نظر صریح رهبر انقلاب در مورد اقدام مجلس
" طبعاً مجلس شوراي اسلامي مركز قانون گذاري است ، ليكن مصوبات اينجا(شورای عالی انقلاب فرهنگی) بايد اجرا شود. حكم شما لازم الاتباع است ، آنچه شما مصوبه داريد مثل مجلس مي ماند. مصوبات اين شورا لازم الاجرا است، به هر جا كه ابلاغ شد ، دستگاه هاي اجرايي موظفند اجرا كند. البته اين جا دستگاه قانون گذاري نيست؛ نمي خواهيم تعبير قانون بكنيم. كما اين كه در آن سؤالي هم كه از امام شد و جوابي كه ايشان فرمودند، اسم قانون گذاري نيامده؛ چون مركز قانون گذاري در قانون اساسي، يك جاست، ليكن منافاتي ندارد كه مصوبات اين جا در يك حوزه و در سطح خاصي لازم الاجرا باشد اينجا برابر قانون است چون امام اينرا تأكيد و تصويب كرده و آنچه امام و رهبري تصويب بكند و قرار بدهد ، طبق قانون اساسي مرٌ قانون است و هيچ مشكلي ندارد. اينجا براي كار فرهنگي قطعاً بر مجمع تشخيص اولويت دارد حداقل اينكه اصولاً اينجا براي كار فرهنگي تشكيل شده ، ولي آنجا مجموعه اي است كه مشاورين رهبري هستند . اينجا منصوبين رهبري هستند كه بايد بنشينند و راجع به مسايل و سياستهاي فرهنگي بحث كنند و وقتي آن بحث را را به مجمع تشخيص مي فرستند ، آنجا هم بايد با نظر اعتبار به اينها نگاه بكند. " ( سخنان رهبر انقلاب در جمع اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی)
خواندن بيانات رهبر انقلاب در ديدار اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى در مورد لازم الاجرا بودن مصوبات شورا در سال ۷۵ هم خالی از لطف نیست:
"
البته من در مورد اين مطلبي كه جناب آقاي يزدي مطرح كردند، فكر نكرده ام؛ يعني الان نمي توانم مرتجلاً چيزي را عرض بكنم. قابل بررسي است. آنچه كه كلاً به ذهن من مي رسد، دو مطلب است: يكي اين كه ما در آن زمان، خدمت امام (رحمه الله عليه) نوشتيم كه ترتيبي داده بشود كه مصوبات اين جا تضمين بشود. ايشان فرمودند كه مصوبات اين شورا بايد اجرا شود ـ يك تعبير شبيه به اين – ايشان تعبير قانون نياوردند؛ يعني تقيد داشتند كه ما واقعاً نخواهيم مركز قانون گذاري – به اين معنا – درست كنيم.بله، بايد ترتيب اثر داده شود؛ اين است. يعني بايستي اجرا بشود. تعبير ايشان، يك چنين تعبيري بود كه ايشان اسم قانون نياوردند. به عنوان مركز قانونگذاري قرار ندادند. كما اين كه مجمع تشخيص مصلحت هم مركز قانون گذاري به اين معنا نيست. طبعاً مجلس شوراي اسلامي مركز قانون گذاري است؛ ليكن مصوبات اين جا بايد اجرا بشود. حالا بايد ترتيبي داده بشود كه آن چيزي را كه مورد نظر شريف ايشان بود – به نظر ما هم همين خوب است كه ما بتوانيم كاري بكنيم كه آنچه اين جا تصويب ميشود – حتماً اجرا بشود. به صورتي نباشد كه اين جا يك عده از افراد متفكر، صاحب منزلت فرهنگي و فكري و اجتماعي و غيره بنشينند و چيزي را تصميم گيري بكنند، بعد ناگهان مثلاً مجلس در حاشيه ي يك مصوبه،همهي آنها را نقض كند و بي نتيجه شود. اين مصلحت نيست."
اضافات:
- به پیوست برسد به دست آقای لاریجانی!












15 سالش که می شود به یکی از پایگاههای بسیج می رود. اما به او می گویند سنش برای اعزام به جبهه کم است. آنقدر اصرار می کند که آخر به او می گویند باید رضایت نامه ای از طرف والدیتنت بیاوری. او هم به اسم اینکه رضایت نامه اش مال مدرسه است از پدرش رضایتنامه ای می گیرد!








ارمينه صرفا يك اسم خياليست و ربطي به نويسنده و جنسيتش ندارد و بر خلاف ظاهر اسم، نويسنده با كمال افتخار از جماعت ذکور است!