نقطه سر خط

.

اضافات:

..

اسپوتنیک و مسابقه موشکی

بریتا بجورنلند در کتابش با عنوان "جنگ سرد" ماجرای پرتاب اسپوتنیک(اولین ماهواره جهان) توسط اتحاد جماهیر شوروی در زمان رهبری خروشچف و رقابت هسته ای دو ابر قدرت جهان در دوران جنگ سرد را به طور مختصر توضیح میدهد:

((... پرتاب اسپوتنیک برای آمریکا یک شوک شدید بود. ناگهان فناوری شوروی در عرصه ای که برتری آمریکا مسلم فرض می شد پیشی گرفته بود.اسپوتنیک وزن و اعتبار علم در آمریکا را زیر سوال برد و نوعی احساس سردرگمی ملی به وجود آورد. آیزنهاور در سال 1958،  سازمان ملی هوا و فضانوردی (ناسا ) را برپا کرد و این سازمان به سرعت شروع به کار بر روی گزینه های پرواز سفینه فضایی سرنشین دار کرد، با این هدف که پیش از شوروی ها انسانی را به فضا بفرستد.

جنبه های نظامی اسپوتنیک حتی هشدار دهنده تر بود. این پیشرفت تنها چند ماه پس از آن رخ داده بود که شوروی ها اعلام کرده بودند که نخستین موشک بالستیک قاره پیمای جهان را آزمایش کرده اند.اینک اسپوتنیک توانایی پرتاب این موشک ها را دور از خاک شوروی به آن ها می داد. این موشک ها با حمل کلاهک هسته ای، می توانستند به راحتی به هدف های آمریکایی برسند. آمریکایی ها نه تنها در توسعه ی فناوری موشکی عقب بودند، بلکه در برابر حمله ی هسته ای نیز آسیب پذیر بودند.

اسپوتنیک نه تنها آغازگر مسابقه فضایی بود بلکه به مسابقه تسلیحات هسته ای بین دو کشور شتاب می بخشید. مسابقه تسلیحاتی در دهه ی 1950 به سطوح جدید دهشتناکی رسید، چرا که دو طرف به گسترش بمب های هیدروژنی یا گرما هسته ای پرداختند. قدرت بمب های جدید هیدروژنی بی سابقه و صدها بار نیرومندتر از بمب های اتمی ای بود که به روی ژاپن افتاده بود. هر دو کشور تسلیحات هسته ای را توسعه دادند و با ادامه ی جنگ سرد، هر دو کشور در تلاش برای پیشی گرفتن از دیگری تعداد فزاینده ای از این سلاح ها را ذخیره کردند. در حالی که ایالات متحده در 1950 تنها 298 بمب هسته ای داشت، در 1955 تعداد سلاح های هسته ای اش به 2422 فقره رسید. این تعداد تا 1962 به 27100 افزایش می یافت.... ناتان توینینگ، ژنرال  نیروی هوایی، به آیزنهاور گفت:" هر کس می داند که ما هم اکنون دارای یک ذخیره[هسته ای] هستیم که برای از میان برداشتن کامل اتحاد شوروی کافی است." با وجود این، این فکر که ایالات متحده دارد در مسابقه موشکی بازنده می شود سبب جنجالی بزرگ در آمریکا شد.

آیزنهاور علی رغم تشخیص خود تسلیم فشارها شد و دستور شتاب بخشیدن به برنامه هسته ای ایالات متحده را صادر کرد. او در سال 1958 در بودجه ی سال 1959 بازنگری کرد تا بیش از نیمی از امکانات مالی فدرال، یا بیش از چهل میلیارد دلار، را به هزینه های دفاعی اختصاص دهد. نتایج چشمگیر بود. تا سال 1960، ایالات متحده از برتری قاطع در مسابقه موشکی هم به لحاظ تعداد و هم به لحاظ دقت برخوردار شد. افزون بر آن، فن آوری ایالات متحده ناوگانی از زیر دریایی هایی را تولید کرد که می توانستند موشک پرتاب کنند.

خروشچف نیز به سهم خود از آغاز زمامداری اش نگران برتری نظامی و فنی آمریکا بود. از این رو، پس از آن که شوروی ها نخستین بمب هیدروژنی خود را در سال 1953 آزمایش کردند، خروشچف از توسعه بیشتر فن آوری پشتیبانی کرد. اما او هنوز جهانی صلح آمیز تر را در نظر داشت. او بعدها گفت:" هرگز امکان ندارد که ما بتوانیم از این سلاح ها[ی هسته ای] استفاده کنیم، اما در عین حال باید آماده باشیم. شناخت ما پاسخی کافی به خودپسندی امریالیستها نیست"...))

اضافات:

- این کتاب رو مهدی حقیقت خواه ترجمه و انتشارات ققنوس در قالب مجموعه تاریخ جهان خودش منتشر کرده.

- کلا تو مجموعه تاریخ جهان انتشارات ققنوس کتابهای خوبی پیدا میشه که هم مختصره(هر جلد از 150 صفحه تجاوز نمی کنه) و هم مفیده (چون خوب تالیف شده) و هم بصورت موضوع بندیه که میتونید برید خودتون ببینید!

-  یه لیست دیگه از کتابهاش رو نوشتم باس بخریم و بریم تو کارش! بعدها قطعا گزیده های دیگه ای رو اینجا میذارم.

- تو همین کتاب ماجرای هراس سرخش هم خوندن داره البته قابل توجه مدعیان سلب آزادی!

-  بادبادک باز هم دیشب خواب رو ازم گرفت!

- باز بگید ما اینجا پست مفید نمیزنیم، پس اینا چیه؟ اگه اینا سراسر پیام نیست پس چیه؟!! در نتیجه بعله مام بلدیم قلمبه سلمبه گویی کنیم همونجوری که بلدیم مغلق گویی کنیم و همونجوری که بلدیم با خودمون فکر کنیم که همه دنیا این پستهای قلمبه سلمبه گویانه مون رو میخونن! و در نتیجه بلدیم تو خیالات خودمون از این همه قدرت قلمبه سلمبه گویی به خودمون ببالیم!

- بعضیا خیلی چیزارو زیادی جدی میگیرن! به جان خودم!

- خِلاص!

الحمدلله الذی هدانا لهذا...

اینجوریاس!

گوگل رو که باز میکنی و حرف "سین" رو میذاری تو کادر، یه کشو زیر کادر باز میشه که محتوی بیشترین عباراتیه که با حرف "سین"  سرچ شده، نتیجه هم البته قابل تامله!بعد مشتاق میشی که ببینی اگه حرف "s" رو هم تایپ کنی  نتیجه مشابهی به دست میاد، یعنی تو دنیام وضع به همین منواله؟ مثلا گزینه اول "s.e.x" باشه دومی مرتبط با اولی باشه و سومی نامرتبط با اولی نباشه و الخ.... اما خب بازم نتیجه قابل تامله!( تصاویر زیر در ابعاد واقعی! + و + )

بعد یکی یکی حروف رو تو کادر قرار میدی... حرف "دال" هم درخور توجهه! اما خب عبارت "آد" هم دیدن داره آدم میمیره از این همه تعادل! ( تصاویر زیر با ابعاد واقعی + و + )

حرف "کاف" و" چ" و"پ" رو هم البته خودتون میتونید امتحان کنید! به قول فرهاد جعفری تو کافه پیانو نظام اخلاقی جامعه ما اجازه نمیده بیشتر از این وارد جزئیاتش بشیم! 

اضافات:

- "ما ایرانی ها بی جنبه ترین موجودات رو این کره خاکی هستیم" و سعی می کنیم تو اعتقاد به این اصل شکی به دل راه ندیم!

- با توجه به اینکه تو سرچ کلمه "s" هیچ نشانی از موارد مشکوک نیست در نتیجه دوباره سعی می کنیم که تو اعتقاد به اصل بالایی شکی به دل راه ندیم!

- اینکه میگم ما ایرانی ها یعنی کسانی که بیشتر از هر چیز اینارو سرچ میکنن غریبه نیستن خود ماهاییم!

- با توجه به عباراتی که دور اونها خط کشیدم میشه حداقل به سه موضوع مهم هم پی برد: اول اینکه حالت روانی خطرناکی که برای ارضاء خودش به دنبال رابطه جنسی با محارمه داره تو کشور شکل می گیره!/ دوم اینکه نشون میده بیشتر کسانی که این چیزها رو سرچ میکنن آقایونن چون در غیر این صورت باید مثل نوع مامان و خواهرش نوع برادر و باباش هم رویت می شد! و البته خانمها هم باید سعی کنند بطور طبیعی از این اتفاق خیلی ذوق نکنند!/ و سوم اینکه برید خدارو شکر کنید که تا حالا زنده موندیم و خدا از غیب یه سونامی نفرستاده تا هممون رو با اشتها ببلعه!

- دقت کردید پستها کوتاهتر شده؟ تشکر لازم نیست، تازه خبر ندارید از اونجایی که مخاطبین ما اصولا وقتی کتاب هم گیرشون میاد فقط عکساش رو نیگا میکنن از این به بعد اگه امکانش بود عکس هم میزنیم تنگ مطالبمون! برید حالشو ببرید! بازم تشکر لازم نیست!

- بچه حزب الهی ها هم ظاهرا بدجوری تو حالت خلسه بعد از انتخابات گیر کردن! بخوانید مطلب محمد مسیح را (+)

- پدرانم همه سرگشته ی حیرت بودند/ من اگر راه به جایی ببرم ناخلفم!

الحمدلله الذی هدانا لهذا...

فکیف اصبر علی فراقک؟

وقتی روز برفی زمین نخورده باشی، وقتی بعد از این همه سال صاعقه نصفت نکرده باشد، وقتی زیر آفتاب ۴۵ درجه مثل مار پوست نینداخته باشی، وقتی محض قربة الی الله 5 کیلو خاک نخورده باشی، وقتی... هیچ!

و چه فرق گشادیست(!) بین کافر نبودن و مسلمان بودن... بین عاقل نبودن و عاشق بودن!

دیشب دوباره گوسفندها را از اول می شمردم، ۱۰۶۳تا؛ نه شایدم ۶۴تا!

به یاد شبهایی که با نوشین لبان بحث سرّ عشق و ذکر حلقه ی عشاقمان بود! یادت که هست؟!

دیشب دوباره گوسفندها را می شمردم، ۱۰۶۳ تا، شایدم ۶۴ تا...نمیدانم، امشب باید دوباره از اول بشمارمشان! به یاد همان شبها...!

............

اما وقتی خدا هست... چه باک که من نیستم... چه باک که تو نباشی؟!

و گاهی عقل عقال می شود... که جذابترین مرحله عشق همین است!

و کار دل و غمزه...!

.

                                                                                                      اما نه؛ وقتی خدا هست!

اضافات:

- نگران من نباش؛ تو بار گناه خودت را به دوش می کشی!

- راستی امروز تولدم  هم بود!( این را بگذار به حساب اینکه امشب گفتمت! به یاد همان شبها!)

- فکیف اصبر علی فراقک؟!

علامه ی مظلوم!

برخی ذوالفنونش خوانند، برخی نجم الدینش و برخی هم استاد اکبرش هر چه هست پر بیراه به این صفاتش نخوانند از تفسیر و حدیث و درایه و فقه و اصول گرفته تا فلسفه و کلام و عرفان و هیئت و نجوم ریاضیات و طب و ادبیات!

علامه است و شاگرد علامه، ذوالفنون است و شاگرد ذوالفنون؛ شعرانی را میگویم، علامه شعرانی، ریاضیات و نجوم فلسفه و ... را نزد علامه شعرانی خواند می گفت هیچ یک از اساتیدم به اندازه ایشان تبحر در علوم ندارد، راست می گفت استادش هم مثل خودش ذوالفنون بود همه آنهایی که گفتیم به علاوه تسلط بر زبانهای فرانسه و انگلیسی و ترکی، زبان عبری را هم نزد یک ملای یهودی آموخته بود. علم موسیقی هم میدانست....

خاطراتی هم از استادش دارد :" زمستان بود برف سنگین آمده بود مردد بودم که به کلاس بروم یا نروم، اگر نمی رفتم دلیل بر تنبلی بود، بهرحال تصمیم گرفتم بروم. تا در خانه ایشان در سه راه سیروس رفتم. خواستم در بزنم اما خجالت کشیدم مدتی ایستادم که کسی بیرون بیاید اما نیامد، دیدم وقت درس دارد می گذرد بهر حال در زدم.... وارد شدم، سلام کردم و به محض نشستن عذرخواهی کردم، گفتم: آقا در این برف مزاحم شدم میخواستم نیایم.گفتند: چرا؟ گفتم: در این برف نمی خواستم مزاحم شوم، گفتند: مگر از مدرسه مروی تا اینجا می آمدید گداها سر راه ننشسته بودند؟ گفتم: چرا گفتند: آنها که تعطیل نکردند ما چرا تعطیل کنیم؟!"

 17 سال هم شاگردی علامه طباطبائی را کرد و با اینکه علامه طباطبائی حق استادی بر گردنش داشت با این  حال شاگردش را اینگونه توصیف می کند :" حسن زاده (آملی) را کسی نشناخت جز امام زمان(عج)". و در جای دیگر گفت:" راهی را که حسن زاده در پیش دارد خاک آن توتیای چشم طباطبائی"

یک بار هم جوانک دانشجویی که در اتوبوس کنار دستش نشسته بود در مذمت روحانیون و علومی که روحانیون به دنبال آنند و فسیل شدن این علوم سخنها رانده بود و در انتها معادله ای نوشته و به دست استاد داده بود، علامه هم بدون کمترین واکنشی با کمال خونسردی معادله را حل کرده بود و معادله دیگری را در ذیل همان معادله برای جوانک نوشته و اسم خودش را هم در پایین برگه درج کرده بود، بیچاره جوانک هر چه تلاش کرده بود نتوانسته بود مسئله را حل کند ، وقتی به استادش مراجعه کرده بود و ماجرا را تعریف کرده بود و برگه را به دست استادش داده بود جوابی نگرفته بود جز لبخند استاد!... استاد مربوطه همان اول که اسم حسن زاده آملی را در پای برگه دیده بود تا آخرش را خوانده بود و بعد به جوانک گفته بود:" بین این همه روحانی رفته ای سراغ همان یکی که ما خودمان هر وقت در مسئله ای می مانیم به ایشان مراجعه می کنیم!"

عارف کامل است آنان که خوب میشناسندش تایید می کنند که در عرفان به چه مرتبه است.

علامه است، بی تکلف، بی غرور، اینقدر اسیر علم است که خودش را درگیر بحثهای سخیف نمی کند. در دوران دفاع مقدس بین رزمنده ها حاضر می شد. ارادت عجیبی هم به رهبری دارد تا جایی که مولا خطابش می کند، یک بار هم که رهبری به دیدارشان می رود و برخورد ایشان را می بیند ناراحت می شود و میگوید آقای حسن زاده این کار را نکنید که جواب می شنود:" اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی کردم!"

یک بار هم به مناسبت برگزاری کنگره بین المللی حضرت زهرا(س) صحیفه نور خود را تقدیم رهبری می کند و در نامه ای به رهبر انقلاب این چنین می نویسد:" این صحیفه نور موسوم به « فص حکمة فی کلمة فاطمیة» به مناسبت تاسیس نخستین کنگره تجلیل و تکریم از عصمة الله الکبری و ثمرة شجرة الیقین و احسن و منازل القرآن و بقیة النبوة و مشکوة الولایة و الامامة حضرت فاطمه بنت خاتم الانیباء محمد مصطفی صلی الله علیه و آله که به فرمان همایون و خجسته رهبر عظیم الشان کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران جناب آیت الله معظم خامنه ای کبیر- متع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف- در ساری مازندران ایران برگزار می شود. با سلام و تحیت خالصانه و ارائه ارادت بی پیرایه و درود نوید جاوید، به حضور آن قائد ولی وفی و رائد سائس حفی، مصداق بارز «نرفع درجات من نشاء» تقدیم می گردد، و عرض می شود« یا ایها العزیز جئنا ببضاعة مزجاة». دادار عالم و آدم، همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد. ( المتمسک بذیل الولایة : حسن حسن زاده آملی 14/6/1376)

در بین خواص جامعه و اهل علم کاملا شناخته شده است اما در بین عامه مردم کمتر کسی او را می شناسد حتی اگر در خیابان ببینندش قطعا نخواهند دانست که او حسن زاده آملی است، این اواخر هم اگر تلاشهای شاگردش صمدی آملی در شناساندن ایشان نبود که همین تعداد هم شاید او را نمی شناختند. در ریاضیات و ادبیات و نجوم و علوم طبیعی به غایت قویست، شاید برای کسانی که روحانیون را فقط در فقه و اصول و این چیزها شناخته اند قدری سخت باشد که تصور کنند روحانی وجود دارد که از زیج های نجومی گرفته تا قطاع های هندسی وآناتومی بدن انسان چیزها می داند و کتابها نگاشته است و متخصصین و علمای علوم مربوطه از دیدار با او مباهات می کنند. جامع العلوم می دانی یعنی چه؟

از عرفانش هم هیچ نگفتم. بماند...

حسن طبری آملی معروف به حسن حسن زاده آملی، فرزند عبدالله متولد 1307 روستای ایرای لاریجان آمل.

اضافات:

- می گفت علامه جعفری به دعوت یکی از فلاسفه غربی به دیدار این فیلسوف رفت و وقتی از فرودگاه خارج شد تاکسی گرفت و به خانه فیلسوف مربوطه رفت اما راننده تاکسی از او مبلغی بابت کرایه نگرفت و گفت ما از مهمون دانشمند شهرمون پول نمی گیریم علامه از این برخورد خوشش اومد به فیلسوف مربوطه گفت تو هم امدی ایران بگو با محمد تقی جعفری کار دارم... بعد از مدتها یک روز زنگ در خانه علامه جعفری به صدا درومد و پشت در کسی نبود جز همون فیلسوف غربی! وقتی علامه ازش پرسید که راحت اینجا رو پیدا کردی پاسخ فیلسوف مربوطه شنیدنی بود:" چه راحت پیدا کردنی سه شبه دارم تو سفارت می خوابم به هرکس میگم محمد تقی جعفری میگه محمد تقی جعفری دیگه کیه؟!!" راست و دروغش پای راوی.

- علامه در ویکی پدیا / تصویر یک مطلب قدیمی در مورد علامه / یک عکس قدیمی از علامه حسن زاده به همراه علامه جوادی آملی در کنار آیت الله میرزا هاشم آملی / علامه در کتابخانه معروفش

- گاهی اینقدر این پای صاب مرده تو گچ میخاره که دوست دارم پایه های فلزی مبل رو گاز بزنم. اما پایه های چوبی بهترن چون آدم نتیجه تلاشش رو می بینه! این پارکت های کف خونه هم بد نیست اما به دندون نمیاد! دیروز تا شب برای فراموش کردن این مصیبت فیفا زدم! 28 تا بازی 10 دقیقه ای پشت سر هم! با صدای بلند و رجز خونی اضافه! دایی کوچیکه هم امروز صبح رفت!...همین!

- دیروز شد یک ماه! یک ماه دیگه مونده هنوز! به قول بچه ها یک یا حسین دیگر! چند روز دیگه هم تولدمونه گفتم شاید بخواید تبریک مبریک بگید... از شمام که قربونش دادن هدیه بعیده!

- اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مَوْلاىَ سَلامَ مُخْلِصٍ لَكَ فِى الْوَِلایَةِ ...

مالیات بر ارزش افزوده

برداشت عمومی

در حال حاضر در بین روشهای مختلف مالیات گیری مقبول ترین و متداولترین روش مالیات گیری در دنیا روش مالیات بر ارزش افزوده یا به نقلی مالیات بر مصرف است بطوریکه در حال حاضر بیش از 140 کشور دنیا از این روش برای اخذ مالیات استفاده می کنند، اولین بار در سال 1881 این روش توسط شخصی به نام فون زیمنس به دولت آلمان جهت فائق آمدن به مسائل ناشی از جنگ پیشنهاد شد و بعد توسط سایر کشورها مورد استقبال قرار گرفت. فرانسه در سال 1954 این روش مالیات گیری را به اجرا درآورد.در آسیا اولین کشوری که از مالیات بر ارزش افزوده استفاده کرد کشور کره بود که این طرح را در حدود ۳۰ سال پیش به اجرا درآورد. و در حال حاضر اکثر کشورهای جهان بخصوص کشورهای پیشرفته از این روش  جهت اخذ مالیات استفاده می کنند.

پیشینه اجرای طرح در ایران

اولین بار این طرح در سال 1366 در مجلس تصویب شد اما بخاطر طرح تثبیت قیمتها اجرای این طرح به تعویق افتاد،در سال 70 صندوق بین المللی پول اجرای این روش را به ایران پیشنهاد کرد، در سال 76 و روی کار آمدن دولت آقای خاتمی مطالعات پیرامون این طرح در وزارت اقتصاد کلید خورد و در سال 80 پیش نویس طرح به دولت ارائه شد و دولت لایحه ای را در سال 82 به مجلس ارائه کرد، مجلس هفتم هم در سال 84 این طرح را تصویب و دولت نهم در سال 87 بالاخره این طرح را بعد از 20 سال به اجرا در آورد اما باز هم اجرای این طرح متوقف و به سال 88 موکول شد، با اینکه گفته می شد دولت برای اجرای این طرح 30 میلیارد تومان هزینه و از مشاورین خارجی استفاده کرده بود اما به علت عدم اطلاع رسانی کافی و عدم آموزش به اصناف و اعتراض برخی صنوف به اجرای این طرح از عوامل اصلی توقف این طرح در سال گذشته بود.

مزایا

مزایای متعددی توسط اقتصادیون در توجیه اجرای این طرح عنوان میشود اما مهمترین آنها به شرح زیر است:

به حداقل رساندن فرار مالیاتی/ افزایش درآمد مالیاتی دولت(در کشورهای پیشرفته بیش از 60 درصد از بودجه عمومی دولت از طریق مالیات گیری است این میزان در تعدادی از کشورهای پیشرفته به 98 درصد هم می رسد اما در ایران در خوش بینانه ترین حالت تنها 30 درصد است!)/ افزایش قابل توجه شفافیت مالی/ کاهش قاچاق کالا/ کاهش وابستگی دولت به در آمدهای نفتی(به عنوان یکی از مشکلات عمده در اقتصاد ایران)/ بهبود وضعیت تجارت خارجی/ بهبود وضعیت تولید ( در قانون تجمیع عوارض فشار زیادی بر تولیدکنندگان است در حالی که هیچ مالیاتی از واسطه ها، فروشندگان و در نهایت از مصرف کنندگان اخذ نمی شود)/ بالا رفتن انگیزه سرمایه گذاری/ کمتر بودن آثار تورمی نسبت به سایر روشهای مالیات گیری/ پایین آمدن هزینه دریافت مالیات بواسطه خود کنترلی مودیان/ عادلانه بودن نسبت به سایر روشها با استناد به این مطلب که هر کس در جامعه بیشتر مصرف کند بیشتر مالیات می پردازد و از طرفی دلالان نیز مجبور به پرداخت مالیاتند/ سیاست های حمایتی و تشویقی، ثبات نسبی، انعطاف پذیری، کنترل حسابرسی و....

معایب

عمده مشکلاتی که در اجرای این طرح وجود دارد اولا اجرای این طرح در سطح خرده فروشی است اما مهمترین آنها اثر تورمی اجرای این طرح است. در مورد اثر تورمی اما باید توضیح داد که بر خلاف تصور این طرح چندان اثری در تورم نخواهد داشت و یا این اثر در شرایط انبساط مالی اما آن هم کاملا مقطعی و موقت خواهد بود، مطالعه ای که در مورد 35 کشور انجام شد در 22 کشور(63 درصد)  اجرای طرح یا تاثیری در افزایش قیمت نداشته است و یا این تاثیر بسیار ناچیز بوده است، در 8 مورد (23 درصد) افزایش قیمت مشاهده شد که در این 8 مورد تنها یک مورد افزایش تورم بصورت فزاینده بود اما در 7 مورد دیگر در روند افزایش قیمت هیچ شتابی دیده نشد، بنابر این در 29 کشور(83 درصد) اجرای طرح سبب رشد فزاینده تورم نشد! اما در همین موارد افزایش ناچیز تورم هم علت تنها اجرای طرح مالیات بر ارزش افزوده نبود بلکه دیگر شاخصه های اقتصادی و بخصوص شرایط انبساط مالی در افزایش همان مقدار ناچیز هم موثر بوده است. به عنوان مثال در اندونزی هم قبل از اجرای طرح بسیاری از کارشناسان  و اقتصاددانان معتقد به افزایش چشمگیر تورم بودند اما در عمل مشاهده شد که اجرای طرح تاثیر بسیار ناچیزی بر افزایش قیمتها داشت.

گذری بر جزئیات اجرایی

در اجرای این طرح البته معافیتهایی برای بعضی از کالاها هم وجود دارد، و از طرفی این نرخ در ایران 3 درصد است یعنی حداقل نرخ ممکن است در حالیکه این نرخ در برخی کشورها به 15 درصد هم می رسد، از طرفی روش اجرای این طرح اینگونه است که در هر مرحله از تولید تا توزیع و فروش به خریدار مالیات اخذ می شود به این شکل که در مرحله آخر خریدار نیز بعد از خرید مالیات اجناس خریداری شده را می پردازد و به این ترتیب درآمد مالیاتی دولت افزایش یافته و از طرفی مالیات کمتری از تولید کننده دریافت و از طرفی از مصرف کنندگان و واسطه ها نیز مالیات اخذ می شود که هم عادلانه تر است، و هم بر خلاف طرح تجمیع عوارض فشار کمتری به تولید کننده وارد می شود و هم دلال ها و واسطه ها و مصرف کنندگان از مالیات دادن گریزی ندارند و ضمنا چون صادرات از این مالیات معاف است از این جهت نیز تقویت کننده تولید است.

نتیجه گیری

نتیجه اینکه هم نهادهای بین المللی و هم متخصصین داخلی متفق القول بر لزوم اجرای این طرح با توجه به بستر سازی مناسب علی الخصوص آموزش و اطلاع رسانی تاکید دارند و اگر این طرح با موفقیت به اجرا درآید قطعا پس از اصل 44 قانون اساسی، اساسی ترین طرح اصلاح ساختار اقتصادی کشور خواهد بود. اجرای این طرح قطعا ناگزیر است و اگر دولت در انجام این طرح همت کافی را به کار نبندد در سالهای آینده مجبور است که با توسل به ابزار زور این مشکل را مرتفع کند چرا که تا وقتی دولت مجبور به اجرای طرحی نشده است راهی برای انتخاب بین خوب و بد وجود دارد اما در هنگام اجبار انتخاب قطعا بین بد و بدتر خواهد بود اتفاقی که در مورد بنزین به تلخی تجربه کردیم و  علی رغم اینکه همه نهادهای بین المللی و دلسوزان داخلی سالهای اوایل دهه هفتاد به ایران هشدارها و پیشنهادهایی ارائه کردند با بی توجهی دولت و اهمال در تعیین تکلیف وضعیت بنزین سبب شد که هیچ راهی برای تسکین و نه درمان مشکل باقی نماند الا زور! و این ابزار زور چیزی نبود جز طرح سهمیه بندی بنزین و این طرح علی رغم اینکه طرح درستی بود اما طرح خوبی نبود چرا که انتخاب بین خوب و بد نبود بین بد و بدتر بود!

اضافات:

- باید دعا می کردید جای پام دستم چلاق می شد تا نتونم ایقدر بتایپم حوصلتون سر بیاد اما خدایی تا حالا نشده بود که از تایپیدن کمردرد شم که ایندفه شدم!

- هر کس در مورد اوشو عارف هندی اطلاعاتی داره عاجزانه تقاضا می کنیم مارو خبر کنه که یه نفر التماس دعا داره شدید!

- تو همه کشورهایی که مالیات بر ارزش افزوده میخواست اجرا شه اول یه سری مخالفتهایی میشد پس این طبیعیه اما اجرای طرح هم ناگزیر.

- قصد سخت نویسی نداشتم این نوشته هم از سر تکلیف بود. به نظرم بهتره جای موضوعات آلوده سیاسی کم کم روی معضلات متمرکز شیم!

- دایی کوچیکه پاشده از مشهد با مادربزرگ گرام اومده عیادتم دیشب تا صبح سه تایی تو یه تیم کاپ زدیم این انگلیس پدر مارو درآورد از بس شکستمون داد ولی اینقدر بازی رو تکرار کردیم تا بالاخره شکستش دادیم و رفتیم فینال!(هورااااااااا) ولی خدایی خیلی هماهنگ شدیم! کار تیمی و این چیزا، خلاصه رقیب می طلبیم!

- اسطوخودوس می نوشم پس هستم!

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لا یُهْتَکُ حِجَابُهُ وَ لا یُغْلَقُ بَابُهُ وَ لا یُرَدُّ سَائِلُهُ...