسنده با كمال افتخار از جماعت ذکور است!