سپیدارهای تبریزی

- در حدیث آمده است: «ای فرزند آدم، من تمام عالم را برای تو آفریدم و تو را برای خودم، حرمت مطلبی را که من تو را بخاطر آن آفریدم از میان مبر»

- أفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ / و إِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَتْ / وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ / وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ / فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ ...

- نمی نگری؟

............................................................................................................................................

- و تو میدانستی که یک زنبور برای تولید یک لیوان عسل دو میلیون بار بر روی گلها می نشیند؟!

- وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ / ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ... و پروردگار تو به زنبور عسل وحى كرد كه از پاره‏اى كوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست مى‏كنند خانه‏هايى براى خود درست كن / سپس از همه ميوه‏ها بخور و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى [آنگاه] از درون [شكم] آن شهدى كه به رنگهاى گوناگون است بيرون مى‏آيد در آن براى مردم درمانى است راستى در اين براى مردمى كه تفكر مى‏كنند نشانه ایست ...

اضافات:

- زنبورها برای انجام رسالتشان چه پشتکاری دارند و اما تو؛ فرزند آدم...!

- این روزها از میان تمام کهکشان ها فقط به کهکشان راه شیری می اندیشم، و از میان تمام منظومه ها فقط به منظومه شمسی، و از میان تمام سیارات فقط به زمین، و از میان تمام آدمها فقط به خودم و آن سپیدارهای تبریزی که گاه غروب وقتی باد در شاخ و برگهایشان می پیچد نجوای عارفانه این تلاقی گوشهایم را می نوازد، و چقدر من سپیدارهای تبریزی را دوست دارم!

از سلولهای خاکستری تا سلولهای سرخ

- گویند بنده باید چیزی را به عنوان هدیه پیش مولی ببرد، که مولا آن را نداشته باشد و تو چه چیز را می توانی به خدا هدیه کنی که او نداشته باشد؛ جز بندگی؟! ... الهی کفی بی عزاً أن أکون لک عبداً و کفی بی فخراً أن تکون لی ربّاً... همین عزت برای من بس که تو خدای منی و همین افتخار برای من بس که بنده ی چون تو خدایی باشم.

- در خلال کتاب های چند هفته گذشته 2 کتاب رو نقریبا همزمان شروع کردم به خوندن. «عشق و عرفان» از محی الدین ابن عربی و « سودمندی و ناسودمندی تاریخ برای زندگی» از نیچه؛ واقعا چه تناسبی؟!!! نیچه تلاش میکنه دریچه های مغزت رو باز کنه و محی الدین تلاش میکنه دریچه های قلبت رو! بیخود نبود که نیچه به این نتیجه رسید که خدا مرده است، چون او می خواست عظمت خدا رو تو مغزش جا بده اما نشد، مَثَل مغز آدمی و عظمت خدا مثل لیوان است و آب اقیانوس!

- دورترین کهکشانی که تا حال توسط بشر شناسایی شده 10 میلیارد سال نوری با کهکشان ما یعنی کهکشان راه شیری فاصله داره به عبارتی وقتی اون کهکشان رو رصد میکنی تصویری که می بینی مال 10 میلیارد سال پیشه که نورش ساطع شده و الان به ما رسیده یعنی اگر همین الان یه نفر از توی اون کهکشان،کهکشان ما رو رصد کنه تصویری که میبینه مال 10 میلیارد سال پیشه و برای اینکه بیشتر عمق مثال رو درک کنی برو ببین سرعت نور در ثانیه چقدره. این یعنی اگر کسی از توی اون کهکشان بخواد دنیای امروز من و تو رو ببینه 10 میلیارد سال دیگه باید زمین رو رصد کنه و این یعنی اینکه من و  تو در برابر عظمت این عالم جسارتا پشمیم! و این تازه مال دورترین کهکشانیه که تا حال توسط بشر شناسایی شده...

-  گفته میشه میلیاردها کهکشان در این عالم مثل کهکشان ما- کهکشان راه شیری- یا حتی بزرگتر وجود داره و توی هر کهکشان میلیارد ها سیاره مثل سیاره ما – زمین- یا حتی بزرگتر و تو ببین روی همین زمین هم میلیاردها انسان وجود داره مثل من؛ مثل تو! و جالب تر اینکه هر ذره ای در این عالم باز برای خودش عالمی داره! بیخود نبود که نیچه آخر کارش به جنون کشید و وقتی سردرد می شد این سردردها ساعتها طول می کشید و او منگ و گیج می افتاد و وقتی به حالت عادی بر می گشت مثل انسانی بود که تازه به هوش اومده و دقیقا نمی دونه کجاست و همیشه ساده ترین راه، پاک کردن صورت مسئله است؛ و نیچه خدایش را کشت!

- و وقتی آدم نمیتونه همه عظمت این عالم رو در مغزش جا بده چطوری ممکنه بتونه همه عظمت خالق این عالم رو در مغزش جا بده؟ بیخود نیست که وقتی خدا بر کوه جلوه کرد تمام کوه به یکباره پودر شد و برگزیدگان بنی اسرائیل مدهوش روی زمین افتادند...! و اما قلب... ان الله فی قلوب منکسره... خدا تو دلهای شکسته است... بشکن جداره دلت رو بذار هوای تازه واردش بشه...

- سلولهای قلب آدم یه رنگ دیگه اس، یه جنس دیگه اس... رنگش سرخه و جنسش لطیف؛ چون از روح خداست که گفت: و نفخت فیه من روحی...

اضافات:

- السلام علیک یا شهر الله الأکبر و یا عید أولیائه... سلام رمضان... با عذر تاخیر!

 .......................

- السلام علیک یا أکرم مصحوب من الاوقات و یا خیر شهرٍ فی الایام و الساعات...

- السلام علیک من شهرٍ قُربت فیه الآمال و نشرت فیه الاعمال...

- السلام علیک من شهرٍ لاتنافسه الایام...

-  السلام علیک و علی فضلک...

- السلام علیک...

پس نوشت پسین:

- خانم معلم وبلاگستان پیشنهاد یه طرح خوبی رو دادن که توصیه میکنم حتما یه سری بزنید و یه مددی برسونید.

هشداری معنادار و انتقادی از جنس دیگر

آیت الله مصباح یکی از علمای شهیر حوزه علمیه و سرشناس ترین حکیم معاصر حوزه علمیه به حساب می آید که از قدیم همچون یار دیرینش جوادی آملی که سرشناس ترین فیلسوف معاصر حوزه است دستی بر آتش سیاست هم داشته است.

مصباح یزدی در سالهای پیش از انقلاب به رغم تلاش برخی از انقلابیون اطراف امام(ره) حاضر به حمایت از سازمان منافقین نشد. سالها بعد که گرایشان مارکسیستی طیف مذکور روشن شد و همان انقلابیون از آنها بریدند و به جرگه مخالفین درآمدند تازه بر بسیاری مکشوف گشت که چرا امام(ره)، آیت الله خامنه ای و آیت الله مصباح حاضر به حمایت از آن طیف نشدند. مصباح در جلسه سه نفره گفته بود که من این گروه را نمیشناسم و با عقاید آنها آشنایی ندارم پس له یا علیه آنها موضعی نمی گیرم. آیت الله خامنه ای هم که نفر دوم جلسه بود در برابر این دعوت سکوت کرده بود. و اما نفر سوم از همان انقلابیونی بود که بعدها واقعیت بر او مکشوف گشت.

در جریان اختلافات روحانیون به ویژه شهید مطهری با دکتر شریعتی آیت الله مصباح بدون جدل وی را دعوت به مناظره با علامه طباطبایی کرد. علامه طباطبایی با این پاسخ که او (دکتر شریعتی) حاضر به مناظره نخواهد شد مناظره را پذیرفت و در موعد مقرر عازم تهران شد اما هیچ وقت مناظره ای در نگرفت تا پیش بینی آن علامه به تحقق بپیوندد.

در سالهای بعد از انقلاب و در دوره اصلاحات مصباح یزدی بخاطر نقد تفکر سروش و دوستان وی در کانون توجه قرار گرفت. مصباح اعلام کرد که حاضر به مناظره با عبدالکریم سروش در برابر دوربینها و بطور زنده است. پیشنهادی که نتیجه ای در بر نداشت. در همان زمان کاریکاتور نیک آهنگ کوثر کاریکاتوریست اصلاح طلب در یکی از جراید منتشر شد که در آن مصباح یزدی را تمساح یزدی خطاب کرده بود. این اتفاق باعث شد که طلاب در قم به اعتصاب بپردازند. آیت الله جوادی آملی در دفاع از آیت الله مصباح و اعتصاب طلاب به جمع آنها رفت و به ایراد سخنانی در حمایت از روحانیون، رهبری و آیت الله مصباح پرداخت. اما بیشترین حمله ها به مصباح زمانی صورت گرفت که او سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه تهران شد اما بعدها بخاطر برخی فشارها از این کار کناره گرفت. در این سخنرانی ها دو مورد حائز توجه است. اول انکه وی در یکی از سخنرانی ها ادعا کرد که برخی در داخل پولهایی را از معاندین نظام برای ضربه زدن به انقلاب گرفته اند. ادعایی که با واکنش شدید اصلاح طلبان مواجه شد اما چند ماه بعد بنفشه زندي بونازي ( دختر سیامک پورزرند )که رابطه بسيار نزديكي با سناتور برانبك داشت ادعای مصباح را تایید کرد(+) و گفت :" « ما از طريق سيستم بانكي مبالغ را براي افرادي كه مي توانند آن را پخش كنند ارسال مي كنيم . افرادي در ايران هستند كه اين كار را براي ما انجام مي دهند. » وقتي از خانم زند بونازي سوال شد اين افراد چه كساني هستند وي گفت « ما ترجيح مي دهيم اين رهبران (!) شناخته نشوند و زنده بمانند به جاي اينكه مشهور شوند و بميرند.»

مورد بعدی سخنرانی مصباح یزدی در مورد الهی بودن قرآن بود و اینکه تمام آیات از جانب خداوند نازل شده است و پیامبر در آن نقشی نداشته است. این سخنرانی آن زمان مورد توجه چندانی قرار نگرفت. ده سال زمان لازم بود تا سروش ادعای خودش مبنی بر الهی نبودن بخشی از قرآن را مطرح و ادعا کند برخی از آیات ساخته و پرداخته ذهن پیامبر بوده است. ده سال زمان لازم بود که برای برخی مکشوف شود که مصباح آن روز چرا این حرفها را می زد. ده سال زمان لازم بود تا برخی که مصباح را بخاطر نقد تفکرات سروش سرزنش می کردند و مدعی بودند که سروش از متفکرین متدینی است که بدنبال خدمت به اسلام و انقلاب است متوجه تذکرات مصباح شوند. ده سال زمان لازم بود که اسم عبدالکریم سروش از پی نوشت کتابهای درسی معارف حذف شود...!

با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری سال 84 آیت الله مصباح به حمایت از احمدی نژاد پرداخت. بسیاری مدعی بودند که روی کار آمدن احمدی نژاد محصول تلاش های مصباح یزدی و شاگردان ریز و درشت او در شهرها و روستاهاست. بعد از انتخابات یکی از سایتهای خبری وابسته به علی لاریجانی در دوره تبلیغات انتخاباتی که توسط یک دانش آموخته اخراجی حوزه اداره می شد به حملات مکرر به مصباح روی آورد که ظاهرا علت آن بغض شخصی گرداننده این سایت خبری بود. در طول مدت صدارت احمدی نژآد، آیت الله مصباح سیاست سکوت را در پیش گرفت اما هیچ وقت در برابر انحرافات دولت احمدی نژاد و تصمیمات نامناسب دولت ساکت نماند و با ارسال نمایندگان ویژه نظرات خودش را به رئیس جمهور منتخب  منتقل می کرد تا زیباترین نوع نقد را بدون هیچ حاشیه ای به نمایش بگذارد. نمونه آن را می توان در ماجرای دستور رئیس جمهور مبنی بر ورود زنان به وزرشگاهها جست که گفته می شد آن دستور هم به پیشنهاد رحیم مشایی صورت گرفته است. رئیس جمهور بعدها گفت که رهبری گفته اند نظر مراجع تامین شود بنابراین دستور خود را پس گرفت چرا که مراجع موافق این حرکت نبودند. اما پس گرفتن دستور نمونه ای از حرف شنوی رئیس جمهور از توصیه های مصباح را هم نشان داد. سال بعد رئیس جمهور و ایت الله مصباح در دیداری همدیگر را در آغوش گرفتند. در طول این سالها آیت الله مصباح بدون تنش آفرینی موعظه هایش را بصورت خصوصی به رئیس جمهور منتقل می کرد. در انتخابات سال 88 اما آیت الله مصباح به صراحت قبل به حمایت از احمدی نژآد نپرداخت تا شاید حاشیه آفرینی برای دولت در روزهای پر تنش انقلاب نداشته باشد. بعد از انتخابات و در گرفتن اتفاقات پس از انتخابات آیت الله مصباح مثل همیشه در حمایت از رهبری وارد میدان شد و با تبیین موضوعات آگاهی بخش سعی بر روشنگری اذهان عمومی و سوق دادن نیروهای انقلابی به گرد رهبری داشت. اما از ماه گذشته آیت الله مصباح سخنان خودش را به سمت نقد فرهنگی دولت سوق داده است و در دو سخنرانی یکی بصورت تلویحی و دیگری به صورت صریح به انتقاد از برخی منتسبین دولت و رویه فرهنگی  حاکم بر دولت پرداخته است. کاری که از طرف مصباح انتظار نمی رفت چرا که او همیشه با ارسال نمایندگانی و یا شخصا بصورت خصوصی مسائلش را با احمدی نژاد در میان می گذاشت اما چرا این بار رفتار او از جنس دیگری بود؟ مصباح یزدی در سخنرانی اول خود اینگونه گفت:" بعيد نيست در آينده فتنه‌اي شديد‌تر توسط افرادي صورت گيرد كه امروز آنها را به عنوان نيروهاي ارزشي مي‌شناسيم ."

 وی  در سخنرانی اخیر خود صریحا نوک پیکان انتقادش را به سمت رئیس دفتر رئیس جمهور برد و تیر خلاص را زد و وی را رسما  غیر خودی نامید. مصباح در این سخنرانی با بیان اینکه كساني كه بي‎شرمانه مكتب ايران را به‌جاي مكتب اسلام معرفي مي كنند، خودي نبوده غيرخودي‌اند توصیه کرد که باید حواسمان جمع باشد. اما ماجرا به همینجا ختم نشد. او در ادامه سخنانش به سمت رئیس جمهور هم نقبی زد.

" ما اسلام را مي‌خواهيم و هر كس اسلام را بخواهد خدمتگزار او هستيم و در اين مسير با كسي عقد اخوت نبستيم، هركس از اسلام كج برود، ردش مي‌كنيم... امروز آن فتنه تمام شده، فردا نوبت فتنه ديگر و آزمايشي جديد در كلاس‌هاي بالاتر است، نبايد خيال كنيم كسي كه چند روزي براي اسلام و كشور زحمت كشيد تضمين شده است، بايد تا آخر پشت سر رهبري باشيم تا منحرف نشويم."

....................................................

پرسشی که قابل تامل است این است که چه کسی دارد این حرفها را می زند؟ شخصیتی که هیچ وقت از حمایت دولت دریغ نکرده است. شخصیتی که همیشه نقدهایش را بصورت خصوصی به گوش رئیس جمهور می رساند و شاید این بار رئیس جمهور مشایی را بر او هم ترجیح داده است که اینگونه وارد گود شده است! شخصیتی که مقام علمی او در حوزه مورد تحسین بزرگان حوزه است و هیچ کس نمی تواند ادعا کند که او حرفهای مشایی را درست نفهمیده است.

 شخصیتی که عمرش را در راه مطالعه متون دینی گذرانده است قابل قیاس با مهندسی نیست که معلوم نیست مدرک مهندسی اش را از کدامین خانقاه گرفته است!

پرسش اینجاست که آیا او این انذار را بصورت خصوصی به رئیس جمهور هم منتقل کرده بود؟ و آیا این سخنان بخاطر عدم توجه رئیس جمهور و احساس خطر عمیق آیت الله مبارز نبود؟ بهرحال گذشت زمان روشن می کند که آیا این بار هم مصباح بخوبی توانسته است خط انحراف را تشخیص دهد یا خیر!

اضافات:

- این پست آن پستی نبود که آماده کرده بودم.

- آیت الله مصباح روزگاری در کنار دکتر سروش برای تبیین مبانی حکومت اسلامی تلاش می کرد اما وقتی متوجه انحراف فکری سروش شد در برابر او ایستاد. روزگاری هم در کنار دکتر احمدی نژاد برای برقراری دولت اسلامی تلاش می کرد اما اگر احمدی نژاد هم از اصول اساسی منحرف شود جلو او می ایستد. مصباح مثل خیلی از سیاسیون دنبال بهانه تراشی نیست. نقد او اصولی است. نقد او از جنس دیگریست. نکند عقاید یک مهندس الکترونیک را بر عقاید یک علامه دین برتری دهیم.

- معتقد نیستم که در عملکرد سیاسی مصباح هیچ نقصی نیست. اما کمترین نقص را در رویه او دیده ام. بیخود نمی گفت که هر کس می خواهد مصباح را بشناسد سراغ او را از بهجت بگیرد. و امروز بهجت کجاست تا فرق مصباح و مشایی را برایمان فریاد کند؟

- میخوام کمتر سیاسی بنویسم. اگر دوباره به این موضوع پرداختم چون کلام مصباح به میان آمد و البته من این ماجرا را هم بیشتر عقیدتی دیدم تا سیاسی.

.................................

- جان مالک هم به فدای علی...

سوال بی جواب!

 کامنت خصوصی زده که :" خیلی سخته همونی باشین که میخواین !نه؟! "

- بدون هیچ اسمی، بدون هیچ نشونی-

 در اینجور کامنتها نویسنده کامنت فقط خواسته تورو به فکر کردن وادار کنه، دنبال این نبوده که جواب سوال خودش رو بگیره، دنبال این بوده که تو جواب سوال خودت رو بگیری!

حالا بیاید باز بپرسید این خودش، خودِ خودش بوده یا خودِ خودت! یا اون خودت، خودِ خودت بوده یا خودِ خودش!

 اضافات:

- میخواستم تو این پست در مورد مکتب ایران و اسلام بنویسم اما با توجه به حجم بالای اخبار منفی در مورد آنجناب و دلایل دیگه تصمیم گرفتم این کار رو نکنم.

- این روزا با خودم فکر میکنم که کی گفته برای بزرگ شدن هیچ وقت دیر نیست ولی برای کوچک شدن همیشه زوده؟!

تلاشی برای حلّاج شدن؟!

- هفته گذشته طبق معمول اظهارات جالب توجهی از جانب رئیس دفتر رییس جمهور ساطع شد که بار دیگر نقل مجالس و محافل گشت تا آن جناب مسرور گردند که از حقشان برای ابراز عقایدشان حداکثر بهره را برده اند! آن هم نه از جایگاه یک آدم قابل اعتنا و یا یک نظریه پرداز و یا یک عالم دینی بلکه صرفا از جایگاه ریاست دفتر رئیس جمهور. در غیر این صورت کسی وقعی به سخنان آن جناب نمی نهاد که فی الحال نیز بسیاری از بزرگان شان خودشان را اجّل از پاسخگویی به مهمل بافی های آن جناب می دانند. 

- چندتن از جوانهای ظاهرا حزب اللهی که سابقه فعالیت رسانه ای دارند و در هر رسانه ای هم که دست و پا کرده اند جز هزینه برای جریان حزب اللهی هیچ نداشته است چندی پیش سایتی را راه اندازی کرده بودند که در آن سایت مدعی شده بودند که مشایی حسین بن منصور حلّاج قرن 21 است که اظهاراتش و دعوتش به حق و ارائه تعریف جدیدش از مفاهیم دینی مورد غضب خشک مغزان واقع شده و هیچ بعید نیست که سرش را در این راه بر باد دهد! گویا خود اسفندیار خان هم توهم مشابهی دارد. جالب آنکه همین جوانها قبلترها از منتقدین، بل مخالفین این حسین بن منصور عصر جدید بودند!

- همچنین گفته می شود چندیست که آن جناب به جذب نیرو در بین بدنه ملی- مذهبیون و جوانهای حزب اللهی روی آورده و تا کنون موفقیتهایی نیز بدست آورده است به گونه ای که بسیاری از مخالفین دو آتشه دیروز وی، امروز به مریدانی دو آتشه بدل شده و به دنبال برپایی مقدمات تشکیل دولت آن جناب به راه افتاده اند. که دیگران حرفهای آنجناب را درست در نیافته اند وگرنه آنان نیز مرید درگاه حضرتش  می گشتند!

- در مورد کاندیداتوری انجناب در انتخابات آتی ریاست جمهوری نیز مباحثی در گرفته است. نیروهایی سامان داده شده اند اما از آن طرف آیت الله جنتی گفته است مگر ما مرده باشیم که بعضی به دنبال نامزد شدن باشند، و از طرف دیگر با شایعه رد صلاحیت آنجناب بعضی بزرگان هشدار داده اند که ممکن است فتنه ای در بگیرد و رئیس جمهور و رئیس دفترش و بسیاری از نیروهای ارزشی را به کام فلان ببرد، و از طرف دیگر بین برخی از مطلعین شایع شده است که طیف آنجناب تلاش دارند در صورت رد صلاحیت حضرتش شخصیتی را کاندیدای ریاست جمهوری کنند که از مریدان مخلص آنجناب باشد. این مطلعین گمانه میزنند که احتمال قریب به یقین این شخص کسی نیست جز حمید خان بقایی ریاست فخیمه سازمان گردشگری و صنایع دستی!

اضافات:

- خدا هر کسی را با چیزی امتحان می کند. ما فکر می کنیم خدا احمدی نژاد را با مشایی امتحان می کند، احمدی نژآد هم فکر می کند خدا ما را با مشایی امتحان می کند!

- آقای رئیس دولت، شما با رای امثال ما و با نظر ویژه ولایت آنجا نشسته اید و نه با سرانگشت تدبیر آنجناب که جز هزینه برای شما، دولت شما و ما هیچ نداشته است. در مورد خودتان مختارید اما دولت فخیمه و رای دهندگان مشتاق را حق ندارید قربانی یک نفر کنید! گرچه از قدیم گفته اند نرود میخ آهنین در سنگ!

- ما با کسی شوخی نداریم.

- در همین رابطه (+)

خبر رسانی به شیوه رسانه فوق حرفه ای!

لینک اخباری که از تاریخ ۲۴ تیرماه تا ۴ مردادماه امسال در ستون خبرهای ویژه سایت شفاف قرار گرفته است را بدون کم و کاست در زیر می آورم. قضاوت با خودتان:

هشدار نسبت به تلاش های یک طیف مشکوک در جریان اصولگرا / با فتنه های بزرگ تری رو به رو خواهیم شد

درگیری لفظی سازمان ملی جوانان و سایت حامی دولت/چه كسي به شعور مخاطبان توهين مي‌كند؟

متعجبم که در دولت به آسایش مردم کمتر فکر می شود

صحبت درباره سناریوهای قیمت بنزین ممنوع / مردم بدانند قیمت تمام شده بنزین بالاتر از 400 تومان است

باهنر: با اجرای مصوبات ابطال‌شده از سوی رییس‌مجلس، برخورد جدی می‌کنیم

یکی از آرزوهایم این است که بنزین تحریم شود، ظرف دو روز 17 میلیون لیتر جایگزین می‌کنیم

حمایت مالی برخی تاجران ایرانی از فارسی‌وان

عدم حمایت دولت از شهرداری دلایل سیاسی دارد نه کارشناسی

نگاه افراطی برخی اصولگرایان موجب انشعاب داخلی شده است

دولت به دليل تمركز گرايي در برابر شهرداري مقاومت مي كند

وزیر ارشاد: کروبی از حضور در مراسم ختم پدرم، به دنبال بهره‌برداری سیاسی بود/ هاشمی خودش نخواست در نمازجمعه شرکت کند

دولت خود را رقيب شهرداري ها مي داند

دیدار شهردار تهران با صدر اعظم پیشین و شهردار هانوفر آلمان + گزارش تصویری

زد و بند، مسائل اخلاقی وفساد مالی برخی مدیران ورزشی/ دست ‌ها رو می‌شود

قیمت گوشت همچنان رکورد می زند

یافت‌آباد تهران به دلیل شدت آلودگی آب، منطقه سیاه اعلام شد

كاهش همكاري با دانشگاه‌هاي اروپا و افزايش رابطه با چين،روسيه و ونزوئلا

پس از خودداری احمدی نژاد ؛لاریجانی قانون اختصاص 2 میلیارد دلار به مترو را ابلاغ کرد

قالیباف ؛ مرد روزهاي سخت

مسئولان محترم و عزیز دولت محترم و عزیز ! برق ما کجاست ؟

ميلياردها تومان، اعتبارات گمشده در حوزه بهداشت داريم

بوستان آب و آتش و جذابیت هایی که خانواده ها را به آن می کشاند + گزارش تصویری

روحانیون مجلس دفاعیات ضرغامی را می شنوند

خداداد عزیزی:چرا صداو سیما باید حواسش به هشت پا باشد؟

چرا صدا و سیما به تخلف دولت در ماجرای 2 میلیارد مترو نپرداخت ؟

رجانیوز یک رکورد دیگر را به خودش اختصاص داد

سند انگلیسی روزنامه زیر مجموعه ضرغامی برای تخریب شهردار تهران

اعتراض نماینده زابل به ندادن پیام تسلیت توسط رئیس جمهور

27شهید و 270مجروح درانفجارزاهدان

9 استان کشور باز هم گرفتار گرد و غبار / مسئولان دولتی چه می کنند ؟

اضافات:

- من به رسانه های وابسته به شهرداری گفته ام در چالش کشیدن تا جایی پیش برویم که دشمنان انقلاب نتوانند حرف شما را سند کنند و توی سر انقلاب بزنند لذا باید این مرز را رعایت کنند. همچنین به آنان یادآور شده ام که کار خوب دولت را منعکس کنید و کار اشتباه را هم به چالش بکشید ولی مرز موجود را هم رعایت نمایید.(محمد باقر قالیباف در جلسه ماهانه جامعه اسلامی مهندسین )

- (+)

ماجرای منع مصرف مشروبات الکلی در آمریکا

                    ماموران فدرال در دوران منع مشروبات الکلی، بطری های حاوی مشروبات الکلی را خالی می کنند

( ماموران فدرال در دوران منع مشروبات الکلی، بطری های حاوی مشروبات الکلی را خالی می کنند)

- در تصویب قانون اساسی آمریکا اصلاحیه هجدهم هر نوع توليد، فروش يا حمل و نقل مشروبات الكلي، اعم از وارد يا صادر كردن آنها، از ايالات متحده و كليه نقاط واقع در حوزه قضايي آن، به منظور مصرف آشاميدني، ممنوع شد.این اصلاحیه که در سال 1919 به تصویب رسید اوج جهاد طولانی با میخوارگی بود. در زمان تصویب این اصلاحیه حدود 95 درصد آمریکایی ها مشروبات الکلی مصرف می کردند. با آنکه ممنوعیت مشروبات الکلی حمله ای به رفتار مستانه و موجب  بی نظمی تلقی می شد، مجالس مشروب خواری معتدل را نیز ممنوع می ساخت. این اصلاحیه اما در سال 1932 تنها 14 سال پس از اجرای قانون منع مشروبات الکلی بوسیله اصلاحیه بیست و یکم لغو شد. علتش هم این بود که اجرای این ممنوعیت عملا ناممکن بود. لیکور از کانادا یا مکزیک به ایالات متحده حمل می شد و از طریق بنادر آمریکا قاچاقی وارد و در نواحی دور افتاده نواحی روستایی تقطیر می شد. بارهای غیر قانونی که لیکور در آنجا به صورت غیر قانونی سرو می شد همه جا مثل قارچ سبز شدند. مهمتر از آن درآمد هنگفتی که از طریق تجارت غیر قانونی مشروبات الکلی بدست آمد به فوران جرایم سازمان یافته توسط باندهای قاچاق کمک می کرد. و اینگونه بود که این جهاد طولانی سرانجامی نیافت!

 رو نوشت بی ربط :

طرح توزیع کاندوم رایگان در مدارس آمریکا

اضافات:

- با اقتباس از کتاب "بنیانگذاری آمریکا و قانون اساسی آن" نوشته لیدیا بجورنلوند.(نشر ققنوس)

- درگذشت محمد نوری جدا من رو متاثر کرد.

- مشهد دعاگوی دوستان بودم.

- به قول دوست جدیدمان حسام الدین:"وقتی برای رفتن به یک دستشوییِ ساده؛ به دلیل علیل و ذلیل بودن؛ جان بکنید، آن موقع معنای سلامتی را خوب می فهمید."

- شما نمی فهمید این معلولان و جانبازان و سالخوردگان در این کشور چه می کشند. من می فهمم!

- او ديگر نماينده آقا نيست 

- وه که چقدر اینجا آدم چیز یاد میگیره!