برای خودم

اصلا دلم نمیاد در موردش چیزی بنویسم چون به شما مربوط نیست!

اضافات:

- شما با یه آدم ناراحت طرفید! البته اعتراف می کنم نه صرفا ناراحت!

- بعد از عمل از اونجایی که والده دستی در طب سنتی داره هر روز یه سری دار و دوا و عرقیات گیاهی جهت تامین کلسیوم بدن و تعدیل مزاج و غیره بهم می داد بخورم. تازه فهمیدم که در خلال این دار و دوا ها یه بطری کامل عرق یونجه هم به خوردم داده!! مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااغ

- اصلا شما میدونستید زرده تخم مرغ لطیف الغذای کثیف الکیموسه؟!

- تمام موسیقی خوش دوران کودکیم رو بخوام خلاصه کنم میشه موسیقی از سرزمین های شمالی ( از اینجا میتونید دانلود کنید)

- یکی بره به این دختره فیزیوتراپه بگه منو با اسم کوچیک صدا نزنه یه بلا ملایی سر خودم میارماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااغ!

- صدای نابغه ما از تو گونی میاد!

- « پدر پرسيد: در مدرسه به شما چي ياد مي‏دهند, هانس توماس؟ جواب دادم: ساکت نشستن، و اين کار آن قدر مشکل است که براي ياد گرفتن آن سال‏ها وقت صرف مي‏کنيم.»( راز فال ورق/ یاستین گوردر)

- نیمه شعبان که بیاد میشه 40 روز.

- یکی دو روز دیگه عازم مشهدم. گرچه اونجام امکان به روز کردن هست ولی احتمالا تا بر نگردم این کار رو نکنم.

.

.

- حالا من عرق یونجه خوردم ولی از من برای شما شیری گرم نمیشه؛ شعور داشته باشید!

به یاد مردی که پدر هزاران بچه بود

ماه گذشته و همزمان با مسابقات جام جهانی خبر درگذشت بزرگترین خیّر مدرسه ساز کشور در رسانه ها منتشر شد. رئیس جمهور، معاون اول رئیس جمهور، نماینده و استاندار اردبیل درگذشت این خیر را تسلیت گفتند. میدانی در اردبیل را هم به نام او کردند. صدا و سیما هم پوشش خبری خوبی داد انصافا دستشان درد نکند فقط حیف که آرژانتین حذف شد! کافی بود یک هنرمند داغون یا یک آدم سیاسی یا یک روحانی حجره نشین دارفانی را وداع بگوید و یا آقای ضرغامی از مراحل ساخت یک سریال بازدید کند تا...

این چند خط زیر را برای کسی می نویسم که دیگر در این دنیا نیست. باشد که بجای بازیگران سینما و بازیکنان فوتبال و خواننده های خوش صدا قدری هم او و امثال او را الگوی رفتاری خودمان قرار دهیم.

حسنعلی علیپور در یک روستا بنام دیج ویجین در اردبیل بدنیا آمد. پدرش کشاورز بود. حسنعلی دیپلمش را در تهران گرفت و بعد عازم اروپا شد و تبدیل شد به یک تاجر عمده فرش. در ایران که انقلاب شد بعد از 40 سال حسنعلی به کشور بازگشت و شروع به انجام کارهای خیر کرد. اما خودش می گفت هر چه فکر کردم دیدم هیچ کار خیری بهتر از مدرسه سازی نیست. می گویند او به یاد شهدای کربلا 72 مدرسه در اردبیل ساخت.

بعضی از این مدارسی که او ساخت قبلا طویله بودند. در قسمت جلو کلاس بچه ها درس می خواندند و در عقب کلاس احشام نشخوار می کردند! بعضی از مدارس را در کوهپایه ها برای بچه های روستایی می ساخت. اولش خیلی ها می گفتند نمی شود اینجا مدرسه ساخت. بردن مصالح ممکن نیست اما او اصرار داشت. آخر هم مصالح را بار اسب و قاطر می کرد و لبخندهای بچه های محروم روستایی را برای روز حسابش می فرستاد. خودش می گفت حتی بعضی از شبها خواب مدرسه سازی را می بیند.

وصیت های دوست داشتنی از یک مرد دوست داشتنی

هنوز هم او را خوب توصیف نکرده ام همینقدر بگویم که در تهران به همراه همسرش در یک آپارتمان ساکن بود اما این آپارتمان را به نام سازمان نوسازی و تجهیزات مدارس کرده بود با این قید که تا وقتی خودش و همسرش زنده بودند در آن ساکن باشند بعدش آن را هم بفروشند و برای مدرسه سازی خرج کنند.

نه هنوز هم او را خوب توصیف نکرده ام. روزی مردم برای دیدن بنز آخرین سیستمش جلوی حجره اش صف می کشیدند اما او همه را فروخت و خرج مدرسه سازی کرد. تا جایی که به قول خودش یک دوچرخه هم نداشت و با اتوبوس شرکت واحد این طرف و آن طرف می رفت!

می گفت :" هیچ وقت ایران را فراموش نکردم. حتی وقتی در اوج ثروت در اروپا بودم، فکر می کردم وسط روستایم ایستاده ام. افتخار می کنم روستا زاده ام."

او حتی گفته بود بعد از مرگم مرا در یکی از محروم ترین روستاهایی که مدرسه ساخته ام به خاک بسپارید تا بچه ها با نعلین پاره از روی قبرم رد شوند و به مدرسه و سر کلاس بروند. اما چرا او را در قطعه مفاخر اردبیل در بهشت زهرای این شهر به خاک سپردند؟

حسنعلی علیپور و همسرش سریه هیچ وقت بچه دار نشدند اما...

کلام آخر از زبان او که پدر هزاران بچه بود!

«خدا [بچه] عنايت نكرد... الان دانه دانه اين چند هزار بچه مثل بچه هاي ما هستند. وقتي رفته بوديم آخرين جشنواره خيرين مدرسه ساز اردبيلي، كاغذي به من دادند. چون عينك همراهم نبود، نتوانستم بخوانم. نوشته بود، به حاج آقا علي  پور بگوييد از شما تشكر مي كنيم. من فوق ليسانس اقتصاد هستم و خواهرم پزشك و برادرم مهندس. ما درس خواندن را از مدارس علي پور شروع كرديم. مثل اين است من گندم كاشته ام و زبرجد درو مي كنم.»

" اميدوارم هنگامي که به اذن پروردگار چشم از جهان فرو مي بندم کودکان ، نوجوانان و جوانان حتي يک بخش ، روستا و شهر در استان اردبيل بدون مدرسه نباشند تا با آسودگي خيال بار سفر را از اين دنياي مادي ببندم ..."

روحش شاد...

اضافات:

- بیشتر این اطلاعات را از مصاحبه روزنامه همشهری در سال 83 با وی کسب کردم.

- حسنعلی علیپور فقط مدرسه نساخت، درمانگاه ، راه روستایی ، مسجد و ... هم ساخت.

- استاندار اردبیل حرف زیبایی زده بود مبنی بر اینکه نیکوکاری های او باید در متن کتابهای درسی گنجانده شود.

- عليپور نشان خورشيد خيرين كشور را از دكتر احمدي نژاد دريافت كرده بود.

- جای دوری نمی رود اگر با قرائت فاتحه ای روحش را شاد کنیم.

یک وقف و یک پرسش

هر سال مصادف با سوم شعبان میلاد امام حسین(ع) در تالار تشریفات آستان قدس رضوی ضیافتی بر پاست که حرف و حدیثهایی را در بین مردم مشهد به وجود آورده است به نوعی که این ضیافت به " ناهار اغنیاء" شهرت یافته است. در این جشن مسئولین عالی رتبه استانی حضور دارند. گفته می شود اطعمه و اشربه موجود در این ضیافت به قدری وسیع و با درجه مرغوبیت بالاست که نمونه این سفره را حتی در ضیافت شیوخ عرب هم مشاهده نمی توان کرد! به شخصه تا کنون نظرات 3 نفر از مهمانان این ضیافت را شنیده ام. اولین نفر فقط به کیفیت خیره کننده سفره پهن شده اشاره کرد! نفر دوم یک استاد دانشگاه بود که گفت وقتی رفتم بغض گلویم را فشرد از دیدن این سفره رنگین و هرچه اراده می کردی در آن سفره در عالی ترین شکل ممکن میافتی! نفر سوم هم از قضا استاد دانشگاه بود که به توجیه این اقدام پرداخت و ضمن تایید نقل قول های شگفت انگیز مبنی بر هرچه رنگین تر بودن میوه ها، غذاها و نوشیدنی ها  گفت که این نذری است که مرحوم دیوان در هنگام وقف داشته است و هر سال پیش از شروع مراسم متن این نذر برای حضار قرائت می شود! و چاره ای جز برپایی این سفره آن هم به شکل اکمل وجود ندارد! و اساسا مرحوم دیوان نیتش این بوده است که مسئولان و حکام را سالی یک بار به این بهانه دور هم جمع کند تا بلکه این گروه گرهی از گره های مردم را به بهانه این گردهمایی بگشایند!!

نکته جالب اینکه هیچ تصویری از این ضیافت تا کنون منتشر نشده و اصولا هیچ کس اجازه تصویر برداری از این ضیافت را ندارد! و جالب تر آنکه وقتی مسئولی به این ضیافت دعوت می شود راننده و محافظ وی از ورود به جلسه منع شده به آنها ژتون غذای حضرت داده می شود!

فتحعلی خان صاحب دیوان کیست؟

میرزا فتحعلی‌خان پسر حاجی میرزا علی‌اکبر قوام‌الملک و نوهٔ اعتمادالدوله صدراعظم آقامحمدخان است. وی بعد از مرگ فتحعلی شاه با دختر وی خرم بهار خانم احترام الدوله دختر مهد علیا مادر اورنگ زیب میرزا ازدواج کرد. روزگاری در تبریز پیشکاری ولیعهد را داشت که از یادگارهای آن زمان باغی معروف به «باغ صاحب دیوان» در دروازه ورودی شهر تبریز از جانب مشرق است. در زمان جنبش تنباکو حاکم خراسان بود و از او در شیراز باغ دلگشا به یادگار مانده است.همچنین در سال 1290 ه.ق فرمانی از ناصر الدین شاه صادر می شود که به موجب آن یکصد هزار ذرع از زمینهای دارالخلافه تهران به میرزا فتحعلی خان صاحب دیوان واگذار می شود.( سند این فرمان در شماره 9 نشریه گلستان هنر در پاییز 1386 در مقاله ای به قلم فرهاد نظری تحت عنوان فرمان واگذاری اراضی دارالخلافه ناصری منتشر شده است.)

ماجرای وقف مرحوم فتحعلی خان صاحب دیوان چه بود؟

در حدود 120 سال پیش میرزا فتحعلی‌خان صاحب دیوان در كاشمر یك وقف‌نامهء داشته است و واقف گفته است كه در روز سوم شعبان یعنی تولد امام حسین(ع)، بخشی از درآمد موقوفه را در تالار تشریفات آستان قدس رضوی از بهترین خوراك‌ها و نوشیدنی‌های فصل انتخاب كنید و از تجار و بازرگانان و حاكمان و اعیان و اشراف دعوت كنید تا در جلسه بیایند و واعظ شهیری را بیاورید تا در این جمع سخن بگوید.
 اول انقلاب برخی به آستان قدس رضوی اعلام كردند كه این كار را نكنید ولی به استفتا از امام خمینی به دنبال این بودند كه آیا باید نیت واقف را لحاظ كنند یا خیر؟ و امام پاسخ دادند: «باید به نیت واقف عمل شود و عواید وقف باید در همان جهتی كه وقف معین شده صرف شود.»

سوالی که وجود دارد این است که آیا ابعاد ماجرا بطور کامل در آن استفتاء روشن شده بود یا خیر؟

سوابق مشعشع سیاسی و مذهبی فتحعلی خان صاحب دیوان

1- ماجرای جنبش تنباکو

در زمان جنبش تنباکو میرزا فتحعلی خان صاحب دیوان حاکم خراسان بود. وی همه ی مردم و دست اندر کاران تنباکو در مشهد را مجبور کرد تا تمام کالای خود را به شرکت رژی بفروشند، اما مردم آنجا(مشهد) مانند سایر شهرهای ایران دست به اعتراض زده، در مسجد گوهرشاد جمع شدند که با کمک بعضی از علما و بعد از پنج روز تظاهرات و راهپیمایی بطور مسالمت آمیز پراکنده شدند.( قیام تنباکو، آژند، ص107)

در این ماجرا تجار مشهد به علما مراجعه کردند که این انحصار آنها را ورشکسته می کند. روز بعد از تحصن در مسجد گوهرشاد شهر تعطیل و به شورش کشیده شد و ناصرالدین شاه چنین تلگراف کرد« اکیدا حکم می کنم که اگر آنها فورا دنبال کارشان نروند و دست از این مزخرفات نکشند بایستی تمام سواره نظام را به مشهد فراخوانید و همه شورشیان را بدون استثنا توقیف کنید و یکصد نفر از آنها را به گلوله ببندید و پدرشان را بسوزانید. این قسم جسارت ها و وقاحت ها چه معنی دارد!( جنبش توتون و تنباکو، قیام علیه استعمار و استبداد، مهری پیرانوندی، روزنامه اعتماد ملی 24/2/86) 

2- ارتباط مرحوم صاحب دیوان با بابی ها؟!

گویا مرحوم فتحعلی خان دیوان روابطی هم با برخی افراد بابی داشته و حتی آن ها را در منازعات خود داور قرار می داده است! ملا محمد زرندی مشهور به نبیل زرندی و نبیل اعظم یکی از مورخان بهایی در دوران بهاء الله است و از جمله 19 حواریون اولیه بهاءالله به حساب می آمده است. وی در فصل هشتم تاریخ کامل خود اینگونه این ماجرا را شرح می دهد:

"معذلک دو نفر از بزرگان که يکی ظلّ السّلطان پسر شاه و ديگری ميرزا فتحعليخان صاحب ديوان است بواسطهء نزاعی که بين آنها حاصل شده تصميم گرفته‌اند  يکنفر بابی را برای  حکميّت انتخاب کنند.  با آنکه ظلّ السّلطان دشمن امر اللّه است معذلک اين طور تصميم گرفته و حکميّت خود را باين بابی که چهل سال است بامر مبارک مؤمن است واگذار نموده و با هم عهد کرده‌اند که از رأی اين بابی برنگردند و آنچه را بگويد مجری دارند..."

و یک پرسش...

سوال اینجاست که آیا در مملکتی که حکومت اسلامی بر قرار است و بسیاری از مردم زیر خط فقر زندگی می کنند برگزاری چنین ضیافت هایی با کیفیتهای نقل شده توسط مسئولین جمهوری اسلامی و خدام حضرت رضا(ع) که ملقب به معین الضعفاست توجیه شرعی و عرفی دارد؟! آن هم نذر شخصی که به لحاظ سیاسی و مذهبی شائبه هایی در سوابق وی دیده می شود؟! و البته این سوالی است که فقهای عظام با در نظر گرفتن جوانب امر باید پاسخگوی آن باشند.

اضافات:

- امام معصوم هیچ وقت ضعفا را از سر خوان خود نمی راند.

- حلول شعبان المعظم و میلاد امامان قائم مبارک باد.

- حالا میرید پشت سر من می گید اخلاقم گنده؛ ها؟! خب آره اینو همه میگن!

- فیلم سخنان جالب عباسی در دیروز امروز فردا

- تصویر مرحوم فتحعلی خان صاحب دیوان را در اینجا ببینید. شماره ۷

اضافات پسین:

یکی از خوانندگان وبلاگ در مورد این ضیافت توضیحاتی داشتند که به احترام در تتمه پست اضافه می کنم.

دوستان عزيز اين چه اشوبيه راه انداختين؟؟؟؟
من امروز با پدرم در رابطه با اين مساله به طور جدي و مفصل صحبت كردم!
اولا اون كسي كه به جناب ارمينه گفته سفره خيره كننده بوده جدا انسان بامزه اي بوده! در وقف نامه قيد شده غذا ها 7 رقم باشه كه شامل سوپ.2رقم برنج.كوكو شيرين. سالاد الويه. گوشت و 1رقم خورش است! نوشيدني ها هم همان نوشيدني متعارف نوشابه دوغ و اب! و السلام! كل سفره همينه! اين سفره با توجه به اينكه مهمانهاي ان سران يك مملكتن ابرومند است اما خيره كننده نيست!
پدرم گفتند و قيد فرمودند  كه علت اينكه به حرف و حديث زياد است اين است كه همه ي سران خود را به اين مهماني ميرسانند چون واقعا جمع صميمي و راحتي تشكيل ميشود نه غذاها و خوراكي هاي ان!!!
نكته ي بعدي اين است كه واقف قيد كرده است كه روضه ي سيد الشها خوانده شود! اين واقعا يك معامله ايست كه واقف با اهل بيت كرده و ريشه ي ان احتمالا خوابي بوده است كه ديده و مامور به اين هزينه شده است و در دايره ي اهل بيت ممكن ايت خيلي چيزها با عقل ثابت نشود و فقط عشق است كه دليل ان را ميفهمد! اينكه به جاي فقرا قيد كرده است امرا و معتمدين بيايند... اينكه به جاي شادي در روز ولادت روضه ي سيدالشهدا خوانده شود....اينها معامله ايست كه واقف با اهل بيت كرده و موضوع بيشتر عرفانيست نه شرعي!
نكته ي مهمتر بحث عكس و فيلم است.... جواب داده شد اين يك مهماني درباري و سياسي نيست شخصي شخصي است و به كسي ربطي ندارد كه لازم باشد عكس گرفته شود! اقايون همه موبايلهاشون روشن و قابل استفاده است اما چون براي همه ي اعضاي شركتكننده عاديست و سفره هم خيره كننده نيست خودشان تمايل به عكس ندارند و خبرگزاري ها هم كه بهشون مربوط نميشه!
تاكيد ميكنم اين يك مهماني شخصيست مثل اينكه اقاي xو اقاي yبه مجلس عروسي شما دعوت شوند و تشريف هم بياورند بعد وبلاگ ها در رابطه با شما و اون اقايون در خواست عكس كنن! اين يك مساله ي بديهيست كه حريم هركسي به خودش مربوطه و هركسي اختيار اموال خودش رو داره! در ضمن جناب پرتقال اين مهماني ها در استانه اصلا طبيعي نيست!! خواهشا از چيزي كهنميدونين حرف نزنين! در مهماني هاي حضرت فقط غذاي حضرت داده ميشه غير از اين يكي كه مربوط به اقا نيست اجرا كننده ي ان نماينده ي ولي فقيه است!
اگر مشكل داشت ايشون حتما لغو ميكردند!
بازم اگه سوالي هست من در خدمتم!

واکنش بوش پدر در مورد حمله ناو وینسنس به هواپیمای ایرانی چه بود؟

در 12 تیرماه سال 67 مصادف با سوم ژوئیه 1988 یک فروند هواپیمای مسافربری ایرباس از بندر عباس به سمت دوبی پرواز کرد اما این هواپیما در آبهای ایران در خلیج فارس مورد هدف ناو آمریکایی وینسنس قرار گرفت. تمامی 290 مسافر این هواپیما که غیر نظامی هم بودند من جمله 66 کودک، 53 زن و 36 تبعه کشورهای خارجی( 13 اماراتی، 10 هندی، 6 پاکستانی، 6 یوگوسلاو و یک ایتالیایی) در این حمله کشته شدند. جمهوری اسلامی در 14 تیر در نامه ای به سازمان ملل خواستار جلسه فوری شورای امنیت شد که این جلسه در 25 تیر تشکیل شد. نماینده ایران در این نشست علی اکبر ولایتی وزیر وقت امور خارجه بود. از طرف امریکایی ها هم جورج بوش پدر در این نشست حاضر شد. اما اظهار نظر وی در مورد این اتفاق جالب توجه بود. اظهار نظری که ناوگان یکم بازنشسته دیوید آوانز در مقاله ای در نشریه نیروی دریایی آمریکا دوباره به آن استناد می کند. وی مدعی می شود فرماندهان افسران رده بالای ناو وینسنس در اوج حمله ایرانی ها (!) از خود دفاع کرده اند! دیوید آوانز در ادامه مقاله خود نقل قول معروفی از بوش پدر که در آن وقت معاون رونالد ریگان بود را منتشر می کند. بوش در اظهار نظر خود در باره این حادثه می گوید:

« من هرگز از جانب ایالات متحده از ایران عذرخواهی نخواهم کرد و به هیچ وجه اهمیت نمی دهم که واقعیت چیست!» (روز باز پسین دولت های سرکش، ادوارد سعید/نوام چامسکی، صفحه 71)

ناخدا یکم ویلیام راجرز در مصاحبه مطبوعاتی خودش گفت:" اگر صدها بار نیز آن اتفاق رخ دهد، باز هم دستور شلیک خواهم داد!"

اضافات:

- احتمالا یکی دو روزی نیستم. با این پای علیل میریم عرض ارادت کنیم به جناب لسان الغیب حافظ شیرازی و جناب افصح المتکلمین سعدی شیرین سخنمان.

- شهادت حضرت کاظم(ع) تسلیت باد.

- عید مبعث هم پیشاپیش مبارکمان، تان، شان.

- وقتی برگشتم چندتا مطلب جالب برای پست کردن دارم. اگر زنده بودم.

- همین نه؛ همان!

اضافات پسین:

- سفر شیراز بخاطر ردیف نشدن بلیط لغو شد! به کوری چشم اعداء از همین جا با حضرت حافظ تله پاتی می کنیم!

آیا احمدی نژاد شعیب بن صالح است؟!

چندیست در برخی محافل بحث هایی در مورد احمدی نژاد و اینکه وی احتمالا شعیب بن صالح ذکر شده در روایات آخر الزمانی است رواج یافته است. این بحث ها که به اینترنت هم کشیده شده است  تا جایی پیش رفته است که بعضی عملا او را ملقب به شعیب ابن صالح کرده و حتی مدعی شده اند که خود او تلویحا این موضوع را تایید کرده است!! اما ایا میتوان قطعیتی برای این موضوع متصور بود؟

اینکه این نگاه به مسائل آخر الزمانی چقدر درست است یا غلط بماند اما آیا با فراگیر شدن این بحثها بزرگترین ضربات به خود احمدی نژاد وارد نمی شود آن هم از طرف کسانی که سینه چاک اویند؟!

                   

اصولا این نوع رفتار و این مصداق تراشی ها چه دردی از دردهای مسلمین را می تواند دوا کند؟ مگر نگفت آیت الله بهجت که مهم نیست که امام زمان(عج) را ببینی مهم آنست که او تو را می بیند؟!  آیا درست است که بجای خودسازی بحث انتظار فرج و امادگی برای ظهور را به اینجور مباحث تنزل دهیم؟! این انحراف در اصل ماجرا نیست؟ آیا ما ظواهر را به قیمت غفلت از بواطن چسبیده ایم! و جالب اینکه نشانه های آمده در روایت را بر وی تطبیق می دهند مثل گندمگون بودن و لاغر بودن و نظامی بودن و اهل ری بودن و عقیده استوار داشتن و...

                   

با این حساب اگر فردا روزی قالیباف رئیس جمهور شود یه عده هم حق دارند جمع شوند و بگویند در روایت آمده است که اولا شعیب گندم گون است. دوما نظامی است سوما از اهالی ری است ( و اگر بگویی وی از اهالی ری نیست لابد می گویند ری مجاز از ایران  است و در ثانی دکتر قالیباف شهردار تهران بوده اند و منظور همان است!!) و چهارما رهبری گفته اند که دلبسته یاران خراسانی خویشند و...!!

و اگر زد و لاریجانی رئیس جمهور شد لابد باز گندم گون است و لاغر است است و در عقیده اش استوار است و... اگر هم سید حسن رئیس جمهور شد لابد دوباره گندمگون است و لاغر است و اهل ری است و در عقیده اش استوار و...!

بهتر است دوستان بزرگوار بجای شمارش معکوس گذاشتن برای ظهور قدری مبانی و آداب انتظار و شرایط حصول معرفت درک بهتر دوران غیبت و ظهور را تببین کنند!

اضافات:

- متاسفم اما هیچ بعید نیست که با این پست بعضی از سایتهای خبری همین روزها این موضوع را با آب و تاب منعکس کنند! به هر حال من نیتم خیرخواهانه بود.

- مهم این نیست که این شعیب باشد یا ان یکی مهم این است که امام زمان(عج) امام زمان(عج) است... گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری....

- یکی از علتهای در گرفتن این بحثها کتابی بود که شخصی بنام شادی فقیه در لبنان منتشر کرد و اولین بار او رسما این ادعا را مطرح کرد که احتمالا احمدی نژاد همان شعیب ابن صالح است! جالب اینجاست که حزب الله لبنان این کتاب را در بین شیعیان منتشر کرد و جالبتر اینکه در ابتدای کتاب از قول برخی رهبران انقلاب آمده است که احمدی نژاد رهبر سربازان مهدی است که قدس را آزاد می کند!!

- کتاب حکمت عبادات آیت الله جوادی آملی رو بخونید تا ببینید هر عبادتی یه سرّ و حکمتی داره بنابراین انتظار فرج که افضل اعمال و عبادات است را محدود به ظواهر نکنیم!

هویجوریات

- خیلی دلم برای هویجوریات نویسی تنگ شده است! برای خودم هم تنگ شده است. برای ارمینه!

- میگفت خوب مینویسی اما نوشته هایت دیگر ارمینه ای نیست. هیچ وقت به او نگفتم که چقدر با حرفش موافقم!

- برای آدم شدن یک شب کافی نیست! اصولا به تجربه فهمیده ام همه چیز در عالم تدریجی است. چه موفقیت ها و چه انحراف ها! چه فراز ها و چه فرودها... البته هر اصلی استثنا هم دارد! همانطور که هر قانونی تبصره ای!

- گفتمش یک خبر خوب برایت دارم و یک خبر بد! گفت بگو. گفتمش فلان... گفت  پس وای بر من... خب حالا خبر خوبت را بگو ... گفتمش خبر خوب همین بود؛ گفت پس وای بر تو...!

- این روزها کتاب می خوانم، پای نت می نشینم... دوباره کتاب می خوانم... دوباره پای نت می نشینم... دوباره کتاب.... دوباره نت... دوباره... دوباره... دوباره...اهل تفلسف هم که باشی این دور را باطل نتوانی یافت!

- یادش بخیر دوران طفولیت جوجه های یک روزه را خفه می کردم! و بعد گریه می کردم که برایم جوجه بخرید و باز دوباره خفه اش می کردم و باز گریه می کردم …

- یک بار هم وقتی بزرگتر بودم یکی از جوجه هایم در حال احتضار بود. شنیده بودم که حیوان در حال مرگ را حلال میکنند اما نمی دانستم که سرش را با تیغ کُند نمی برند! چشمان مظلومش هنوز ازارم می دهد! 5 دقیقه تمام تیغ را برگلویش میفشردم مگر می برید؟...خفه شو قاتل...!

- باور کن بعضی وقتها الاغ ها بر ما آدم ها شرف دارند. باور کن راست می گویم!

- سرهنگ آئورلیانو راضی به آن کارها نبود! اصلا مایه های نظامی و خشونت طلبانه نداشت. ارام بود و اهل آزمایش... مجبورش کردند. این را هم باور کن!

- تو به گور خودت خندیده ای اگر فکر میکنی دختر همسایه تو را روی پشت بام ندید! پس فکر می کنی برای که نیم ساعت توی حیاط پرسه میزد؟! قدر خودت را ندانستی بدبخت!

- از کمتر کتابی به اندازه دنیای سوفی چیز یاد گرفته بودم. تازه هنوز دو سومش را خوانده ام! حیف نیست بعضی کتابها تمام شوند؟!

اضافات:

- این طفلکی هم زن گرفت! آخه آدم عاقل...[سوت]

- من فوش ناموسی بلد نیستم! اما این یک قلم را باور نکن!

- یک نفر ادعا می کرد هویجوریات را او اختراع کرده است. یاد او هم بخیر!

- حکما الان یک نفر هم از توی کهکشانها دارد به ریش دنیای کوچک ما می خندد!

- این روزها یک نفر خل و چل شده است!

- خودم خودش را نمی خواهد...

اضافات پسین:

- کتاب "صلوات کلید حل مشکلات" با ده هزار تیراژ به چاپ 114 رسید!! ( بریم کتاب بنویسیم جون تو!)

- انقلاب زینبی را هم حتما دانلود کنید.

- آیا جاسبی از بیل گیتس نابغه تر است؟

- خِلاص!

از زبان نوام چامسکی

 مطلب زیر قسمت کوتاهی از مصاحبه نوام چامسکی با دنیس رابرت و ورونیکا زاراکویز در سال 1999 است.

"... در قرن بیستم چنین روشنفکرانی در حوزه نفوذی شوروی زندانی می شدند و در حوزه نفوذی آمریکا به قتل می رسیدند. برای نمونه می توان از شش ژزوئیت اهل السالوادور نام برد که هیچ کس در اروپا آنها را نمی شناسد، زیرا کماندوهای تعلیم دیده در آمریکا آنها را به قتل رساندند؛ کاری که جنایت محسوب نمی شود! تنها ده سال از این ماجرا گذشته است و در باره این قتلها شاید فقط چند کلمه در روزنامه ها ببینید. این فاجعه است اما در تاریخ همیشه وضع چنین بوده است.

میتوانید در باره این قتل ها بیشتر توضیح بدهید؟

در 16 نوامبر 1989 قتل عام وحشتناکی در السالوادور روی داد. 6 روشنفکر آمریکای لاتین در میان کشته شدگان بودند. از جمله رئیس بزرگترین دانشگاه کشور. آنها از فاصله نزدیک به دست کماندویی کشته شدند که در ارتش آمریکا تعلیم دیده بود. این کماندو از افراد مزدور تشکیلات (بریگارد اتلاکتل)_ یکی از گروههای بسیار خشن_ بود که به قتل عام های بسیاری در السالوادور دست زده بودند، از جمله کشتن اسقف اعظم رومرو و قتل دهها هزار دهقان.

روبرو شدن با این واقعیت حیرت آور است که قتل 6 روشنفکر آمریکای لاتین به دست سربازان تعلیم دیده ارتش آمریکا توجه کسی را جلب نمی کند. در عوض وقتی واسلاو هاول را زندانی کردند، همه ناراحت شدند...

کمی بعد از قتل روشنفکران آمریکای لاتین، واسلاو هاول به ایالات متحده آمد و در کنگره سخنرانی کرد. همه ی سناتور ها و نمایندگان برایش کف زدند و او را تشویق کردند او نیز آنان را قهرمانان آزادی نامید. در رسانه ها منتقدان، هاول را تحسین کردند. آنتونی لوئیز در نیویورک تایمز نوشت:" ما در دوره رمانتیکی زندگی می کنیم." و از این راه افکار عمومی را منعکس کرد. سردبیران روزنامه های مهم ملی از خود می پرسیدند چرا ایالات متحده چنین شخصیتهای بزرگی پرورش نمی دهند، در حالی که کمی پیش 6 روشنفکر بزرگ و هزاران تن دیگر را کشته بودیم. ما در جهانی سورئالیستی زندگی می کنیم!

روزنامه های آمریکا در این باره چیزی ننوشتند؟

یکی از دوستانم تحقیق کرد تا بداند مطبوعات در سال 1999 در دهمین سالگرد مرگ این 6 ژزوئیت چه نوشته اند. اما در نشریه های آمریکا از آنها نامی برده نشده بود آیا کسی نام این روشنفکران را می داند یا چیزی در باره قتل آنان خوانده است؟نه.

در مقابل ایا کسی نام دگر اندیشان اروپای شرقی را می داند؟ البته که میدانند..."

اضافات:

- متن این مصاحبه چند سال بعد در قالب کتابی منتشر شد. این کتاب در ایران توسط نشر افق تحت عنوان نگاهی انتقادی به سیاست آمریکا(گفتگو با نوام چامسکی) با رعایت حق کپی رایت(!) منتشر شده است.

- این کتاب سرشار از مطالب قابل تامل است.

- هر چه گفتند مرگ بر بهشتی لبخند زد! یک بار هم حتی آنها را دریده نخواند! روحش شاد...

- هجران اسطوره صبر تسلیت باد.

انصاف؛ از تابناک تا عصرایران!

مصوبه جنجالی مجلس در روز یکشنبه در حالی تصویب شد که بعضی از سایتها من جمله سایت تابناک و عصرایران در قبال این مصوبه سکوت کامل اختیار کردند. بطوریکه هیچ کدام از این دو سایت در ستون خبر ویژه خود هیچ مطلبی را در این رابطه درج نکردند. سایت عصر ایران سه روز بعد از تصویب مطلبی تحت عنوان" به کجا چنین شتابان؟/ عبور از دستورات رهبری به اسم حمایت از رهبری!"  و سایت تابناک چهار روز بعد از آن مطلبی را تحت عنوان" این اردوکشی ها مقابل نهادهای قانونی جمهوریت نظام را تهدید می کند" در ستون خبرهای ویژه خود قرار دادند که هیچ ارتباطی به تصویب مصوبه غیر شرعی مجلس( به استناد به سخنان دادستان کل کشور) نداشت و به تجمع دانشجویان در جلوی مجلس اشاره و نسبت به آن شدیدا انتقادشده بود.

سوال اول اینجاست که آیا به تصویب رساندن این مصوبه اقدامی درست بود یا خیر؟ اگر بود چرا این دو سایت شهامت انتشار خبری در حمایت از این طرح مهم را نداشتند و اگر نبود چرا انصاف نقد آن را؟!

سوال دوم اینجاست که چرا این دو سایت که در موضوع تخلف ۱میلیارد دلاری دولت به نقل از دیوان محاسبات که دست آخر مشخص شد فاقد صحت بوده است جامه دریدند اما در برابر وقف 250 برابر آن مبلغ یعنی 250 میلیارد دلار اموال دانشگاه آزاد سکوت اختیار کردند؟ آیا سرنا را باید از سر گشادش نواخت؟!

موضوع بعدی توهین دانشجویان به مجلس و رئیس مجلس بود که در خبر منتشر شده این دو سایت آمده بود اما سوال اینجاست که آیا شعارهای دانشجویان زننده تر بود یا صحبتهای رئیس مجلس روز پیش از تجمع که مخالفین مصوبه را دریده، غوغاسالار و بی منطق خواند؟! و آیا این سخنان لاریجانی در تحریک دانشجویان نمی توانست موثر باشد؟! (برای درک بهتر جایگاه یک رئیس مجلس و چند دانشجو در یک کشور را هم در نظر بگیرید!)

سوال مهم اینجاست که اگر رئیس جمهور هم مخالفین خود را دریده و غوغاسالار و بی منطق خوانده بود این دو سایت همینگونه بی تفاوت از کنارش می گذشتند؟!

مسئله بعدی عبور از دستورات رهبری بود که به تجمع کنندگان نسبت داده شده بود. سوال اینجاست که چرا این دو سایت در برابر عبور نمایندگان از رهنمودهای رهبری در مورد لازم الاجرا بودن  مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی که در پست قبل نمونه ای از آن را نقل کردم سکوت کردند؟ آیا مهم عبور از رهبری است یا عبورکنندگان از رهبری؟!

اوج انصاف و تفسیر واژه پفیوز!

در طی نطق علی مطهری در مجلس بعد از ماجراهای هفته گذشته یک اتفاق بی سابقه هم در مجلس رخ داد و آن ایراد حرفهای سخیف و به دور از شان مجلس توسط علی مطهری نماینده مورد علاقه تابناک و عصرایران بود!

البته سایت عصرایران نقد جالبی هم بر علی مطهری نوشت(+) اما در این نقد جملات علی مطهری را بطور کامل بکار نبرد و اتفاقا قسمت زشت تر آن را سانسور کرد! علی مطهری بعد از کوچک اف خواندن کوچک زاده و واکنش وی خطاب به وی می گوید: "خفه شو بتمرگ، بتمرگ پفیوز!!"(فایل صوتی)

برای مشخص شدن زشتی کلمه پفیوز همینقدر خدمتتان عرض کنم که این کلمه برای خیلی از کاربران اینترنت در کشور فیلتر شده است. برای اطمینان واژه پفیوز را در گوگل سرچ کنید!

آنچنان که در لغتنامه دهخدا آمده است معنای این واژه به این ترتیب است: " سست و ضعیف و بیکاره، پَه پَه ،پخمه، چلمن" (+)

و در فرهنگ معین این کلمه به معنای بی غیرت و بی صفت آمده است!(+)

سوال اینجاست که اگر کوچک زاده همین عبارات را در مورد علی مطهری از پشت تریبون رسمی مجلس بکار برده بود باز هم این دو سایت نسبتا محترم همین روش را در پیش می گرفتند؟

نتیجه اخلاقی:

ادب خوب است اما برای مخالف من!

اضافات:

- انصاف شاخه ای از ایمان است. یادمان باشد اگر خواستیم ایمانمان را بفروشیم لااقل ارزان نفروشیم!

- صحبتهای رهبری البته نکته های ژرفی هم برای دانشجویان و بسیجیان داشت. آقا به صراحت بعضی از رفتارها را نمی پسندد. حواسمان باشد.

- تا یادم نرفته عید شما هم مبارک.