فکر معقول بفرما گل بیخار کجاست
مقوله ی تغییر ساعت رسمی کشور و تصویب بررسی یک فوریت این طرح بحثی است که این روزها خیلی از اوقات ارزشمند مسئولین کشور را به خود اختصاص داده است براستی زندگی مردم لنگ این تغییر ساعتهاست؟
و آیا نمایندگان محترم موارد مهم تر و حیاتی تر و اثر گذار تر از تغییر ساعت برای انجام و تصویب در مجلس ندارند؟
پس از آنکه در سال گذشته دولت رای به عدم تغییر ساعت رسمی کشور داد واکنش های زیادی در میان مردم در این مورد بوجود آمد اما تداوم این امر در سال جاری بازخورد خاصی را در بین مردم به همراه نداشته است به نظر شما دلیل آن چه می تواند باشد ؟
و براستی که مردم به شرایطی که در آن قرار دارند و و به سیاست هایی که برای آنها تعریف می کنند پس از مدتی عادت می کنند و به نظر نمایندگان محترم مجلس ، عادت کردن مردم به تغییر ساعت با سابقه ی 15 ساله دشوار تر است یا عادت به عدم تغییر آن با سابقه ی چند صد ساله؟
استناد به این مطلب که بیش از 80 کشور دنیا تغییر ساعت را در کشورشان لحاظ می کنند مضحک تر از ان است که بتوان در مورد آن جدل کرد چرا که بیش از 100 کشور دنیا هم از این امر تبعیت نمی کنند و جالب آنکه بسیاری از کشور های تغییر دهنده کشور های اروپایی هستند اما بیشتر کشور های اسیایی دنبال رو این سیاست نیستند و اینکه در برهه ای از زمان شاید تغییر ساعت به دلیل اختلاف بیش از حد مصرف در پیک مصرف با سایر اوقات شبانه روز توجیهی داشت اما امروزه روز این توجیه ماهیت خود را از دست داده است و اینکه محمدرضا شاه زمانی که خواست این سیاست را دنبال کند با واکنش های سختی روبرو شد اما حضرات در دولت خودشان این سیاست را پیاده کردند هرچند که قشر عظیمی از جامعه و جمعیت روستایی از این امر سرپیچی کرده و به عنوان شخصی که با این قشر در ارتباط بوده ام این قشر هیچ گاه اقدام به تغییر ساعت نکرده و البته با این حال همچون قشر شهری نیز سالشان با این پرسش که ساعت جدید یا قدیم؟! به پایان برده اند و واقعا چه ضرورت است این کار با این مشکلات و نا هماهنگی های پیش رو و تنها دلیل اگر صرفه جویی است که نیست!
و گویا دلیل تنها لجبازی است به قول یکی از پیران دلسوخته: این کار خداست(عدم تغییر) و آن کار خلق(تغییر) پسر جان در کار خدا نباید دخالت کرد .
و ایا مردم صده های گذشته که با روال عدم تغییر زندگی می کردند زندگی نمی کردند؟
و چگونه است که مدعی شده ایم در این 15 سال زندگی مردم مسیر خود را یافته است در حالی که مسیر خود را به واقع گم کرده است و آیا همه ی مشکلات کشور لنگ تغییر ساعت کشور است و گویا این توجیه که چون اکثر کشور های اروپایی این کار را می کنند پس ما هم بکنیم تا با آنها هماهنگ شویم چه جایگاهی دارد؟
اگر اینگونه است پس تعطیلی رسمی کشور را نیز از جمعه به یکشنبه تغییر دهید تا بیشتر هماهنگ شویم!!!
و سخن بسیار است و مجال اندک ...
اضافات:
از اینکه نمایندگان محترم اینقدر واقعا دلسوزانه مسائل مهم همچون تغییر ساعت رسمی و صبحانه ی نماینده ها و شکست عشقی رایس و... را در مجلس اصولگرای شورای اسلامی دنبال می کنند صمیمانه از ایشان سپاسگذاریم
دویم اونکه بنده شخصا در سالهای تغییر ساعت سنت شکنی کرده و ساعت اتاقم را تغییر نمیدادم چونکه بیهوده به نظر می آمد و همیشه از روش ذهنی(هرچی بود یک ساعت عقب) برای رفع رجوع امورات استفاده می کردم بعد از 6 ماه که ابوی ساعتهای دیگر را به جلو می کشید کلی بهشان می خندیدیم که:
"حالا که چه ؟"
سیم اونکه بازتاب هم در این بین با گزینش یک مطلب از مطالب عنوان شده توسط نماینده دولت در گفتگوی ویژه خبری به اصطلاح خودش عمق منطق دولت برای عدم تغییر را منتشر کرده است حال اینکه بینندگان به این سوء استفاده های رسانه ای توسط بازتاب عادت کرده اند و ما نیز سخت مشتاقیم تا عمق منطق بازتابی ها برای تغییر را بدانیم!
چهارم اونکه مقالاتی در مورد عدم تغییر ساعت رو می توانید در اینجا و اینجا ببینید
البته این موضوع را نیز متذکر می شویم که شاید تغییر نیز مزایایی هرچند اندک داشته باشد که باعدم تغییر از آن بی بهره می مانیم اما به قول شاعر:
فکر معقول بفرما گل بیخار کجاست
ارمينه صرفا يك اسم خياليست و ربطي به نويسنده و جنسيتش ندارد و بر خلاف ظاهر اسم، نويسنده با كمال افتخار از جماعت ذکور است!