آیا مشایی به سرنوشت سید مهدی هاشمی دچار می شود؟!

بسیاری معتقدند که تاریخ مدام در حال تکرار شدن است. وقایع تاریخی در ظاهر جدید اما با ماهیت مشابه هر چند سال یک بار و یا هر چند قرن یک بار تکرار می شوند. وقایع چند وقت گذشته و بلکه چند سال گذشته در کشور هم کم کم این گمانه را مطرح کرده است که تاریخ دوباره در حال تکرار شدن است! اینکه چقدر این گمانه به واقعیت بپیوندد را گذشت زمان مشخص خواهد کرد.

آیت الله منتظری شاگرد امام(ره) و همیشه مورد حمایت امام(ره) بود تا جایی که امام او را حاصل عمر خود نامید. عبارتی که فقط برای 2 نفر بکار برد و آن دومی شهید مطهری بود. اما حوادثی پیش آمد که بین این دو یار دیرین و دوست قدیمی شکاف ایجاد شد.اعتماد بیش از حد آیت الله منتظری به عنوان نفر دوم کشور به سید مهدی هاشمی برادر دامادش و حمایت های بی محابای آیت الله منتظری از وی اتفاقات عجیبی را در تاریخ انقلاب ثبت کرد.

این روزها اما حمایت های احمدی نژاد از مشایی بسیاری را به یاد آن روزها می اندازد. اقدامات و انحرافات مطرح شده در مورد اسفندیار رحیم مشایی و جریان منتسب به وی شباهت غریبی به رفتار سید مهدی هاشمی و حمایت های احمدی نژاد از مشایی شباهت غریبی به حمایت های آیت الله منتظری از سید مهدی هاشمی دارد!

حمایت ایت الله منتظری از سید مهدی هاشمی

« من سید مهدی را از وقتی که بچه بود و با مرحوم محمد هم بحث و به درس مکاسب من می امد می شناختم و پدرش استاد من بود و برادرش داماد من است من تمام خصوصیات او را می دانم. او مردی است مخلص اسلام و انقلاب و حتی شخص حضرتعالی. هم خوش استعداد و خوش درک است و هم خوب صحبت می کند و خوب می نویسد و در عقل و تدبیر و مدیریت به مراتب از رئیس سپاه و وزیر اطلاعات با همه کمالاتشان بهتر است و در تعهد و تقوی هم از آنان کمتر نیست، فقط بز اخفش نیست و حاضر نیست کورکورانه مهره کسی شود.

او در خانه نشسته مشغول مطالعه و نوشتن است و فعلا در کشور مد شده هر کار خلافی را از قتل و اعلامیه و امثال اینها را رجمابالغیب به او نسبت دهند و خط بازی های کشور هم سبب تقویت این قبیل شایعه ها است و متاسفانه مسئولین و از جمله اطلاعات هم بجای جلوگیری از شایعه های بی اساس همین شایعه را اساس قضاوت قرار می دهند و این خط بازی های ظالمانه خود نیز یکی از مشکلات کشور است...»(بخشی از نامه آیت الله منتظری به امام(ره)/ خاطرات سیاسی/ محمدی ری شهری/ ص48)

مشکلات بازداشت سید مهدی هاشمی:

محمدی ری شهری در مورد بازداشت و برخود با سید مهدی هاشمی در کتاب خاطرات سیاسی خود می گوید:

« شاید اکنون که تقدیر، برکناری اقای منتظری را رقم زده است و ایشان دیگر از جایگاهی مرتبط با تقدس امام فقید، در اذهان مردم برخوردار نیستند، تصور برخورد با یکی از نزدیکان متخلف ایشان، چندان مشکل نباشد. اما در آن هنگام، ایشان به آن علت که هنوز مقبول حضرت امام تلقی می شدند و در ذهن مردم و مسئولان، محترم و گرانقدر انگاشته می شدند حتی تصور انجام کاری که با مخالفت صریح ایشان مواجه شود برای هیچ کدام از مسئولین متعهد کشور و آحاد حزب الله مقدور نبود...

چنانکه گفته شد، به نظر بسیاری، پیگیری جدی موضوع ضروری نبود. پس از طرح نظر حضرت امام مبنی بر ضرورت دستگیری گسترده کلیه افرادی که به نحوی با این جریان مرتبط بوده اند چند تن از مسئولین به محضر ایشان شتافتند، در این جلسه، موضوع دستگیری متخلفان مورد بحث قرار گرفت. یکی از حاضران عنوان می کند:

دستگیری ها بسیار گسترده خواهد شد و به بیت اقای منتظری هم خواهد رسید!

حضرت امام پاسخ می فرمایند: یعنی شما می گوئید که مهدی هاشمی هم نباید دستگیر شود!

حاضرین در پاسخ می گویند: بله، حتی دستگیری سید مهدی هاشمی هم به مصلحت نیست.

حضرت امام می فرمایند: نه، نمی شود، مهدی هاشمی حتما باید دستگیر شود.( خاطرات سیاسی/ محمدی ری شهری/ ص 37و 38)

اعتصاب آیت الله منتظری پس از دستگیری سید مهدی هاشمی

« پس از بازداشت مهدی هاشمی ملاقاتهای اقای منتظری قطع شد. حتی مسئولان رده اول کشور، امکان ملاقات با ایشان را نداشتند. چنین اقدامی منشا تبلیغات سوء بسیاری در داخل کشور و زمینه مناسبی برای تبلیغات دستگاهها و رسانه های تبلیغاتی بیگانه شد... به اعتقاد بسیاری، این واقعه، یعنی اعتصاب  اقای منتظری و تبدیل شدن ایشان به یکی از کانون های مخالفت، شدیدترین بحرانی بود که تا آن زمان، در کشور، اتفاق افتاده بود. اخبار پراکنده در محافل گوناگون، حاکی از در گرفتن اختلاف نظری جدی و مهم بین یکی از ارکان نظام و یکی از بازوهای آن بود. اختلاف نظری که ظواهر، ختم بی ضرر آن را در هر صورت پیش بینی نمی کرد. بازتاب نامطلوب اعتصاب اقای منتظری در رسانه های بیگانه و نیز طرح آن در محافل داخل کشور تنها از احساس غمگین کننده وجود یک بحران سیاسی در کشور بود. احتمال اینکه بسیاری از مسئولان و دلسوزان انقلاب، در این حادثه دست کم بغضی سخت را در گلو احساس نکرده باشند بسیار کم است. این واقعه که بوی مخالفت جدی با امام را در فضای صمیمی کشور می پراکند، نمی توانست مورد بی توجهی قرار گیرد.( خاطرات سیاسی/ محمدی ری شهری/ ص49 و 50)

آیا تاریخ تکرار خواهد شد؟!

سردبیر روزنامه هفت صبح چند روز پیش خبر از فشار شدید برای بازداشت اسفندیار رحیم مشایی داد. همان شخصی که احمدی نژاد او را انسانی زلال نامید، همان شخصی که برای حمایت از او و اقدامات او، احمدی نژاد 11 روز را در خانه به اعتصاب نشست.

 احمدی نژاد بر سر وزیر اطلاعات با رهبری اختلاف نظر داشت. آیت الله منتظری هم دقیقا همین اختلاف نظر را داشت. احمدی نژاد بعد از شکستن اعتصاب به تسویه کابینه از لوث چندتن از منتقدان مشایی در مجموعه دولت در قالب ادغام وزارتخانه ها پرداخت و بعد از اینکه نظر رهبری مبنی بر تایید نظر شورای نگهبان مطرح شد با پذیرفتن آن نظر در اقدامی جالب این بار اقدام به عزل آن سه وزیر نمود!

به نظر می رسد بیش از آنکه ایت الله منتظری به سیدمهدی هاشمی اعتماد و اعتقاد داشت احمدی نژاد به مشایی اعتماد و اعتقاد دارد. باید منتظر ماند و دید در این دو سال باقی مانده از دولت و با توجه به اقدامات مشایی و جریان منتسب به وی ایا او نیز به سرنوشت سیدمهدی هاشمی دچار خواهد شد یا خیر. اگر روزی بنا به هر دلیلی مشایی بازداشت شود واکنش احمدی نژاد ملاک قضاوت خواهد بود. قضاوت در مورد اینکه ایا تاریخ تکرار خواهد شد یا خیر!

اضافات:

- قلبا از خدا می میخوام که این اتفاق نیفته.

- وقتی از روی یه کوه به کوههای مقابل نگاه میکنی تازه میفهمی که چرا موسی پیامبر شد! طبیعت کلاس خداشناسی است.

فرقه کیهانی و رسانه های اصولگرای ضد انحرافی!

هفته پیش محمد علی طاهری رئیس فرقه کیهانی(حلقه) بازداشت شد.  بسیاری فعالیت این فرقه را انحرافی توصیف می کنند. البته محمد علی طاهری حامیان متعصبی دارد که این روزها به شدت از بازداشت مرشد خود ناراحت و نگران می باشند. چند روز پیش هم برخی سایتها و وبلاگها فیلمهایی از روش درمان این شخص را منتشر کردند.

فارغ از حقانیت یا گناهکار بودن این شخص این نکته حائز اهمیت است که با داغ بودن مسئله جریان انحرافی برخی سایتهای اصولگرا با پررنگ کردن بازداشت طاهری و انتقاد از عرفانهای کاذب و انحرافی و نقد رمالی و جن گیری و ... همه چیز را به همه چیز ربط دادند غافل از اینکه در روزگاری پیش از این خود به بازنشر مقالات این انسان به تعبیر خودشان انحرافی پرداخته بودند. و یا گرفتن دکترای افتخاری وی را با کلی ذوق و شوق در سایتهایشان منعکس کرده بودند.

سایت خبرآنلاین وابسته به علی لاریجانی ماه گذشته در تاریخ 23 فروردین خبری را در خروجی خود قرار داد با تیتر افتخارآفرینی طب ایرانی در بروکسل » این خبر در مورد گرفتن نشان لیاقت در بروکسل پایتخت بلژیک توسط محمد علی طاهری بود.

جالب آنکه کاربران این سایت در نظراتشان به جعلی بودن مدرک مهندسی وی و بازداشت مکرر وی به جرم شیادی ذیل این خبر اشاره می کنند.

سایت همشهری آنلاین هم که معرف حضور دوستان است چندی پیش به انتشار مقاله ای از محمد علی طاهری پرداخته بود. این مطلب تحت عنوان " تعمقی در باب «الصلوة» " در سایت محمد علی طاهری هم قابل مشاهده می باشد.

سایت فرارو هم یک بار اقدام به انتشار یک مقاله از این شخص نموده است.

 

اضافات:

- اینا رو نگفتم که بگم سایتهای مذکور یا بعضی اقایون به این حلقه وصلن اینارو گفتم که گفته باشم!

- بعضی وقتها حواسمان حتی به یک اشتباه خودمان هم نیست، شاید دقیقا همان وقتی که حواسمان به همه اشتباهات دیگران هست!

- قطعا اگر تعمق کنید به این نتیجه می رسید که نتایج رفتار ما دقیقا خلاف ادعاهای ماست! یعنی در هر موردی هر ادعایی می کنیم در عمل خلافش را انجام می دهیم خواسته یا ناخواسته!

- این را گفتم نه بخاطر اینکه گفته باشم بخاطر اینکه دارم می بینم دولتی که شعارش مبارزه با مفسدین اقتصادی بود در دلش چه مفسدانی شکل گرفته اند! کارتل های بزرگ اقتصادی امروز در ید با کفایت آقای کذاست. همان کارتل هایی که روزگاری در دست کسانی بود که امروز از کشور متواری اند!

- این روزگار چه خدعه ها که در آستین نداره!

- همین مطلب با اندکی تغییر در بولتن نیوز

هاشمی شاد کن شدی دکتر جان!

این روزها حامیان احمدی نژاد 3 دسته اند:

دسته اول کسانی که هنوز همه کارهای او را توجیه می کنند و صد در صد او را همچون گذشته قبول دارند!

دسته دوم کسانی که سکوت کرده اند بنا به مصلحت یا بخاطر اینکه می ترسند در فضای غبار الود امروز بازی بخورند.

دسته سوم هم کسانی که با صراحت از تبعیت احمدی نژاد از جریان انحرافی پیرامون او انتقاد می کنند.

دسته اول را به خودشان وا می گذاریم چون 90 درصد افراد این دسته در هیچ صورتی و بنا به هر دلیلی دست از احمدی نژاد بر نخواهند داشت.

و اما دسته دوم و سوم ...

سرخوردگی گاهی خوب است اما برای اصلاح اشتباه نه اصرار بر اشتباه! خوشا به حال آنانی که همچون ققنوس از خاکستر خود پر می کشند.

اضافات:

- دکتر جان آنقدر به مشایی چسبیدی که آخر هاشمی شاد کن شدی!

- نهایت خودکامگی سقوط است. بوی خودکامگی به مشام می رسد!

- دکتر جان واقعا فکر می کنی 35 میلیون رای داری؟! گمان نکن که اگر امروز عذرت را بخواهند ممکلت بهم می ریزد. در بهترین شرایط مخالفینت جشن می گیرند و موافقینت سکوت میکنند و به تماشا می ایستند!

- تو حتی در میان خانواده ات هم  دیگر از اکثریت آرا افتاده ای، باور نداری رای بگیر!

آیا دست جنیان در کار است؟!

در چند هفته اخیر و بعد از قهر رئیس جمهور بحث هایی در میان سیاسیون در گرفته است مبنی بر ارتباط برخی از اطرافیان رئیس جمهور با مرتاضان و جن گیران و اشخاصی دارای توانمندی های متافیزیکی و آشنا با علوم غریبه و... که توانسته اند رئیس جمهور را به سمت خود متمایل کنند و به قولی او را مسحور این توانمندی ها کنند!

در میان سیاسیون افرادی همچون مرتضی نبوی، حسین فدایی، حداد عادل و در میان بزرگان اشخاصی همچون ایت الله مصباح به تلویح و بعضا بطور صریح از این رویه انتقاد کردند. آیت الله مصباح که در سال 84 از حامیان احمدی نژاد بود و رابطه خوبی هم با او داشت و از طرفی یکی از افرادی است که در میان روحانیون به خط شناسی معروف است و بسیاری معتقدند که او انحرافات را زودتر از دیگران شناخته و با صراحت بیشتری به مقابله با آنان می پردازد در میان منتقدین چند وقت گذشته احمدی نژاد صریح ترین مطالب را در انتقاد به بحث مکتب ایرانی و جریان انحرافی و فتنه جدید در لباس دین و ولایتمداری بیان کرده است. وی هفته گذشته در سخنانی صریحا اعلام کرد که :" دین را باید به کمک علما از قرآن و کلمات معصومین آموخت، نه از مرتاض و جن‌گیر!"

برخی سایتها هم از بازداشت 25 نفر از اطرافیان مشایی خبر دادند که در میان این افراد برخی مدعی آشنایی با علوم غریبه و ارتباط با عالم غیب بوده اند! حتی گفته شده است که در بازجویی از این افراد مشکلاتی هم بوجود آمده است. در این بین نام دو نفر از مدعیان منحرف نیز بر سر زبانها افتاده است. علی یعقوی و عباس غفاری معروف به الیاس(!) که هر دو در وادی متافیزیک مدعی توامندی هایی هستند و در بازداشت به سر می برند! شایع شده است که بازجوی عباس غفاری در هنگام بازجویی از وی سکته کرده است. برخی سایتهای اصولگرا با انتشار تصویر غفاری و انتشار دستخط وی ارتباط برخی نزدیکان احمدی نژاد با وی را جهت پیش بینی آینده و اتخاذ تصمیمات لازم بوسیله تسخیر جن توسط این فرد مدعی شده اند. در این میان بسیاری از سایتهای مخالف نظام از جمله بالاترین ادعا کردند که عباس غفاری جن گیر احمدی نژاد است که اساسا مسلمان نبوده و شیطان پرست است! برخی هم معتقدند رحیمی حلقه واصله عباس غفاری به اطرافیان رئیس جمهور بوده است!

در 22 بهمن سال گذشته تعدادی از مردم در هنگام حضور مشایی پیرامون او تجمع کرده و سوالاتی از وی پرسیدند، یکی از سوالات ارتباط مشایی با علی یعقوبی بود که وی ضمن اعلام نشناختن وی گفت:" او کیست؟!" فیلم این تجمع  و سوالاتی که از مشایی پرسیده شد چند روز بعد در اینترنت منتشر شد.

تا اینجای ماجرا بماند. اما باید قدری به گذشته برگردیم و برخی فرضیات را در کنار هم بچینیم.

در انتخابات سال 84 رقابت اصلی بین هاشمی رفسنجانی، محمدباقر قالیباف و مصطفی معین بود. در این بین اما حامیان خودجوش احمدی نژاد برای او با اخلاص فعالیت و تبلیغ می کردند. نکته جالب ماجرا آنجاست که روزی احمدی نژاد در میان اعضای ستادش بشارت پیروزی داد و گفت شک نکنید که ما پیروز انتخاباتیم و خود را برای بعد از پیروزی آماده کنید! این بشارت با بهت اعضای ستاد و حامیان وی روبرو شد شاید چون هیچ کس تا این حد مطمئن نبود که احمدی نژاد بتواند پیروز انتخابات باشد. با این حال این حرف باعث دلگرمی حامیان وی شد. بعد از پیروزی وی اما این جمله دکتر سبب شد که بسیاری از هوادارانش به او و ایمانش، ایمان بیاورند. بسیاری از حامیان وی مدعی بودند که این بشارت محکم دکتر نشانه ایمان و اخلاص اوست. ایمانی استوار که در برابر وعده الهی هیچ تردید به خود راه نمی دهد.

احمدی نژاد بعد از پیروزی در اولین عزل و نصب خود حسین مرعشی، پسرعموی همسر هاشمی رفسنجانی که رئیس سازمان گردشگری بود را عزل و اسفندیار رحیم مشایی را به جای وی منصوب کرد. این انتصاب آنوقت ها زیاد مشکل دار به نظر نمی آمد و حساسیتی را بر نمی انگیخت.

در سال 88 و انتخابات سخت و پر سر و صدای آن سال احمدی نژاد دوباره به حامیانش وعده پیروزی داد اما این بار آنها بهت زده نشدند چرا که به حرفهای احمدی نژاد باور داشتند و استواری او در مناظرات را می ستودند. دوباره او پیروز انتخابات شد و دوباره در اولین انتصاب خود اسفندیار رحیم مشایی را به عنوان معاون اول برگزید. اما این بار رهبر انقلاب با حکم حکومتی دستور برکناری وی را صادر کردند. دستوری که با تعویق یک هفته ای توسط احمدی نژاد انجام گرفت. او در نامه جالب خود خطاب به رهبری نوشت:

« ضمن ارسال رونوشت نامه كناره گيري مورخه 88.5.2 جناب آقاي مهندس اسفنديار رحيم مشايي از معاونت اولي، به استحضار مي رساند كه مرقومه مورخه 88.4.27 حضرتعالي به استناد اصل 57 قانون اساسي اجرا شد . ايام عزت مستدام»

این نامه کوتاه اجرای فرمان رهبری را با استناد به اصل 57 قانون اساسی( ونه چیز دیگری) گوشزد می کرد و در پایان عبارت عجیب"ایام عزت مستدام" را به همراه داشت.

بعدها صفار هرندی در سخنانی افشا کرد که وقتی رهبر انقلاب اصرار وی در مورد مشایی را از وی جویا شده اند احمدی نژاد در پاسخ گفته است:« تا کنون هیچ کس به اندازه مشایی به من کمک نکرده است!» و او حتی رهبر انقلاب را هم از این حرف مستثنی نکرده بود با اینکه همگان از حمایت اشکار و نهان آیت الله خامنه ای از دولت و رئیس جمهور با خبر بودند و تازه بر خلاف احمدی نژاد همگان بر این باور بودند که اتفاقا مشایی و اظهاراتش بیشترین هزینه را برای دولت احمدی نژاد به همراه داشته است.

احمدی نژاد یک بار دیگر هم در پاسخ شخصی که در حضور او و مشایی به انتقاد از مشایی و اظهاراتش پرداخته بود گفته بود" فلانی خودت را خسته نکن در  این دنیا بهتر از این(مشایی) پیدا نمی کنی!"

ظاهرا مجموعه رفتار احمدی نژاد سبب رنجش بسیاری از هواداران، دوستان و حتی خویشان وی شده است. برادر وی از رفتار او و تاثیر او از مشایی بسیار ناخرسند است و این ناخرسندی را هم پنهان نمی کند. حجت الاسلام صدیقی نیز چند شب پیش در سخنانی از نارضایتی فرزندان احمدی نژاد از وی خبر داد.

حجت الاسلام علی ثمری روحانی خانوادگی رئیس جمهور و کسی که در مراسم تدفین پدر وی تلقین را بجا آورد با دعوت احمدی نژاد در سالهای ابتدایی صدارتش به نهاد ریاست جمهوری رفت و امام جماعت نهاد ریاست جمهوری شد اما بعدها بخاطر انتقاد از مشایی و تفکرش مجبور به کناره گیری شد و جای او را عباس امیری فر نامی گرفت. شخصی که از شیفتگان بلامنازع اسفندیار رحیم مشایی است و چند روز پیش به حکم دادگاه ویژه روحانیت دستگیر شد!

سال گذشته مشایی ادعا کرد : «خواهید دید بخشی از اصولگرایان تا یک سال آینده به تکفیر ما نیز مبادرت خواهند کرد»

 در روایت آمده است که درجات ایمان تفاوت دارد:« لوعلم ابوذر ما فى قلب سلمان لقتله» اگر ابـوذر آنـچـه را كه در قلب سلمان است مى دانست او را (كافر مى دانست و) مى كشت .چندی پیش برخی سایتهای حامی مشایی به او لقب سلمان داده بودند اینکه چه سرّی در میان است مشخص نیست اما ظاهرا بر اساس همین اصل مشایی انسان زلالی است که دیگران چون به درجات ایمان او واقف نیستند وی را کافر می دانند!

نکته غامضی که در اینجا وجود دارد این است که اصرار احمدی نژاد و تاثیر شگرف مشایی بر او چگونه حاصل شده است؟ آیا وقتی احمدی نژاد بر سر موضوع مشایی در برابر حکم رهبری هم ایستادگی میکند آن هم رهبری که در روز تنفید حکم ریاست جمهوری بر دستانش بوسه زد جای شک بر نمی انگیزد؟! ایا مشایی برای احمدی نژادی که خود را ولایتمدار می داند از رهبر انقلاب اولی تر است؟! براستی مشایی در مشتش چه داشته است که با باز کردن آن برای احمدی نژاد او را اینچنین علاقه مند به خویش کرده است؟ (البته شاید هم هنوز مشت او برای احمدی نژاد باز نشده باشد!)

دفاع احمدی نژاد از اظهارات مشایی، برکناری متکی به شیوه احمدی نژادی، عزل وزرای منتقد مشایی بصورت فله ای تا جایی که هیئت دولت را از اعتبار می اندازد چه معنایی می تواند داشته باشد؟! برخی اظهارات جنجالی وی و مشایی و برخی اقدامات عجیب وی در طول این سالها با چه تدبیری انجام می گرفت؟ با تدبیر مشایی و مشورت با وی؟!

بسیاری از حامیان وی معتقدند که برخی از کارکنان نهاد ریاست جمهوری از سالها پیش به رابطه مرید و مرادی احمدی نژاد و مشایی پی برده اند و از شدت ارادت دکتر به وی متعجب گشته اند. ایا پیشگویی های احمدی نژاد در موارد مختلف در واقع پیشگویی های مشایی بوده است؟! آیا ماجرای ارتباط مشایی با برخی اشخاص منحرف و متوسل به علوم غریبه واقعیت دارد؟! ایا صدق پیشگویی های مشایی برای احمدی نژاد و بوقوع پیوستن این پیشگویی ها سبب ارادت خاص دکتر به مشایی شده است؟ و آیا مشایی واقعا همان انسان زلالی است که احمدی نژاد می گوید؟ ایا همه در شناخت مشایی اشتباه کرده اند جز دکتر؟! آیا واقعا هیچ کس به اندازه مشایی به دکتر کمک نکرده است؟ پس با این حساب این سوال پیش می آید که چه کسی جز مشایی و حرفها و مشورتهایش چالش برای دولت و سرخوردگی و تفرقه در میان حامیان رئیس جمهور را سبب شده است؟!

اضافات:

- از هر زاویه ای که به قضیه نگاه می کنی موضوع قدری عجیب به نظر می رسه!

- شایعات هر روز داره بیشتر میشه و رفتار دکتر هر روز عجیب تر! وقت اون نیست که دکتر مشایی رو ببوسه و واسه همیشه بذارتش کنار؟! حتما باید این آدم هزینه هایی بیشتر از این برای رئیس جمهور، دولت و مردم متدین بتراشه؟! تا کی باید از یک آدم منحرف دفاع کرد؟! کسانی که حضور مشایی رو در کنار دکتر به زیرکی احمدی نژاد ربط می دادند امروز هم که دکتر بخاطر اون در برابر همه از صدر تا ذیل ایستاده باز هم  این فرضیه رو قبول می کنند؟!!!

- میدونید مشایی منو یاد کی میندازه؟!( پاسخ تصویری)

- بعضی از حامیان دکتر هم ظاهرا ختم صلوات برداشتن واسه برطرف شدن سحر جریان انحرافی!

- چقدر بدم میاد وقتی می بینم خیلی از اقایون این روزها برای خودشیرینی تو بیت رهبری حضور فعال دارند در حالی که تو این سالها اون سمتها پیداشون نمی شد!

اضافات ثانی:

- بیانیه جمعی از وبلاگنویسان و فعالان فضای مجازی (امضا کنید)

گونه شناسی کتاب خوانی در مردان و زنان!

قبلش بگم اینجا رو حتما یه نگاهی بندازید!

آقایان

1- این دسته از اقایان هر سال در نمایشگاه کتاب عرق ریزان و مشما به دست حضور فعال دارند. کتاب های روی پیشخوان غرفه ها را به جدیت تورق می کنند و قیافه ای جدی و کتابخوان را به خود می گیرند. بعد از ظهر هم که به خانه می رسند با کلی توهم کتابخوانی و اهل فضل بودن کتابهای خریداری شده را مجددا تورق می کنند و عکسهایش را با تعمق فزاینده از نظر می گذرانند، و بعد هم که برای ادای چرتی به بستر می روند یکی از همین کتابها را که جلد زیباتری دارد به دست می گیرند و چند صفحه ای را هم محض ادای تکلیف می خوانند اما خیلی زود به این نتیجه می رسند که چقدر کتابهای بی محتوا در بازار نشر وجود دارد و لازم است که کم کم خودشان دست به کار شوند و اثری فاخر و متفاوت(!) خلق کنند. البته اگر در جایی صحبت از فلان کتاب شود که از قضا این اقایان آن را از نمایشگاه کتاب خریده اند و چند صفحه ای از آن را هم به زحمت خوانده اند( یا حتی نخوانده اند!) چنان در وصف کتاب زبان به سخن می گشایند و نقد و نظر کارشناسانه می دهند که اگر کسی نداند که هیچ اما اگر طرف مقابل سرش به کلاهش بیارزد فی الفور به نزدیک ترین سرویس بهداشتی مراجعه می کند. این گروه سه روز بعد از خرید کتاب کلا فراموش می کنند که از نمایشگاه کتاب چند جلد کتاب هم محض خوانش خریداری کرده اند اما سال بعد باز با همان جدیت، عرق ریزان و مشما به دست در نمایشگاه کتاب حضور فعال دارند.

2- دسته دوم از اقایان نوع تلطیف شده ی دسته اول هستند، آدم های لاغر، متین، کمتر خالی بند، که نمایشگاه و غیر نمایشگاه چندان برایشان فرقی ندارد. اما حضور در نمایشگاه کتاب حالشان را بهتر می کند! از گروه اول کمتر کتاب می خرند اما بیشتر کتاب می خوانند(تقریبا سالی سه چهار جلد کتاب می خوانند) ولی بیشتر وقت مطالعاتیشان به خواندن کتاب تعلق ندارد. در ابتدا تعداد صفحات کتاب را نگاه می کنند و بطور متوسط هر 4 صفحه و نیم که می خوانند به شماره بالای صفحه نگاه می کنند که ببینند چقدر پیش رفته اند و چقدر دیگر باقی مانده است. قابل تحمل تر و دوست داشتنی ترند اما در عین حال، قدری خودخواه، مغرور ، منزوی و.... این را هم اضافه کنم که دسته دوم از اقایان زود رنجند پس در برخورد با آنها مواظب رفتارتان باشید!( من قبل تر ها و در سالهای نه چندان دور جزو این دسته بودم!)

3- دسته سوم از آقایان آدم های متعادلی هستند، نه خیلی خود را اهل فضل می گیرند و نه خیلی عاری از فضل و کمال اند. هر کتابی را نمی خرند و هر کتابی را هم نمی خوانند. اما معمولا کتاب هایی را که می خرند را تمام و کمال می خوانند. در مجموع نرمالند و همان قدر که در بازار فضل و کمال گرایش به اعتدال دارند در کار و اقتصاد هم معتدلند اما سختکوش. مسابقات فوتبال را دنبال می کنند، خوش رو و خوش خلق هستند و کتاب ها را با لذت و توجه می خوانند چرا که هدفشان صرفا پیمودن سیر تکامل بصورت تدریجی است!( این دسته از آقایان ایده آل ترین شوهر های دنیا هم می شوند!)

4- و اما دسته آخر از آن کتابخوارهای حرفه ای اند. بدون لیست وارد هیچ نمایشگاه کتابی نمی شوند، آن هم نه فقط با نام کتاب بلکه به همراه نام ناشر کتاب و در نمایشگاه بجای قدم زدن و وقت گذرانی به سرعت سراغ انتشارات مربوطه می روند و کتابهایی را که قبلا لیست کرده اند خریداری می کنند. این دسته از بس کتاب خوانده اند اساسا هم کتابِ خوب می خوانند و هم خوب کتاب می خوانند. کتابها را بر اساس اولویت می خوانند و در خواندن کتاب هم روش های خاص خودشان را دارند. به این صورت که اول کتاب را بو می کشند تا خوب ششهایشان را نوازش دهد این بوی مطبوع کاغذِ کتاب، بعد به صفحه دوم و سوم می روند، و مشخصات اثر، نویسنده، ناشر و ... را مطالعه می کنند و پشت جلد آن را نگاهی می اندازند. بعد از آن به تخت پشت دراز می کشند پا روی پا می اندازند و شروع به خواندن کتاب می کنند و وقتی کتاب می خوانند از دنیا و مایتعلق آن فارغ می شوند. و می خوانند و می خوانند و می خوانند. در این بین مترصد آنند که چه وقت خواهر یا برادر کوچکترشان و یا والده عظام داخل حوزه استحفاظیشان شود یا در زاویه دیدشان قرار بگیرد تا از او بخواهند برایشان یک لیوان چای بیاورد. بعضی از این دسته از آقایان کتاب ها را یکی یکی می خوانند.(نوع الف) اما بعضی دیگر کتابها را با هم می خوانند چرا که به این شکل حس می کنند راندمان کارشان بالا می رود. همزمان چندین جلد کتاب را با هم شروع به خواندن می کنند(بخوانید شروع به خوردن می کنند.) تا بلکه ارضا شوند(بخوانید سیر شوند!). البته هیچ وقت دو رمان را همزمان نمی خوانند و این تنوع خوانش مربوط به چند حوزه مختلف می شود.(نوع ب) این دسته از اقایان(نوع الف و ب) یا بر کتاب حاشیه می زنند و یا در جای دیگر چکیده ای در مورد آن می نویسند. خواب ندارند، خوراک ندارند، زن نمی خواهند، و هیچ چیز به اندازه یک کتاب خوب حالشان را جا نمی آورد. هم صحبتی با هر کسی را دوست ندارند اما هم صحبتی با اهالی کتاب را به شدت دوست دارند طوری که به هیچ وجه احساس خستگی نمی کنند و وقتی در مورد موضوعات مربوط به کتاب صحبت می کنند چنان با انرژی و از سر اطلاع و خستگی ناپذیر صحبت می کنند که به طرف مقابل عطش کتاب خوانی دست می دهد و حسرت به جای او بودن را در دلشان می اندازد. هیچ چیز به اندازه برخورد با دسته اول از اقایان حال دسته چهارم از اقایان را خراب نمی کند! پدرها و مادرها از دستشان شاکی اند اما حریفشان نمی شوند.30 درصد از این گروه از آقایان فقط وقتی زن می گیرند آدم می شوند با این شرط که همسرانشان صبوری به خرج دهند! 70 درصد دیگر هیچ وقت آدم نمی شوند حتی اگر زن بگیرند! اما باید یادتان باشد که اگر روزی به مردی از دسته چهارم از اقایان توهین کردید به هیچ وجه به کتاب مورد علاقه اش توهین نکنید چون کتاب مورد علاقه دسته چهارم از اقایان حکم ناموسشان را دارد. و عقل و شرع حکم می کند که هیچ وقت به ناموس کسی تعرض و تجاوز نکنید!

از آنجایی که خانمها به نوعی همه به هم شبیه اند اما در عین حال هیچ کدام به دیگری شبیه نیستند تقسیم بندی خانمها تفصیل بیشتری می طلبد که اگر هیچ انگیزه ای جز تلف کردن وقتتان ندارید برای خواندن دسته بندی کتابخوانی در خانمها به ادامه مطلب بروید!

 

ادامه نوشته

خنده داره!


- یاد یه جک افتادم، می گفت احمدی نژاد 4 سال بعد...!

اضافات:

- البته برای خیلی ها چندان هم خنده دار نیست!